مثل خیلی های دیگه وقتی که با اتوبوس به ترمینال تهران رسیدم با عجله بطرف دستشویی های ترمینال دویدم آخه نزدیک 5 ساعت در اتوبوس نشسته بودم و احتیاج مبرم به دستشویی داشتم. دستشویی ترمینال خیلی شلوغ بود و همه منتظر بودند تا یکی یکی مستراح ها خالی بشه و داخل مستراح ها بروند. نوبت به من که رسید مثل برق پریدم داخل دستشویی هنوز راحت ننشسته بودم که صدای زنگ موبایل دستشویی سمت راستم بلند شد الحق که صدای زنگ موبایلش خیلی قشنگ بود. در همین حال طرف با صدای بلند داشت احوالپرسی میکرد مثل اینکه طرف مقابلش خانمش بود که نگرانش بود. مرد مسافر داشت با صدای بلند میگفت که همین آلان رسیدم و آلان در رستوران ترمینال هستم. من خنده ام گرفته بود آخه ما در دستشویی ترمینال بودیم!! همینطور که طرف داشت با صدای بلند با خانمش حرف میزد ناگهان یک گوز بلند زد!! من از خنده غش کرده بودم. پیش خودم گفتم یعنی خانمش صدای گوز را شنیده؟! خوب که دقت کردم مثل اینکه خانمش شنیده بود چونکه طرف داشت با خنده و دروغ میگفت فکر کنم شلوارم پاره شد صدای جر خوردن خشتکم بود. من از این حرفش از خنده غش کرده بودم و قاه قاه میخندیدم... در همین حال یک نفر با انگشت زد پشت در دستشویی و با عصبانیت گفت آقا زود باشین نشستی از صدای گوزت میخندی خجالتم خوب چیزیه!!... با این اعتراض تازه متوجه شدم که ای وای در دستشویی نشسته ام و صدای قهقهه ام کل فضای دستشویی را پر کرده بود! از خجالت تا ربع ساعت دیگه معطل کردم تا قبلی ها کارشون تمام بشه بعد مثل برق پریدم بیرون...
خاطره اکبر از زنجان
گوزیدن من سر کلاس ورزش و دو روز غیبت من از خجالت
امتحان ورزش داشتیم برای نمره ثلث دوم باید بارفیکس دو میدانی و پرش و دراز نشست امتحان میدادیم خلاصه آنروز صبح 2 ساعت زنگ ورزش داشتیم کلاس معلم ورزش بچه های کلاس را به خط کرده بود و امتحان میگرفت دور اول بارفیکس بعد دو بعد پرش بود نوبت به دراز نشست که رسید هوا بارندگی شد معلم ورزش ما را به کلاس برد بعد یک موکت از نماز خانه آوردند سپس شروع به امتحان دارز و نشست گرفت معلم ورزش بچه ها را به دو گروه 10 نفره تقسیم کرد یک گروه 10 نفره دراز میکشیدند گروه بعد پاهای دیگری را میگرفتند سپس شروع میکردیم به دراز نشست کسانی که پاهای دیگری میگرفتند میشمردند نوبت من که شد یادمه تا 50 تا دراز نشست میرفتم با یکی داشتم رقابت میکردم که معلم ورزش به ما دو نفر گفت هر کی تا 100 بره نمرشو بیست میکنم همه بچه های کلاس ساکت شد من که از فرط خستگی نا نداشتم با شنیدن این حرف تا اومدم که زور بزنم بیام بالا ناگهان تلنگم در رفت و صدای وحشتناکی فضای کلاس را پیچید کلاس از خنده و قهقه های بچه های کلاس منفجر شد... آنقدر بچه ها خندیدند که ناظم مدرسه بدون اجازه و با عصبانیت وارد کلاس شد او با عصبانیت با معلم ورزش بحث کرد که این چه وضعشه آخ کلاسهای دیگر درس دارند!! معلم ورزش نامردی نکرد و اصلا حرفی از گوزیدن من نزد و خیلی با متانت برخورد کرد ناظم که هنوز توپش پر بود همینطور با عصبانیت بر سر معلم ورزش داد میزد!! ناظم با غیض و عصبانیت از کلاس خارج شد معلم ورزش برای سه گیری همه بچه های کلاس را بیرون کرد... منو بگو از خجالت تا 2 روز به مدرسه نرفتم...
خاطره سامان از بردسکن
نمايش يا پنهان متنفکر کنم سامان خودمونه ادرس اشتباهی داده
تو اتوبوس زنی میگ..ه بعد یکی از خود گذشتگی میکنه میگه اقایون خانوما ببخشید من بودم خانومه هم خیلی ازش تشکر میکنه اون یارو هم خیلی خوشحال میشه و جو میگیرتش میگه اقایون خانوما تا وقتی که برسیم مقصد هر چی این خانوم گو...ید من گو..یدم
آهان از این لحاظ؟ من فکر کردم گیر یه آدم...ببخشیدا....فارتو افتادی
وای خاک عالم اگر اقامون اقاتون اقاشون بفهمه من از اینجور تاپیکها میزارم که ابروم میره
وقت گشتن و گذاشتن تاپیک ندارم مستقیم میرم سایت گوزوها از اونجا مطلب میارم .. واسه همینه چند وقته تاپیکهام حول همین گوز میگرده و صد البته واسه خاطر دل سامان هستش که این تاپیکها رو میزارم .. سامان مشوق من بوده
با صدای بلند با خانمش حرف میزد ناگهان یک گوز بلند زد!! من از خنده غش کرده بودم. پیش خودم گفتم یعنی خانمش صدای گوز را شنیده؟! خوب که دقت کردم مثل اینکه خانمش شنیده بود چونکه طرف داشت با خنده و دروغ میگفت فکر کنم شلوارم پاره شد صدای جر خوردن خشتکم بود.
مردهای دروغگو
نقل قول: نخبه
زور بزنم بیام بالا ناگهان تلنگم در رفت و صدای وحشتناکی فضای کلاس را پیچید کلاس از خنده و قهقه های بچه های کلاس منفجر شد...
نخبه ممنون روحت شاد روح من شاد کردی درست نوشتم دیگه ایراد نگیرید
یادش بخیر بوف بوفی قبلی کجا این بوف بوفی کجا فقط میتونم بگم متاسفم
نمايش يا پنهان متنچطور مگه؟ مگه این مطلب رو توی بخش علمی گذاشتم که شما متاسف باشی مطلب طنزه و خلاف قوانین سایت هم نیست.. پس اصلا لطف بفرمائید به قلبتون فشار نیارید و تاسف هم نخورید هزار جور عکس و مطلب اینجا گذاشته میشه نمیدونم چرا شما تازه یادت افتاده تاسف بخوری .. حتما چون اینو من گذاشتم .. اگر منظورتون اینه باید بگم اصلا هیچ تاسفی برام مهم نیست شما هم خواستی هی تاسف بخور من همه جور مطلب اینجا گذاشتم از علمی گرفته تا طنز شما برو بگرد ببین امروز اعصابت از کجا خورده
نخبه
مثل خیلی های دیگه وقتی که با اتوبوس به ترمینال تهران رسیدم با عجله بطرف دستشویی های ترمینال دویدم آخه نزدیک 5 ساعت در اتوبوس نشسته بودم و احتیاج مبرم به دستشویی داشتم. دستشویی ترمینال خیلی شلوغ بود و همه منتظر بودند تا یکی یکی مستراح ها خالی بشه و داخل مستراح ها بروند. نوبت به من که رسید مثل برق پریدم داخل دستشویی هنوز راحت ننشسته بودم که صدای زنگ موبایل دستشویی سمت راستم بلند شد الحق که صدای زنگ
موبایلش خیلی قشنگ بود. در همین حال طرف با صدای بلند داشت احوالپرسی میکرد مثل اینکه طرف مقابلش خانمش بود که نگرانش بود. مرد مسافر داشت با صدای بلند میگفت که همین آلان رسیدم و آلان در رستوران ترمینال هستم. من خنده ام گرفته بود آخه ما در دستشویی ترمینال بودیم!! همینطور که طرف داشت با صدای بلند با خانمش حرف میزد ناگهان یک گوز بلند زد!! من از خنده غش کرده بودم. پیش خودم گفتم یعنی خانمش صدای گوز را شنیده؟! خوب که دقت کردم مثل اینکه خانمش شنیده بود چونکه طرف داشت با خنده و دروغ میگفت فکر کنم شلوارم پاره شد صدای جر خوردن خشتکم بود. من از این حرفش از خنده غش کرده بودم و قاه قاه میخندیدم... در همین حال یک نفر با انگشت زد پشت در دستشویی و با عصبانیت گفت آقا زود باشین نشستی از صدای گوزت میخندی خجالتم خوب چیزیه!!... با این اعتراض تازه متوجه شدم که ای وای در دستشویی نشسته ام و صدای قهقهه ام کل فضای دستشویی را پر کرده بود! از خجالت تا ربع ساعت دیگه معطل کردم تا قبلی ها کارشون تمام بشه بعد مثل برق پریدم بیرون...
خاطره اکبر از زنجان
گوزیدن من سر کلاس ورزش و دو روز غیبت من از خجالت
امتحان ورزش داشتیم برای نمره ثلث دوم باید بارفیکس دو میدانی و پرش و دراز نشست امتحان میدادیم خلاصه آنروز صبح 2 ساعت زنگ ورزش داشتیم کلاس معلم ورزش بچه های کلاس را به خط کرده بود و امتحان میگرفت دور اول بارفیکس بعد دو بعد پرش بود نوبت به دراز نشست که رسید هوا بارندگی شد معلم ورزش ما را به کلاس برد بعد یک موکت از نماز خانه آوردند سپس شروع به امتحان دارز و نشست گرفت
معلم ورزش بچه ها را به دو گروه 10 نفره تقسیم کرد یک گروه 10 نفره دراز میکشیدند گروه بعد پاهای دیگری را میگرفتند سپس شروع میکردیم به دراز نشست کسانی که پاهای دیگری میگرفتند میشمردند نوبت من که شد یادمه تا 50 تا دراز نشست میرفتم با یکی داشتم رقابت میکردم که معلم ورزش به ما دو نفر گفت هر کی تا 100 بره نمرشو بیست میکنم همه بچه های کلاس ساکت شد
من که از فرط خستگی نا نداشتم با شنیدن این حرف تا اومدم که زور بزنم بیام بالا ناگهان تلنگم در رفت و صدای وحشتناکی فضای کلاس را پیچید کلاس از خنده و قهقه های بچه های کلاس منفجر شد... آنقدر بچه ها خندیدند که ناظم مدرسه بدون اجازه و با عصبانیت وارد کلاس شد او با عصبانیت با معلم ورزش بحث کرد که این چه وضعشه آخ کلاسهای دیگر درس دارند!! معلم ورزش نامردی نکرد و اصلا حرفی از گوزیدن من نزد و خیلی با متانت برخورد کرد ناظم که هنوز توپش پر بود همینطور با عصبانیت بر سر معلم ورزش داد میزد!! ناظم با غیض و عصبانیت از کلاس خارج شد معلم ورزش برای سه گیری همه بچه های کلاس را بیرون کرد... منو بگو از خجالت تا 2 روز به مدرسه نرفتم...
خاطره سامان از بردسکن
نمايش يا پنهان متن
فکر کنم سامان خودمونه ادرس اشتباهی دادهمنبع: ملا نصرالدین های ارغوانی
sanam
از ملانصرالدینهای ارغوانی
ژنرال
Holtek
gilas
طرف خیالش راحت شده بوده نشسته به درد دل دیگران گوش میداده
منم میگم سامان خودمون بوده
دلشاد
ماهی
شیلین چه بلایی سرت اومده؟
نمايش يا پنهان متن
Kishe Mehr
خانومه هم خیلی ازش تشکر میکنه
اون یارو هم خیلی خوشحال میشه و جو میگیرتش میگه اقایون خانوما تا وقتی که برسیم مقصد هر چی این خانوم گو...ید من گو..یدم
Yalda Anwari
بهونه
نخبه
شیلین چه بلایی سرت اومده؟
اینم رابطش
نمايش يا پنهان متن
شوخی میکنمipek-n
مرسی خانومی
نمايش يا پنهان متن
شیرین اتفاقی افتاده ؟؟؟ماهی
آهان از این لحاظ؟
من فکر کردم گیر یه آدم...ببخشیدا....فارتو افتادی
نخبه
من فکر کردم گیر یه آدم...ببخشیدا....فارتو افتادی
وقت گشتن و گذاشتن تاپیک ندارم مستقیم میرم سایت گوزوها از اونجا مطلب میارم .. واسه همینه چند وقته تاپیکهام حول همین گوز میگرده
و صد البته واسه خاطر دل سامان هستش که این تاپیکها رو میزارم .. سامان مشوق من بوده
sanam
شیرین خدا بگم چیکارت نکنه
نخبه
SaMaN TaJ
خب خب.....باشه
آقا من یه غلطی کردم گفتم خوشم میاد از گوز بازیا
maryamlondon1
پرهام
نخبه
نمايش يا پنهان متن
چطور مگه؟ مگه این مطلب رو توی بخش علمی گذاشتم که شما متاسف باشیمن همه جور مطلب اینجا گذاشتم از علمی گرفته تا طنز شما برو بگرد ببین امروز اعصابت از کجا خورده
آخرین ورود:
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→