ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
sanam
هم در چشم داشت، آهسته به من گفت:
آیا آن مرحوم را از نزدیک می شناختید؟
گفتم:
خیر قربان! خویشِ دور بنده بوده و به اصرار خانواده آمده ام، تا متقابلا،
در روز ختم من، خویشان خویش، به اصرار خانواده بیایند.
حرفم را نشنید، چرا که می خواست حرفش را بزند. پس گفت:
بله... خدا رحمتش کند! چه خوب آمد و چه خوب رفت. آزارش به یک مورچه هم
نرسید. زخمی هم به هیچکس نزد. حرف تندی هم به هیچکس نگفت. اسباب رنجش
خاطر هیچکس را فراهم نیاورد. هیچکس از او هیچ گله و شکایتی نداشت. دوست و
دشمن از او راضی بودند و به او احترام می گذاشتند... حقیقتا چه خوب آمد و
چه خوب رفت...
گفتم:
این، به راستی که بیشرمانه زیستن است و بیشرمانه مردن. با این صفات خالی
از صفت که جنابعالی برای ایشان بر شمردید، نمی آمد و نمی رفت خیلی آسوده
تر بود، چرا که هفتاد سال به ناحق و به حرام، نان کسانی را خورد که به
خاطر حقیقت می جنگند و زخم می زنند و می سوزانند و می سوزند و می رنجانند
و رنج می کشند... و این بیچاره ها که با دشمن، دشمنی می کنند و با دوست
دوستی، دائما گرسنه اند و تشنه، چرا که آب و نان شان را همین کسانی خورده
اند و می
خورند که زندگی را "بیشرمانه مردن" تعریف می کنند. آخر آدمی که در طول
هفتاد سال عمر، آزارش به یک مدیر کلّ دزد منحرف، به آدم بدکار هرزه، به
یک چاقو کش باج بگیر محله هم نرسیده، چه جور جانوری است؟ آدمی که در طول
هفتاد سال، حتی یک شکنجه گر را از خود نرنجانده و توی گوش یک خبرچین
خودفروش نزده است، با چنگ و دندان به جنگ یک رباخوار کلاه بردار نرفته،
پسِ گردن یک گران فروش متقلب نزده، و تفی بزرگ به صورت یک سیاستمدار
خودباخته ی وابسته به اجنبی نینداخته، با کدام تعریفِ آدمیت و انسانیت
تطبیق می کندو به چه درد این دنیا می خورد؟ آقا ی
محترم!ما نیامده ایم که بود و نبودمان هیچ تاثیری بر جامعه بر تاریخ، بر
زندگی و بر آینده نداشته باشد. ما آمده ایم که با دشمنان آزادی دشمنی
کنیم و برنجانیم شان، و همدوش مردان با ایمان تفنگ برداریم و سنگر
بسازیم، و همپای آدمهای عاشق، به خاطر اصالت و صداقتعشق بجنگیم. ما امده
ایم که با حضورمان، جهان را دگرگونکنیم، نیامده ایم تا پس از مرگمان
بگویند: از کرم خاکی هم بی آزارتر بود و از گاو مظلومتر، ما باید
وجودمانف و نفس کشیدنما، و راه رفتنمان، و نگاه کردنمان،و لبخند زدنمان
هم مانند تیغ به چشم و گلوی بدکاران و ستمگران برود... ما نیامده ایم فقط
به خاطر آنکه همچون گوسفندی زندگی کرده باشیم که پس از مرگمان، گرگ و
چوپان و سگ گله، هر سه ستایشمان کنند...
گمان می کنم که آن آقا خیلی وقت بود که از کنارم رفته بود، و شاید من هم،
فقط در دل خویش سخن می گفتم تا مبادا یکی از خویشاوندان خوب را چنان
برنجانم که در مجلس ختمم حضور به هم نرساند
نمايش يا پنهان متن
از زنده یاد نادر ابراهیمی از کتاب ابوالمشاغلtabassom
زیبا و پر مغزند
مرسیییییییی
gilas
رفتی کتاب امین رو امانت گرفتی
حورا
چکاوک
بچه مثبت
الان ميرم دو سه تا ازين بچه پررو هارو گوشمالي ميدم
خيلي از نادر خوشم اومده
میرسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم میشویم
گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... میرسد روزی که بیهم میشویم
Kishe Mehr
مرسی. شاد باشید
دلشاد
sib
محسن صائب
و همیشه به دیده احترام به انتخاب هایی که شما تاپیک میکنید دارم
ولی نمیدونم چرا از این مطلب خوشم نیامد
تعریف هایی از یک مرحوم بنده خدا شده انهم بصورتی که همه تقریبا متوجه ان میشوند و متوجه ادبیات غلو امیز در ان میشوند
این که یکنفری فردی ارام باشد دوست و دشمن ،دوستش داشته باشند رو این اقا منتقد بصورتی دیگه تفسیر کرده
این مرحوم رو به موجودی خنثی و بی خاصیت که حوصله هیچ اعتراضی نداشته ، مورد هجوم قرار داده
من در جواب میگویم
ایا نمیشود به دوست، خوبی کرد و این خوبی همراه با اعتراض و بعضی وقتها خشونت باشد مگر همیشه ما با دوستانمون از در تسامح نگاه میکنیم خیلی وقتها شده که حتی سرشون داد کشیدیم ولی او میداند این داد کشیدن هم از سر دوستی هست
پس باز هم دوستمان دارد
و مگر اعتراض به یک دشمن و یک خلافکار ،فقط باید مدل رایج امروزی باشد یعنی فقط باید دعوا کرد وجنگید
ایا نمیشود هم به دشمنت اعتراض کرد و هم جوری این اعتراض همراه با حفظ عزت نفس دشمن باشد
که دشمن هم دوستمان بدارد
دشمن هم مارا یک دشمن شرافتمند بدارد
ادبیات که این اقا اشاره کرده ادبیاتی است که اگر خوب نگاه کنیم سمی است در جامعه
سمی در انسانیت
ادبیاتی که میگوید
ما امده ایم که انسانیت خودمان با با افراد بد جامعه از راه مبارزه منفی و انهم بسیار خشن نشان بدهیم
نخبه
باز این توهم زد
به خاطر آنکه همچون گوسفندی زندگی کرده باشیم که پس از مرگمان، گرگ و
چوپان و سگ گله، هر سه ستایشمان کنند...
اوهوم هی باید مردم ازاری کنیم البته مردم که نه دشمن ازاری تا دشمن را نفله نکردیم هم ول کن معامله نشویم
من که گفتم برو خواهر نادر رو بگیر خیال خودت رو راحت کن
Holtek
sanam
shaparak64
آقا محسن
دیدتون زمین تا آسمون با ماها فرق داره
متاسفانه شما نتونستید پیامش رو بگیرید
منظور اینه که باید تاثیر گذار باشیم و کار مفیدی انجام بدیم
carlos
شاید من هم کسی که بی آزار باشه رو بیشتر دوست داشته باشم
محسن صائب
دیدتون زمین تا آسمون با ماها فرق داره
متاسفانه شما نتونستید پیامش رو بگیرید
من قبلا یادم نیست که گفتی باشی من بدبین هستم اونهم اینطوری که شما گفتید(چقدر)
دیدم زمین تا اسمون با دیگران فرق میکنه و این که نتونستم پیام رو درک کنم
بهتره اینجوری بگم
یک متنی نوشته شده
بنا به دلایلی
حالا بد خوندم
متوجه منظورش نشدم
امروز حال خوب نیست
و یا واقعا اعتقادم این هست
نسبت بهش با دیدی اعتراضی نگاه کردم ، اتفاقی که توسط همه اتفاق میفته
و صادقانه اعتراض خودم رو نوشتم ، شاید درست نوشتم و یا اشتباه کردم ،
بنظرت ما همه باید مثل هم فکر کنیم
و اگر یکی مثل ما فکر نکرد
بدبین میشه
ایا مثلا در همین موضوع فقط من نگاه انتقادی به این نوشته داشتم
برگردم چند تا شلاق بزنی شاید اینجوری من درست بشم
.
نخبه
نمايش يا پنهان متن
من برم یکم تاثیر گذار باشم وقتی اومدین ختم من هی از من تعریف کنین بگین نخبه دشمن نفله کن قرن بودshaparak64
چرا قبلنا گفتم چون ماشالا مواردی که با شما به مخالفت برخواستم زیاد بوده
انتظار نداری که بگم: آره آره همه باید مثل هم فکر کنیم!!!
مسلما همچین عقیده ای ندارم
بعدشم گفتم که شما بدبین و منفی نگری
چرااااااااا؟ چون پیامشو نگرفتی
ببین! اینجا اومده از این روش داستان نویسی استفاده کرده واسه اینکه بتونه مطلب رو شروع کنه.
حالا این یه روشیه ، ممکنه من پسندم شما نپسندی. مسئله اینه که اصل قضیه رو بگیری نه اینکه بچسبی به فرعش.
دور از جونت بابا
ساحل ناقلا
بابای اصقرم از بابای من یاد گرفت
نخبه
این بابای اصغر کلا کارش تقلیده
آخرین ورود: امروز, 07:39
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→