من میگم بهتره جای ترس یاد بدیم و یاد بگیریم که چه جوری میشه پایه یه زندگی خوب رو بنا بزاریم و ادامه بدیم و دیوارهای محکمی با عقل و عشق و محبت براش بسازیم که با کوچکترین سختی فرو نریزه.. درسته باید جوونترها رو اگاه کرد به یه سری مسائل ولی باید راه درست که اونا هم این اشتباه رو نکنن جلو روشون گذاشت که لااقل اونا تکرار نکنن
خوب حالا کلاسام از کی شروع میشه
نقل قول: نخبه
از نظر من زندگی و ازدواج هم مقدسه هم شیرین هم یه دنیا خوبی داره فقط باید چشامون رو باز کنیم و خوبیهاشو بیشتر ببینیم و بدیهاشو از ذهن پاک کنیم
منم همین نظرو دارم اگر قرار باشه فقط بدی و دید که چه مجرد باشی چه متاهل زندگی برات جهنمه اگرم بنا باشه احساسی تصمیم گرفته بشه چه 18 ساله باشی چه 48 ساله احساس کار خودشو میکنه باید یاد بگیریم عقل و احساس و بغل هم داشته باشیم نه اونقدر احساسی فکر کنیم که بعدش پشیمون بشیم نه اینقدر الکی فکر کنیم و ایراد بگیریم که همسر ایده آل بشه برای همه بشه آرزو
همین دیگه
نقل قول: نخبه
نگرد خودش با اسب سفید میاد
نقل قول: نخبه
اون که بلهههههههههههه تا همه چی رو ندونستی و مطمئن نشدی داماد مورد نظر را یافتیده ای جواب بله گفتن ممنوع
من میگم بهتره جای ترس یاد بدیم و یاد بگیریم که چه جوری میشه پایه یه زندگی خوب رو بنا بزاریم و ادامه بدیم و دیوارهای محکمی با عقل و عشق و محبت براش بسازیم که با کوچکترین سختی فرو نریزه..
شیرین جون قربونت برم تو الان توی یه عالمی هستی که اگه خدا هم بیاد این پایین حاضر نیستی حرفشو قبول کنی... پیروزی و شکست توی ازدواج فقط به عقل و احساس بستگی نداره.یه وقتایی مشکلایی پیش می آد که هیچ عقل و احساسی نمیتونه پیش بینیش کنه .... البنه بلوغ عقلانی خیلی مهمه .ایناای که می گی درست ولی شرط لازمن....کافی نیستن.این نظر منه.شایدم غلطه. در ضمن به نظر من همه ی آدما توی زندگیشون یه روزای سخت وتلخی رو تجربه می کنن یکی با ازدواج ناموفق یکی با بچه ناقص و معلول یکی با فقر یکی با اعتیاد....هر کسی به شکلی... می خوام بگم خیلی چیزا هستن که هنوز از ازدواج ناموفق بدترن. تجربه ای که این چند سال توی زندگیم داشتم باعث شده هیچ وقت با قاطعیت راجع به چیزی صحبت نکنم. بهم میگن پسرت خیلی باهوشه....فلان میشه...ال میشه..بل میشه...ولی همیشه از خدا می خوام تا آخرش کمکم کنه و هیچ وقت به بقیه نمی گم این نتیجه ی تربیت منه. یا چون عقلمو به کار انداختم بچم الان اینقدر موفقه ...همیشه می گم خدایا تا آخرش باهام باش... آرزو می کنم خدا برای همه خوب بخواد
شیرین جون قربونت برم تو الان توی یه عالمی هستی که اگه خدا هم بیاد این پایین حاضر نیستی حرفشو قبول کنی.
از عالم من فقط خودم خبر دارم حیف که نمیشه گفت ولی حرفات رو قبول دارم اصلا حرف شما رو نفی نکردم فقط میگم بچه ها رو از ازدواج نترسونیم اخه دیدم وقتی از بعضیا سوال میکنی چرا به ازدواج فکر نمیکنین میگن اگر خوب بود که دیگرون اونقدر نمینالیدن یا گفتن این جمله که اگر شریک خوب بود چرا خدا برای خودش شریک نیاورد
نقل قول: ماهی
پیروزی و شکست توی ازدواج فقط به عقل و احساس بستگی نداره.یه وقتایی مشکلایی پیش می آد که هیچ عقل و احساسی نمیتونه پیش بینیش کنه .... البنه بلوغ عقلانی خیلی مهمه .ایناای که می گی درست ولی شرط لازمن....کافی نیستن.این نظر منه.شایدم غلطه. در ضمن به نظر من همه ی آدما توی زندگیشون یه روزای سخت وتلخی رو تجربه می کنن یکی با ازدواج ناموفق یکی با بچه ناقص و معلول یکی با فقر یکی با اعتیاد....هر کسی به شکلی... می خوام بگم خیلی چیزا هستن که هنوز از ازدواج ناموفق بدترن.
خاله ماهی خب درسته که توی هر زندگی کلی اتفاق یا سختی به وجود میاد من میگم چرا نتونیم تحمل کنیم ؟ چرا نتونیم راه درست براش پیدا کنیم؟ چرا نتونیم با این شرایط کنار بیاییم و باز بگیم خدایا شکرت.. یه خاله دارم به خاطر ازدواج فامیلی یه پسر عقب مونده داره الان اون پسر 30 سالشه و از بچگی یادمه خالم و دیگرون همیشه باهاش مهربون بودنو خالم خیلی خوب ازش مراقبت کرد و هیچ وقت نفرستادش اسایشگاه و این جور جاها.. زندگی تلخ نیست این مائیم که تحملمون کمه و زندگی رو به کام خودمون تلخ میکنیم .. بیاییم جور بهتری به زندگی نگاه کنیم و شکر گزار باشیم و نترسیم از سختیهای زندگی که زندگی یعنی همینا
نقل قول: ماهی
تجربه ای که این چند سال توی زندگیم داشتم باعث شده هیچ وقت با قاطعیت راجع به چیزی صحبت نکنم. بهم میگن پسرت خیلی باهوشه....فلان میشه...ال میشه..بل میشه...ولی همیشه از خدا می خوام تا آخرش کمکم کنه و هیچ وقت به بقیه نمی گم این نتیجه ی تربیت منه. یا چون عقلمو به کار انداختم بچم الان اینقدر موفقه ...همیشه می گم خدایا تا آخرش باهام باش... آرزو می کنم خدا برای همه خوب بخواد
افرین خیلی خوبه ولی ما با تعریف زیبایی های زندگی میتونیم خیلی تاثیر گذار باشیم و حتی اگر بدی هم هست اون رو جوری جلوه ندیم که بدتر بشه منم اگر حرفی میزنم دلیل این نیست که بقیه چیزای دورو برم رو قبول ندارم فقط و فقط میگم در مورد زندگی باید مثبت نگاه کرد چون اگر مثبت نگاه نکنیم اونی که اذیت میشه مائیم
البته که موافقم با حرفت.راه درست...راه درست توی ازدواج رو دونفر باهم انتخاب می کنن.موضوع اینه که یه وقتایی تو فکر میکنی راه درست سمت چپه ولی اون فکر می کنه سمت راسته...حالا یا باید به راهی که فکر میکنی غلطه تن بدی یا....
نقل قول: نخبه
فقط و فقط میگم در مورد زندگی باید مثبت نگاه کرد چون اگر مثبت نگاه نکنیم اونی که اذیت میشه مائیم
- چرا زنها مهریه میگیرند و مردها مهریه میدهند؟ الف- چون عدالت رعایت شود!
- به هدیه خانواده عروس به اطرافیان داماد چه میگویند؟ الف- خلعتی
- خانواده عروس در شب حنابندان در جواب شعر «حنا حنا آوردیم، دختر تونو بردیم» چه میکنند؟ الف- میگویند «حنا حنا ارزونیتون، دختر نمیدیم بهتون» یعنی کلا همه ملت سر کارند.
- از بیت «امشب چه شبیست شب مراد است امشب... بادابادا مبارک بادا» چه نتیجهای میگیریم؟ ج- شنیدن این شعر برای بچهها مناسب نیست.
- چرا به هدیه سر عقد داماد به عروس «زیر لفظی» میگویند؟ الف- «چون زیر میزی» نمیشد بگویند.
- به فاز سوم پروژه ازدواج، که قبل از عقد و بعد از بعله برون برگزار میشود، چه میگویند؟ ج- خرید عروسی
- در بیت «باز شود دیده شود بلکه پسندیده شود» چه چیزی باید باز شود؟ ب- کادوهای فامیل
- جای خالی را پر کنید و برداشت خود را از این شعر بگویید: چرا ویلا ندادین؟ کنار دریا ندادین؟ یعنی خاک برسرتون.. آبرو رو بردین با این کادوهاتون
- پدرداماد شب عروسی جلوی در تالار چه کار میکند؟ ب- شاباش جمع میکند.
mojde, جایزه میخوام جایزه میخوام جایزه میخوام جایزه میخوام جایزه میخوام جایزه میخوام جایزه میخوام جایزه میخوام جایزه میخوام جایزه میخوام جایزه میخوام جایزه میخوام
البته که موافقم با حرفت.راه درست...راه درست توی ازدواج رو دونفر باهم انتخاب می کنن.موضوع اینه که یه وقتایی تو فکر میکنی راه درست سمت چپه ولی اون فکر می کنه سمت راسته...حالا یا باید به راهی که فکر میکنی غلطه تن بدی یا....
خاله ماهی گاهی وقتا باید از یه چیزایی گذشت و قبول دارم که این گذشت معمولا از طرف خانمها صورت میگیره ولی اگه دنبال یه محیط اروم برای زندگی میگردیم باید این کارو انجام بدیم گاهی وقتا به یه چیزای نباید اون قدر اهمیت داد .. و قبول دارم که راه درست رو توی ازدواج دو نفر تعیین میکنن و من خودم اگر واقعا بدونم که یا غلط فکر میکنم و یا اطلاعاتم کمه سعی میکنم کوتاه بیام و اگر فکر کنم حرف من صد در صد درسته طرفم رو قانع میکنم البته نه با داد و بیداد اینم سیاست خاص خودشو داره
نقل قول: gilas
این همه بحث نداره یه علوس می خوام بشم بابا کوه که نمی خوام بکنم
من همیشه با گفتمان موافقم گفتمانی که نتیجه اخلاقی خوبی داشته باشه
خاله جون ما دخملا یا پسملا با این سن و سال وقتی میخاهیم به کسی بله بگیم حتما قبلش کلی سبک سنگین کردیم خاله جون دیگه اونقدری بزرگ شدیم که بتونیم خوب رو از بد تشخیص بدیم به نظر من نباید از چیزی ترسید چرا مار زنگی؟ اگر بخاهیم با این دید به جوونا بگیم ازدواج کنن خب معلومه همه میترسن ................
از نظر من زندگی و ازدواج هم مقدسه هم شیرین هم یه دنیا خوبی داره فقط باید چشامون رو باز کنیم و خوبیهاشو بیشتر ببینیم و بدیهاشو از ذهن پاک کنیم
اینا همش ماله کتاباست ، تو عالم واقعی جور دیگه ایه ، بقول بعضیا و خودت ، خیلی چیزا رو نمیشه اینجا گفت
اینا همش ماله کتاباست ، تو عالم واقعی جور دیگه ایه ، بقول بعضیا و خودت ، خیلی چیزا رو نمیشه اینجا گفت
اینکه زندگی برای هر کسی یه جوریه کاملا واضحه ولی اون چیزایی که میگی توی کتاباس از ذهن ادمها و تجربیات میاد بیرون و میشه یه کتاب و چاپ میشه و منو شما میخونیم و خوش به حال اونایی که زندگیشون واقعا شیرینه و الا بحث تخیل کاملا جداست قبول دارم خیلی چیزا رو نمیشه اینجا گفت ولی شما هم قبول داری که نباید دیگرون رو از ازدواج ترسوند؟ بحث من فقط همینه زندگی پستی و بلندی زیاد داره ولی چون یه عده میگن سخته بقیه هم باید همین فکرو بکنن بدون هیچ گونه تلاشی برای بهتر شدن؟
اینکه زندگی برای هر کسی یه جوریه کاملا واضحه ولی اون چیزایی که میگی توی کتاباس از ذهن ادمها و تجربیات میاد بیرون و میشه یه کتاب و چاپ میشه و منو شما میخونیم و خوش به حال اونایی که زندگیشون واقعا شیرینه و الا بحث تخیل کاملا جداست
99 درصد کتابا بخاطر فروش بیشتر یه مطالبی رو مینویسن و اسم چند نفر شاهد هم میارن و 1 درصدشون هم میشه گفت تجربه بوده
نقل قول: نخبه
نباید دیگرون رو از ازدواج ترسوند؟
کیه که به این ترسوندنا تره خورد کنه ، مسئله ازدواج چیز پیچیده ای ایه و چندین مرحله داره که در مراحل اولیه هیچ گوش شنوایی نمی تونی پیدا کنی.
البته که موافقم با حرفت.راه درست...راه درست توی ازدواج رو دونفر باهم انتخاب می کنن.موضوع اینه که یه وقتایی تو فکر میکنی راه درست سمت چپه ولی اون فکر می کنه سمت راسته...حالا یا باید به راهی که فکر میکنی غلطه تن بدی یا...
من فضولی کردم و بحث شما و نخبه خانم و اقا رضا رو خوندم راستش همه تا حدودی صحیح فرمودید ازدواج انهم مخصوصا امروزه رو باید واقعا یک ریسک دانست ریسکی که با قبول ان وارد دنیایی از درد و رنج و استرس میشویم اینو میشه از درصد بالای طلاق در جوامع امروزی فهمید بدتر از ان درصد بسیار بالای طلاق عاطفی که امروزه زوجین درگیر آن هستند ولی از طرف دیگه ما ناچار هستیم که مشترک زندگی کنیم ازدواج کنیم پس باید امیدوار بود که بعد از ازدواج خداوند تفضل کن لااقل کارمون به طلاق عاطفی نکشد
99 درصد کتابا بخاطر فروش بیشتر یه مطالبی رو مینویسن و اسم چند نفر شاهد هم میارن و 1 درصدشون هم میشه گفت تجربه بوده
یعنی کتابای روانشناسی و چیزایی که توی کتاباس کلا نفی میکنید اینجوری که میگین کلا علم از نظر شما توهمه ولی من قبول ندارم و فقط میگم زندگیا با هم فرق داره ادمها هم با هم فرق دارن یه عده میتونن از عهده مشکلاتشون بر بیان یه عده هم از سر تنبلی تسلیم میشن دکی بازم فکر کنم اصل مطلبی که ما داریم در موردش بحث میکنیم نگرفتین .. بازم میگم من فقط میگم قرار نیست اگر کسی توی زندگیش بد اورده همه اونجوری باشن.. جالبه ما همه دنیا رو مقصر میدونیم برای کارمون ولی هیچ وقت یه نگاه به خودمون نمیندازیم
نقل قول: Dr.GSM
کیه که به این ترسوندنا تره خورد کنه ، مسئله ازدواج چیز پیچیده ای ایه و چندین مرحله داره که در مراحل اولیه هیچ گوش شنوایی نمی تونی پیدا کنی.
هیچ گوش شنوا رو پایه نیستم ولی راست میگی خیلیا هستن که عقل از سرشون میپره موقع ازدواج هر چی هم بگی توی گوششون فرو نمیره.. منظورم اینه که نصیحتهای درست رو گوش نمیدن و با کسی مشورت نمیکنن و کار خودشون رو میکنن اینجور ادمها زود هم از زندگی خسته میشن و تازه میفهمن چه انتخاب اشتباهی کردن
اصولا ازدواج کار عقلانی نیست. من واقعا اعتقاد دارم برای ازدواج باید کمی هم خر شد! البته این به معنی کورکورانه تصمیم گرفتن نیس. توضیح نمیدم چون منبر مفصلی میشه
ماهی, با اینکه من تجربه زندگی متاهلی رو نداشتم اما مواردی رو که دور و بر خودم و توی جامعه دارم میبینم، منو وادار میکنه که بگم شدیدا موافقم با نظرت در این مورد.البته فرمایشات شیرین خانوم هم در تکمیل نظرات شما بود
نقل قول: mojde
راسمیگه دیگه ماهی جون بذار اینا مزدوج شن بلکم خوشبخت شدن سرو سامون گرفتن و یکم از این قهقرا نجات پیدا کنن
اتفاقا تو این زمونه ظاهراً متاهلها بیشتر اهل قهقرا رفتن هستن
gilas
خوب حالا کلاسام از کی شروع میشه
منم همین نظرو دارم
اگر قرار باشه فقط بدی و دید که چه مجرد باشی چه متاهل زندگی برات جهنمه
اگرم بنا باشه احساسی تصمیم گرفته بشه چه 18 ساله باشی چه 48 ساله احساس کار خودشو میکنه
باید یاد بگیریم عقل و احساس و بغل هم داشته باشیم نه اونقدر احساسی فکر کنیم که بعدش پشیمون بشیم نه اینقدر الکی فکر کنیم و ایراد بگیریم که همسر ایده آل بشه برای همه بشه آرزو
همین دیگه
چشم
ماهی
شیرین جون قربونت برم تو الان توی یه عالمی هستی که اگه خدا هم بیاد این پایین حاضر نیستی حرفشو قبول کنی...
پیروزی و شکست توی ازدواج فقط به عقل و احساس بستگی نداره.یه وقتایی مشکلایی پیش می آد که هیچ عقل و احساسی نمیتونه پیش بینیش کنه ....
البنه بلوغ عقلانی خیلی مهمه .ایناای که می گی درست ولی شرط لازمن....کافی نیستن.این نظر منه.شایدم غلطه.
در ضمن به نظر من همه ی آدما توی زندگیشون یه روزای سخت وتلخی رو تجربه می کنن یکی با ازدواج ناموفق یکی با بچه ناقص و معلول یکی با فقر یکی با اعتیاد....هر کسی به شکلی...
می خوام بگم خیلی چیزا هستن که هنوز از ازدواج ناموفق بدترن.
تجربه ای که این چند سال توی زندگیم داشتم باعث شده هیچ وقت با قاطعیت راجع به چیزی صحبت نکنم.
بهم میگن پسرت خیلی باهوشه....فلان میشه...ال میشه..بل میشه...ولی همیشه از خدا می خوام تا آخرش کمکم کنه و هیچ وقت به بقیه نمی گم این نتیجه ی تربیت منه. یا چون عقلمو به کار انداختم بچم الان اینقدر موفقه ...همیشه می گم خدایا تا آخرش باهام باش...
آرزو می کنم خدا برای همه خوب بخواد
mojde
من با این 100000000000 تا موافقم راست میگی به خدا
نمايش يا پنهان متن
خدایی شما ها به روح اعتقاد دارین؟ این تاپیک من یه مدل علمی و فلسفی به قهقرا رفت ولی راحت باشین عزیزا منزل خودتونهچکاوک
چون هر ۲ طرف اشتباه میکنند مهریه دادن و گرفتن باعث خرابیه رابطه میشه
فکر کنم خلعتی
اینو شنیدم ;الف- میگویند «حنا حنا ارزونیتون، دختر نمیدیم بهتون» یعنی کلا همه ملت سر کارند.
ب- مبارک باید بدود.
باقیشم بعدن میگم
نخبه
از عالم من فقط خودم خبر دارم حیف که نمیشه گفت
ولی حرفات رو قبول دارم اصلا حرف شما رو نفی نکردم فقط میگم بچه ها رو از ازدواج نترسونیم اخه دیدم وقتی از بعضیا سوال میکنی چرا به ازدواج فکر نمیکنین میگن اگر خوب بود که دیگرون اونقدر نمینالیدن یا گفتن این جمله که اگر شریک خوب بود چرا خدا برای خودش شریک نیاورد
البنه بلوغ عقلانی خیلی مهمه .ایناای که می گی درست ولی شرط لازمن....کافی نیستن.این نظر منه.شایدم غلطه.
در ضمن به نظر من همه ی آدما توی زندگیشون یه روزای سخت وتلخی رو تجربه می کنن یکی با ازدواج ناموفق یکی با بچه ناقص و معلول یکی با فقر یکی با اعتیاد....هر کسی به شکلی...
می خوام بگم خیلی چیزا هستن که هنوز از ازدواج ناموفق بدترن.
خاله ماهی خب درسته که توی هر زندگی کلی اتفاق یا سختی به وجود میاد من میگم چرا نتونیم تحمل کنیم ؟ چرا نتونیم راه درست براش پیدا کنیم؟ چرا نتونیم با این شرایط کنار بیاییم و باز بگیم خدایا شکرت.. یه خاله دارم به خاطر ازدواج فامیلی یه پسر عقب مونده داره الان اون پسر 30 سالشه و از بچگی یادمه خالم و دیگرون همیشه باهاش مهربون بودنو خالم خیلی خوب ازش مراقبت کرد و هیچ وقت نفرستادش اسایشگاه و این جور جاها.. زندگی تلخ نیست این مائیم که تحملمون کمه و زندگی رو به کام خودمون تلخ میکنیم ..
بیاییم جور بهتری به زندگی نگاه کنیم و شکر گزار باشیم و نترسیم از سختیهای زندگی که زندگی یعنی همینا
بهم میگن پسرت خیلی باهوشه....فلان میشه...ال میشه..بل میشه...ولی همیشه از خدا می خوام تا آخرش کمکم کنه و هیچ وقت به بقیه نمی گم این نتیجه ی تربیت منه. یا چون عقلمو به کار انداختم بچم الان اینقدر موفقه ...همیشه می گم خدایا تا آخرش باهام باش...
آرزو می کنم خدا برای همه خوب بخواد
افرین خیلی خوبه ولی ما با تعریف زیبایی های زندگی میتونیم خیلی تاثیر گذار باشیم و حتی اگر بدی هم هست اون رو جوری جلوه ندیم که بدتر بشه منم اگر حرفی میزنم دلیل این نیست که بقیه چیزای دورو برم رو قبول ندارم فقط و فقط میگم در مورد زندگی باید مثبت نگاه کرد چون اگر مثبت نگاه نکنیم اونی که اذیت میشه مائیم
ماهی
البته که موافقم با حرفت.راه درست...راه درست توی ازدواج رو دونفر باهم انتخاب می کنن.موضوع اینه که یه وقتایی تو فکر میکنی راه درست سمت چپه ولی اون فکر می کنه سمت راسته...حالا یا باید به راهی که فکر میکنی غلطه تن بدی یا....
قبول دارم کاملا
Yalda Anwari
الف- چون عدالت رعایت شود!
- به هدیه خانواده عروس به اطرافیان داماد چه میگویند؟
الف- خلعتی
- خانواده عروس در شب حنابندان در جواب شعر «حنا حنا آوردیم، دختر تونو بردیم» چه میکنند؟
الف- میگویند «حنا حنا ارزونیتون، دختر نمیدیم بهتون» یعنی کلا همه ملت سر کارند.
- از بیت «امشب چه شبیست شب مراد است امشب... بادابادا مبارک بادا» چه نتیجهای میگیریم؟
ج- شنیدن این شعر برای بچهها مناسب نیست.
- چرا به هدیه سر عقد داماد به عروس «زیر لفظی» میگویند؟
الف- «چون زیر میزی» نمیشد بگویند.
- به فاز سوم پروژه ازدواج، که قبل از عقد و بعد از بعله برون برگزار میشود، چه میگویند؟
ج- خرید عروسی
- در بیت «باز شود دیده شود بلکه پسندیده شود» چه چیزی باید باز شود؟
ب- کادوهای فامیل
- جای خالی را پر کنید و برداشت خود را از این شعر بگویید:
چرا ویلا ندادین؟ کنار دریا ندادین؟ یعنی خاک برسرتون.. آبرو رو بردین با این کادوهاتون
- پدرداماد شب عروسی جلوی در تالار چه کار میکند؟
ب- شاباش جمع میکند.
gilas
نمايش يا پنهان متن
همه حرفاتون رو خوندم و تمام سعمو میکنم موقع انتخاب و حتی تو مشکلات از تجربیات و حرفاتو استفاده کنمmojde
افرین گلم
Yalda Anwari,
Yalda Anwari
جایزه میخوام جایزه میخوام جایزه میخوام جایزه میخوام جایزه میخوام جایزه میخوام جایزه میخوام جایزه میخوام جایزه میخوام جایزه میخوام جایزه میخوام جایزه میخوام
جایزه زور وده
دلشاد
ج
الف
د
ج مخصوصا آرش
ب
6- به فاز سوم پروژه ازدواج، که قبل از عقد و بعد از بعله برون برگزار میشود، چه میگویند؟
الف
ج
9- پدرداماد شب عروسی جلوی در تالار چه کار میکند؟
الف
نخبه
خاله ماهی گاهی وقتا باید از یه چیزایی گذشت و قبول دارم که این گذشت معمولا از طرف خانمها صورت میگیره ولی اگه دنبال یه محیط اروم برای زندگی میگردیم باید این کارو انجام بدیم گاهی وقتا به یه چیزای نباید اون قدر اهمیت داد ..
و قبول دارم که راه درست رو توی ازدواج دو نفر تعیین میکنن و من خودم اگر واقعا بدونم که یا غلط فکر میکنم و یا اطلاعاتم کمه سعی میکنم کوتاه بیام و اگر فکر کنم حرف من صد در صد درسته طرفم رو قانع میکنم البته نه با داد و بیداد اینم سیاست خاص خودشو داره
من همیشه با گفتمان موافقم
Holtek
از نظر من زندگی و ازدواج هم مقدسه هم شیرین هم یه دنیا خوبی داره فقط باید چشامون رو باز کنیم و خوبیهاشو بیشتر ببینیم و بدیهاشو از ذهن پاک کنیم
اینا همش ماله کتاباست ، تو عالم واقعی جور دیگه ایه ، بقول بعضیا و خودت ، خیلی چیزا رو نمیشه اینجا گفت
نخبه
اینکه زندگی برای هر کسی یه جوریه کاملا واضحه ولی اون چیزایی که میگی توی کتاباس از ذهن ادمها و تجربیات میاد بیرون و میشه یه کتاب و چاپ میشه و منو شما میخونیم و خوش به حال اونایی که زندگیشون واقعا شیرینه و الا بحث تخیل کاملا جداست
قبول دارم خیلی چیزا رو نمیشه اینجا گفت ولی شما هم قبول داری که نباید دیگرون رو از ازدواج ترسوند؟ بحث من فقط همینه زندگی پستی و بلندی زیاد داره ولی چون یه عده میگن سخته بقیه هم باید همین فکرو بکنن بدون هیچ گونه تلاشی برای بهتر شدن؟
Holtek
99 درصد کتابا بخاطر فروش بیشتر یه مطالبی رو مینویسن و اسم چند نفر شاهد هم میارن و 1 درصدشون هم میشه گفت تجربه بوده
کیه که به این ترسوندنا تره خورد کنه ، مسئله ازدواج چیز پیچیده ای ایه و چندین مرحله داره که در مراحل اولیه هیچ گوش شنوایی نمی تونی پیدا کنی.
محسن صائب
من فضولی کردم و بحث شما و نخبه خانم و اقا رضا رو خوندم
راستش همه تا حدودی صحیح فرمودید
ازدواج
انهم مخصوصا امروزه رو باید واقعا یک ریسک دانست
ریسکی که با قبول ان وارد دنیایی از درد و رنج و استرس میشویم
اینو میشه از درصد بالای طلاق در جوامع امروزی فهمید
بدتر از ان درصد بسیار بالای طلاق عاطفی که امروزه زوجین درگیر آن هستند
ولی
از طرف دیگه ما ناچار هستیم که مشترک زندگی کنیم
ازدواج کنیم
پس
باید امیدوار بود که بعد از ازدواج خداوند تفضل کن لااقل کارمون به طلاق عاطفی نکشد
نخبه
یعنی کتابای روانشناسی و چیزایی که توی کتاباس کلا نفی میکنید اینجوری که میگین کلا علم از نظر شما توهمه
دکی بازم فکر کنم اصل مطلبی که ما داریم در موردش بحث میکنیم نگرفتین .. بازم میگم من فقط میگم قرار نیست اگر کسی توی زندگیش بد اورده همه اونجوری باشن.. جالبه ما همه دنیا رو مقصر میدونیم برای کارمون ولی هیچ وقت یه نگاه به خودمون نمیندازیم
هیچ گوش شنوا رو پایه نیستم ولی راست میگی خیلیا هستن که عقل از سرشون میپره موقع ازدواج هر چی هم بگی توی گوششون فرو نمیره.. منظورم اینه که نصیحتهای درست رو گوش نمیدن و با کسی مشورت نمیکنن و کار خودشون رو میکنن اینجور ادمها زود هم از زندگی خسته میشن و تازه میفهمن چه انتخاب اشتباهی کردن
Holtek
منظورم من اصلا کتابای آکادمیک نبود .
بحث رو با این شعر می خوام خاتمش بدم :
زندگی در صدف خویش گهر ساختن است
در دل شعــــله فرو رفتن و نگداختن است
نخبه
اوکی پس در مورد قبلی اره قبوله حرفتون
در دل شعــــله فرو رفتن و نگداختن است
ژنرال
اصولا ازدواج کار عقلانی نیست.
من واقعا اعتقاد دارم برای ازدواج باید کمی هم خر شد!
البته این به معنی کورکورانه تصمیم گرفتن نیس.
توضیح نمیدم چون منبر مفصلی میشه
ماهی,
با اینکه من تجربه زندگی متاهلی رو نداشتم اما مواردی رو که دور و بر خودم و توی جامعه دارم میبینم، منو وادار میکنه که بگم شدیدا موافقم با نظرت در این مورد.البته فرمایشات شیرین خانوم هم در تکمیل نظرات شما بود
اتفاقا تو این زمونه ظاهراً متاهلها بیشتر اهل قهقرا رفتن هستن
آخرین ورود:
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→