بیدارم کن
از تو کابوسی که اصلا مال من نیست
مگه فریاد کشیدن قدغن نیست؟
توی تاریکی فرو رفتم و اینجا
یک روزن نیست
بیدارم کن
خستم از نفرین این چرخه ی اندوه
سنگی که میکشمش تا قله ی کوه
هی سقوط میکنم و دوباره از صفر
قلبی مجروح
sans toi
j'ai tout essayé
les routes cabossées
avec sur le dos
tous les poids de mes maux
je retourne vers le ciel
il y a ta voix qui m'appelle
et l'amour qui m'éveille
تمام عمرم
هر کاری کردم
تو این باتلاق
پارو زدن بود
بی تو چی ام من؟
یه راه دشوار
صدات تنها
نجات من بود
میتپه قلبم
مثل یه آویز
که تو سینه م به نوسان شده ناچار
توی برزخم انگار
بیدارم کن
از تو کابوسی که اصلا مال من نیست
مگه فریاد کشیدن قدغن نیست؟
توی تاریکی فرو رفتم و اینجا
یک روزن نیست
بیدارم کن
خستم از نفرین این چرخه ی اندوه
سنگی که میکشمش تا قله ی کوه
هی سقوط میکنم و دوباره از صفر
قلبی مجروح