ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
پدرام ازمن خواست با دوستانش باشم
KuRoSh
چقدر کم سوال کردی شیرین خسته میشه اینا رو جواب بده
اگر جواب داده بود که من سرباز نمی شدم
shaparak64
نتیجه ی اخلاقیتو بخورررررررررم من
مستانه
خوش اومدی به تاپیکم داداش
محمود جان
اوووووووووووووووووه همیشه
اگر جواب داده منم برم 23
مشهد - پنجم- رفتم آب و هوام عوض بشه- پیش یکی
جواب میده برو حتماً
شما که هنوز اینجایی، اون یکی سرباز شد و رفت
هیشکی نمیتونه مثل من نتیجه اخلاقی بگیره
محسن صائب
اینحوادث متاسفانه امروزه همه جایی شده و مختص یک شهر و دو شهر نیست
به قول معروف
این خانه از پای بست ویران است
روزنامه خراسان یک خبرنگاری داره که این خبرنگاربخشی اختصاصی داره او هم کارش اینکه هر روز توی پاسگاهها باشه و اخباری از این حوادث جمع کنه
امری که هیچ روزنامه ای در کشور به این شکل انجام نمیده
اینجوری شده که اسم مشهد هر روز بر سر زبانها افتاده
ولی اگه خبر میدادی لااقل میگفتم ،گاوی ، گوسفندی ، جلو پای شما قربانی کنند
ما یک مستانه خانم که بیشتر نداریم .
ژنرال
اینجوری شده که اسم مشهد هر روز بر سر زبانها افتاده
مشهد شما بدجور حاصل خیزه
KuRoSh
این یکی هم سرباز شدو نرفت
نه خیر اون یکی دیگه هست حامله شده مبارکش باشه
بله دقیقا همین طور که شما می دانید و ما می دانیم
مستانه
ما یک مستانه خانم که بیشتر نداریم .
من گاوو گوسفند میخوام چیکار
خودتونو زیارت میکردم بس بود بخدا
قرار بود شما دعوت کنین یادتون رفت؟
Mahboob
حالا یه مرد پیدا بشه
maryamlondon1
چه بگم محبوبه جان .به گفته دختره باباش با یک زن فاسد اشنا میشه وبعد مفاسد انها را میگیرن .ومادر هم از پدر جدا میشه .وپدر با همان زن ازدواج میکنه .که پدر به دام اعتیاد گرفتار میشه ومادر هم ازدواج می کنه .وقتی عازم شهر عسل میشن تو جاده تصادف می کنه .وکشته میشه ..خلاصه کرم از خود درخت بوده وقتی سرپرست خانواده به فکر عیش ونوش خودشه .مادره هم از بچه هاش میگذره ومیره یک شوهر دیگه می کنه وفقط بچه ها که تاوان خانه خرابی را میدن.پدر بچه ها هوس باز بود مادر چرا بچه هاش رها کرد ودنبال خوشی خودش رفت
آخرین ورود: امروز, 07:39
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→