Shab - Shakila

Shab

Shakila
شب
شکیلا
0:000:00
📻 رادیوی این ترانه
🎚 B minor · Camelot 10A
متن ترانه
چه شد شاعر که در باغم گلی دیگر نمیروید به آهنگ قدمهایم کسی شعری نمی گوید چه بیهوده گل آلوده که باران هم نمی شوید ببین حتی گل شب بو شب ما را نمی بوید هنوز از تو در این میدان صمیمی ترنمی بینم از این تنها درخت شب کسی را سر نمی بینم هنوز این من هنوز این تو قدیمیتر ولی از نو به جز چشم سیاه تو شبی دیگر نمی بینم غم چشمان آهو را تو می فهمی عبور از نور جادو را تو می فهمی غریق و موج و پارو را تو می فهمی سکوت هر غزلگو را تو می فهمی تو می فهمی تو می فهمی تو می فهمی, تو می فهمی تو می فهمی تو می فهی هنوز از تو در این میدان صمیمی تر نمی بینم از این تنها درخت شب کسی را سر نمی بینم هنوز این من هنوز این تو قدیمیتر ولی از نو به جز چشم سیاه تو شبی دیگر نمی بینم از این هستی چنان مستم که می لرزم که می بارم که در شام غزلسوزان تو را دارم تو را دارم پر از سوزم پر از روزم چه رنگینم چه هوشیارم ببین با تو چه بیدارم چه بسیارم چه سرشادم هنوز از تو در این میدان صمیمی تر نمی بینم از این تنها درخت شب کسی را سر نمی بینم هنوز این من هنوز این تو قدیمیتر ولی از نو به جز چشم سیاه تو شبی دیگر نمی بینم