ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
gilas
کوله پشتی اش را برداشت وراه افتاد.رفت که دنبال خدا بگردد و گفت تا کوله ام از خدا پر نشود برنخواهم گشت! نهالی رنجور و کوچک کنار راه ایستاده بود .مسافر با خنده ای رو به درخت گفت :چه تلخ است کنار جاده بودن و نرفتن ودرخت زیرلب گفت:ولی تلخ تر آن است که بروی و بی ره آورد برگردی.
کاش میدانستی آنچه در جست وجوی آنی همین جاست.مسافررفت و گفت یک درخت از راه چه میداند پاهایش درگل است او هیچ گاه لذت جستجو رادرک نخواهد کرد.و نشنید که درخت گفت اما من جستجو را از خود آغاز کردم و سفرم راکسی نخواهید دید جز آنکه باید!!!
مسافر رفت وکوله اش سنگین بود هزارسال گذشت هزار سال پر پیچ و خم.هزارسال بالاو پست مسافر بازگشت و رنجور و ناامید خدا رانیافته بود.
اما غرورش را گم کرده بود به ابتدای جاده رسیده بود جاده ای که روزی از آن آغاز کرده بود درختی هزار ساله بالابلند و سبز کنار جاده بود. زیر سایه اش نشست تا لختی بیاساید. مسافر درخت را به یاد نیاورد اما درخت او را شناخت. درخت گفت سلام مسافر در کوله ات چه داری؟ مرا هم میهمان کن. مسافر گفت:بالا بلند شرمنده ام کوله ام خالیست و هیچ چیز ندارم!!
درخت گفت چه خوب وقتی هیچ چیز نداری همه چیز داری. اما آن روز که میرفتی در کوله ات همه چیز داشتی غرور کمترینش بود. جاده آنرا از تو گرفت حالا درکوله بارت جا برای خدا هست وباری ازحقیقت را در کوله مسافر ریخت و دستهای مسافر پر ازاشراق شد و چشمانش پر ازحیرت. و گفت هزار سال رفتم و نیافتم و تو نرفته این همه یافتی؟
درخت گفت زیرا تو در جاده رفتی و من درخودم.
نور دیدن در خود دشوار ترازنور دیدن در جاده هست........
دلشاد
EVANESCENCE
aac198000
خواندنی و قابل تامل بود
arash52
baron jon
خيلي قشنگ بود
sib
The one
ساحل ناقلا
بچه مثبت
میرسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم میشویم
گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... میرسد روزی که بیهم میشویم
gilas
آره خاله خودم گذاشته بودم اما پوکیده دوباره گذاشتمش
MAJID ART
محسن صائب
kamal313
shaparak64
قشنگ بود
مستانه ی خودمونو میگی؟
هان
mz56mz
ژنرال
نمایش یا پنهان متن
راستی شنیدم تو هم عمه شدیماهی
booseh
hadi04
آخرین ورود: امروز, 07:39
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→