ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
سلااااااممممم دوستان .... یه سر بیاین اینجا
Mahboob
چقدر دلم تنگ شده بووووووددددد واسه شما و سایت ... این هوااااااااااا
این مدت دندون عقلم رو جراحی کرده بودم
باور نمی کنید همون دکتری که مثلا کلی ازش تعریف کردم مخصوصا چشاش
واللو من یه ی هو ( شیرازی تلفظ شود ) دندون عقلام با هم دراومد یعنی یه ی هو عاقل شدم که یه هو هم رفتم همشو کشیدم
البته گمونم دیگه از شر دندون پزشکی نجات پیدا کردم ... البته امیدوارم
این چند روز نصف صورتم باد کرده بوووووووووووووددددددد کلی خوشکل شده بودم که نمی تونستم تو آیینه خودمو ببینم
هی دوستان اینم از این مدت محبوبه ... بی خیال حالا برید مطلب پایین رو بخونید خیلی باحاله
آیا رویاهای ما انعکاس بیداری ما هستند؟
______________________________
رویاهای شبانه تا چه حد به زندگی واقعی ما در بیداری مرتبط هستند؟ آیا زندگی روزمره ما روی خوابهایمان تاثیر میگذارد یا این رویا هستند که روی احساسات و تجربیات روزمره ما تاثیر میگذارند؟
رویاهای ما از کجا سرچشمه میگیرند و تا چه حد به زندگی ما در بیداری مرتبطند؟ آیا رویاهایی که در خواب میبینیم انعکاسی از تجربیات زندگی ما هستند یا این که مستقل هستند و منشا دیگری دارند؟ مطالعات جدید نشان میدهند که رویاها تنها انعکاسی از زندگی ما در بیداری نیستند.
وقتی فردی که با معلولیت متولد شده، تعریف میکند که در رویای خود، دخترش را در آغوش گرفته و راه میرفته است، ادراک ما در مورد رویاهای شبانه با چالش مواجه میشود.
به گزارش نیوساینتیست، رویاهایی از این دست اگر چه میتوانند انعکاسی از بیداری را در خود داشته باشند، همچنین بازنمایی عملکردی کامل و درونی از بدن و پردازشهای حسی هستند که همیشه هم با موقعیتهای زندگی واقعی مطابقت ندارند.
فرضیه ارتباط رویاها با زندگی واقعی به نظریه زیگموند فروید برمیگردد. بر اساس این فرضیه، رویاهای ما را افکار، احساسات و رویدادهایی تعیین میکنند که در بیداری تجربه میکنیم. آنها میتوانند به روزهای اخیر یا خاطرات بسیار دور مربوط باشند.
اما این فرضیه همه رویاها را توضیح نمیدهد، ما چهطور در رویا پرواز میکنیم؟ مارتین شردل، محقق رویا در موسسه مرکزی سلامت روان منهایم آلمان، معتقد است در واقع بین رویاها و بیداری تداوم موضوعی وجود دارد. به گفته وی، رویاها در ما احساسات و واکنشهای خاصی را بر میانگیزند که به شدت به مسائل زندگی بیداری مرتبط هستند.
الن هوبسون از دانشکده پزشکی هاروارد بوستون و اورسلا ووس از دانشگاه بن آلمان در مطالعه خود از 10 نفر که ناشنوا متولد شده بودند و قادر به صحبت نبودند، 4 فردی که با معلولیت متولد شده بودند و 36 داوطلب سالم خواستند که به مدت دو هفته همه رویاهای خود را یادداشت کنند. آنها از شرکتکنندگان خواستند به طور خاص تکرار و شدت حرکات و تجربیات حسی را ثبت کنند.
بررسی گزارشها محققین را شگفتزده کرد. حدود 80 درصد از شرکتکنندگان رویاهایی داشتند که در آن اثری از ناتوانی نبود، بسیاری در خواب صحبت کرده بودند و بسیاری هم در رویا میتوانستند بشنوند و زبان دیگران را درک کنند. معلولین هم تجربه مشابهی داشتند: آنها در خواب راه میروند، میدوند یا شنا میکنند، کارهایی که هرگز در بیداری تجربه نکردهاند.
نکته جالب و البته بسیار مهم دیگر این که در تعداد این حرکات بدنی، تفاوتی بین افراد سالم، ناشنوا و معلول وجود نداشت.
دو ماه پیش، گروهی به سرپرستی ماری ترز سورات در بیمارستان پیتیسالپتریه پاریس ، رویاهای 15 نفر را که به طور مادرزادی یا بر اثر آسیب نخاعی فلج بودند به همراه رویاهای 15 داوطلب سالم بررسی و تحلیل کردند. آنها به مدت 6 هفته گزارش رویاها را جمعآوری کردند و به این نتیجه رسیدند که همه معلولین، به جز یک نفر، در رویا حرکت میکنند و از پاهای خود استفاده میکنند. همچنین افراد معلول، حتی کسانی که مادرزاد معلول بودهاند، به اندازه افراد سالم در خواب راه میروند.
البته محققین میپذیرند که رویاهای معلولین میتواند انعکاس آنچه در بیداری میبینند باشد، اما ووس معتقد است موضوع عمیقتر از این است. وقتی یک ناشنوا که هرگز قادر به صحبت نبوده، در خواب حرف میزند و میداند که مشغول حرف زدن است، قسمتهایی از مغز او حرکاتی را در لبها و دهان ادراک میکنند. این در حالی است که در بیداری هرگز چنین تجربهای نداشتهاند.
به باور برخی محققین، مرحله خواب رم * (رم ، مرحلهای از خواب با حرکات سریع چشم است که گفته میشود زمان دیدن رویاها است) مغز را برای تجربیات حسی و حرکتی که قرار است در واقعیت تجربه کنیم آماده میکند.
نوزادان و حتی جنینها هم این مرحله از خواب را دارند. به باور محققین این مطالعات، مغز ما به طور ژنتیک توانایی جمعآوری تجربیاتی که در واقع تقلید زندگی هستند، مانند عملکرد درست ماهیچهها و حواس را دارد. بنابراین مغز فرد معلول به این آمادهسازی ادامه میدهد، حتی اگر فرد نتواند در زندگی واقعی خود از آن بهرهای ببرد.
ایوان لیموزانی، روانپزشک و محقق رویا از بیمارستان سنپائولو در میلان هم معتقد است باید در نظریه تداوم خواب و بیداری تجدید نظر شود. وی میگوید: «به نظر من فعالسازی مغز در رویاها همیشه به یک صورت است، جدا از تجربههای بیداری. این حالتی از ذهن است که از بخشی اولیه در مغز میآید.»
شردل میگوید: «در واقع موضوع احساسات و الگوهای فکر است. اگر شما در روز احساس خاصی داشته باشید، به احتمال زیاد در خواب هم آن را تجربه خواهید کرد و لزوما سناریوی خواب به زندگی واقعی شما مربوط نخواهد بود.»
هوبسون توضیح میدهد که رابطه خواب و بیداری، یک رابطه دوطرفه است، رابطه دوطرفهای که از ابتدا از دنیای درون آغاز میشود. در واقع رویاها بیشتر روی بیداری ما تاثیر میگذارند، تا این که بیداری بخواهد روی رویا تاثیر داشته باشد. وی میافزاید: «رویاها زمینه تجربیات زندگی واقعی ما میشوند. بدون رویاها مغز ما برای تجربیات واقعی آماده نخواهد بود.» البته هوبسون میپذیرد که این یافتهای شهودی است که باید در عمل آزموده شود.
این محققین در مرحله بعد به سراغ امواج مغزی (ایی.ایی.جی) خواهند رفت. آنها میخواهند بدانند امواج مغزی در زمان رویا دیدن، چهطور به آنچه افراد در مورد رویای خود گزارش میدهند مرتبط میشوند.
همچنین آنها میخواهند با وارد کردن یک جریان الکتریکی بسیار ملایم به قسمتهایی از مغز فردی که در حال رویا دیدن است، بدون این که فرد را بیدار کنند، روند رویا دیدن او را دستکاری کنند. باید دید آیا این دستکاریها میتواند طبیعت خواب را تغییر بدهد یا نه.
ووس در اینباره میگوید: «ما میخواهیم از گزارشهای رویابین فراتر برویم و فعالانه رویاهای آنها را تغییر بدهیم.»
برخی از رویاهای این مطالعه را بخوانید:
«من در خانهای بزرگ، زیبا و سفید در آفریقا هستم. پنجرهها بزرگ و همه جا روشن است. به افرادی که از کنار من رد میشوند نگاه میکنم. ناگهان کسی که دوستش دارم از راه میرسد و به من میگوید: من همیشه تو را دوست خواهم داشت. او میرود و من سر جایم خشک میشوم» (کسی که ناشنوا متولد شده و هرگز صحبت نکرده است)
«روی ساحل قدم میزنم. آب به پاهای برهنهام میخورد و آن را حس میکنم. بیشتر و بیشتر در آب میروم. آب سرد است اما من سردم نیست، برعکس خیلی هم احساس خوبی دارم.» (کسی که فلج متولد شده است)
ژنرال
ماهی
وای محبوب جان.دندونت رو دست هر دکتری نده..خیلی خطریه
دکتر من چشمت روز بد نبینه اگه ماسکشو بزنه کنار تا حد مرگ از بوی دهنش مردنت می گیره
ولی خدایی کارش خیلی عالیه.
مرسی مطلبت جالب بود هر چند تند خونی کردم
دلشاد
چقدر دلم تنگ شده بووووووددددد واسه شما و سایت ... این هوااااااااااا
سلام محبوبه جان خوش اومدی ما هم دلمون واست تننگ شده بود
هاااااان
یه عکس از خودت بزار ببینیم
مرسی محبوبه عزیز جالب بود
Life Dream
نميدوم چه طور تحمل كردي اين دكي چشم باباقوري دندوناتو خراب كنه!! من يه دندونم پر كردم اينقدر وسطشو كنده كاري كرد و نازك شد تا بعد 3 ماه شكست!! دندون نازنينم، قند عسلم، به همين راحتي شكست! رفتم پيش همون دكتره گفتم دندونمو شكستي چي كارش كردي! بعد يه نگاه انداخت خدا رحم كرده بود هنوز پايه داشت براي پر كردن، البته ديگه خيلي تاپلو ميشد! ولي خوب پرش كردم با يه نصفه دندون به عنوان پايه و بقيش معلوم بود! رفتم خودم توو اينترنت تحقيق كردم كه چيكار كنم هم دوباره نشكنه و هم زيبايشش برگرده! خودم به اين نتيجه رسيدم بهترين گزينه روكش تركيبي چيني و فلز هست، يعني درست عين دندون خودم ميشد! تازه همونجا نوشته شده بود براي كسايي كه به سرنوشت من دچار شدن روكش بهترين گذينه هست كه دندون صدمه ديدشون سالم بمونه! خلاصه با عصبانيت برگشتم پيش اون دكيه، گفتم جناب دكي خان ميخوام رووكش بزنم، بعد خواستم امتحانش كنم بيينم چي ميگه! گفتم با شرايطي مه الان من تووش هستم رووكش رو توصيه نميكيني؟! گفت چرا خيلي هم لازمه! نزديك بود بزنم پس كلش كه پس چرا همون موقع خودت نزاشتي برام كه الان دندونم اين طوري شده! خلاصه ديدم اين دكتره يه جوريه و سلامت دندون مريضاش براش مهم نيست، رووكش رو كه زدم خيلي خوب شد، مثل روز اولش كسي هم نميدونست رووكش هست! خيلي طبيعي بود فقط يه مشكل داشت اونم بين اون دندون رووكش با دندون بغليش يه خوده خيلي جزئي فاصله داشت وكامل كيپ نشده بود و غذا ميرفت لاش و اذيت ميكرد! دوباره برگشتم پيشش گفت بايد بين اين دوتا دندون رو سوراخ كنم و پرش كنم، اينو كه گفت داشتم ديونه ميشدم، به روزي كه اين بلا رو سرم اورد فكر كردم گفتم اينم اينطوري ميكنه! اين شد كه گفتم نه ديگه لازم نيست خدا حافظ! رفتم پيش يه پزشك ديگه، گفتم همچين چيزي بهم گفته، گفت چه طور ميخواسته اين كارو بكنه، اون يكي دندونت كه كاملاً سالمه و چرا ميخواسته حفره ايجاد كنه! بيا بشين برات درستش كنم، توو 10 دقيقه با يه ماده سفيد رنگ (نه از اون نوع پر كردن معمولي) رو با پنس و سوند گذاشت لاي خاليه دندونم و اون جا داد، مشكلم حل شد به همين راحتي! خدا رحم كرد كه قبول نردم دندونمو سوراخ كنه وگرنه اونم الان بايد بازم رووكش ميزدم.
اين بود انشاي من
اميدوارم كه شما هم هر چه زودتر دندونات خوب بشه، ولي حيف كه عقلت پريد، دندون عقلتو ميگم ها!
نخبه
چی چی رو بی خیال دکی زده دندونت و عقلت و همه رو یه جا پرونده حالا ما بی خیال شیم
آی نفس کششششششششششش
راستی مازیار جان دو تا غلط دیکته داری حال ندارم بگم خوابم میاد خودت برو درستشون کن
maryamlondon1
نمایش یا پنهان متن
▧ تصویر در دسترس نیستLife Dream
اين همه زودزود نوشتم ميخوايي همه قوائد رو رعايت هم كرده باشم!!!
بيا بهروز جان اينم يه عكس لو رفته از آبجي گوگولي خودم
▧ تصویر در دسترس نیست
gilas
ماهی
وااااا؟ فکرمی کردم دکترای ما هیچ چی نَوَ فهمن.واقعا اونجا هم اینطوریه؟
Life Dream
وايي مامان مريم با اين عكس دلم آتيش گرفت، خدا بگم چيكارشون كنه، آخه چه طور 12 تا دندون رو يه روزه ميكشن، اصلاً فك تحليل ميره اينطوري!! تازه بيهوششم كردن طفلي رو
عجيبه هنوز دندوناش درنيومده از اون موقع تا حالاً لوزشو چيكار كرديد نكنه اونم عمل كرديد؟!!
بچه مثبت
الان ميتوني تو آينه خودت رو ببيني يا نه؟
میرسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم میشویم
گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... میرسد روزی که بیهم میشویم
malakeh
نمایش یا پنهان متن
آخي نازي.انشالله زود خوب شي عزيزم
sare69
sib
Mahboob
مرسی مطلبت جالب بود هر چند تند خونی کردم
خوش به حالت کارش خوبه ... و خواهش می کنم ماهی نازنین
اهه که بشم سوژه خنده ... نوووچچچچ
Life Dream,
دکتر منم دست کمی از دکتر تو نداره ... مردیکه دندونم رو اول عصب کشی کرد بعد بازم درد داشتم چون جناب همه ی عصب هاشو ندیده بود بعد رفتم کشیدش ... بعد فکر کن استخونش تو دهنم جا مونده بود ... هر چی اولش می کنم بابا یه چی تو دهنمه هیشکی حرفم رو باورنکرد... هنوز فکر می کردم نصف دندونمه بعد نگو استخون دندون بوده ... دیگه فرداش رفتم یه جراح دوباره بی حس کرد و درش آورد ... نمی دونی من چی کشیدم بعدم که وقت بیمارستان داشتم واسه دندون عقل پایینم ...
Life Dream
از دست دادن دندون واقعي خيلي ناراحت كننده هست، اميدوارم كه هر چه زودتر مشكلت كاملاً حل بشه، ولي يه جراح و فوق تخصص خوب كه سن و سالي هم ازش گذشته باشه برو
Mahboob
آی نفس کششششششششششش
وای شیرینم چقدر دلم برات تنگیده بود این هواااااااااا
کاش می آوردمش دم همین تیرها خلاص شه ها
maryamlondon1,
وااااااییییییییییییی الهی بمیرم مامان مریمی ... خدا از سرشون نگذره ... واقعا هیچی حالیشون مامان مریمی ... مردیکه دندونم رو عصب کشی کرده بعد میگه همه ی عصب هاشو ندیدم برو اگه درد داشتی بیا که بالاخره از درد کشیدمش .... اینم از این دندون عقلم که نهفته بود و 2 ماه هی آنتی بیوتیک بهم دادن ... وااااااییییی الهی بمیرم واسه احسان ... آخه بچه به این کوچولویی ... ایشالله زود دندوناش در بیان راحت بشه ... مامان مریمی مراقب باش دندون پزشک خوب دندونت رو درست کنه ... البته میدونم که اینجا آدما می سپارن به یکی که اصلا نمی دونی چه طوریه
ماهی جان دکترای اینجا هیچی هیچی حالیشون نیست سالم بری پیششون پنجاه پنجاه ست سالم بیای خونه ... جدی میگم هیچی بارشون نیست
الان ميتوني تو آينه خودت رو ببيني يا نه؟
به به سلام منفی جو... چیز یعنی مثبت جون ... معلومه که میبینم چرا که نه ؟
malakeh,
sare69,
مرسی مهربون ها
sib,
ایشکال نداره بکشی راحت میشی ... اصلا اصلا هم در نداره
نمایش یا پنهان متن
هاچو هاچو
Mahboob
چه طور دلت اومد اینو بگی ...
آخرین ورود: امروز, 07:39
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→