همه جای ایران سرای من است همه عالم تن است و ایران دل... با این حال در هوایی نفس می کشم که روزی حافظ نفس کشید بر خاکی پا می نهم که روزی حافظ نهاد به آسمانی می نگرم که روزی حافظ نگریست و به این همسانی با او به خود می بالم و زیر لب می خوانم : خوشا شیراز و وصف بی مثالش خداوندا نگهدار از زوالش به شیراز آی و فیض روح قدسی بجوی از مردم صاحب کمالش
دوستان ! در آستانه ی بزرگداشت روز حافظ براتون چند تا عکس از حافظیه که خودم گرفتم آوردم و یه مطلب فقط برای اینکه به یاد بیاریم چرا اینقدر می گیم حافظ حافظ....
آندره ژید ( 1869- 1951 Andre Gide) نویسنده بزرگ معاصر فرانسه، با وجود بیش از بیست وپنج اثر، در دنیای ادبیات به عنوان خالق اثر «مائدههای زمینی» ( 1897 Les Nourritures terrestres ) شناخته میشود و بویژه این اثر او برای شرقیان و بهخصوص برای ایرانیان اثری برجسته محسوب میشود و به نوعی تفاهمنامهای است بین شرق و غرب که پیوند ادبیات ایران و فرانسه را بهخوبی نشان میدهد و پس از« دیوان شرقی» گوته که ستایشنامهای است از شاعران ایرانی، در قرن بیستم،« مائدههای زمینی» آندره ژید مهمترین اثری است که قدرت تاثیر و نفوذ ادبیات فارسی بر ادبیات غرب را نشان میدهد و بسیاری از منتقدین و خاورشناسان آن را «میراث تاثیرپذیری ادبیات فارسی در غرب» میدانند.
▧ تصویر در دسترس نیست
نخستین کتاب از کتابهای هشتگانه مائدههای زمینی ژید با این مصراع حافظ آغاز میشود که: «بخت خوابآلود ما بیدار مگر خواهد شد» حافظ برای ژید در کتاب «مائدههای زمینی» منبع الهام و الگوی تمام و کمال بوده است و خطوط مشخص و برجسته شعر و ادب فارسی را به خوبی میتوان در این اثر پیدا کرد و شاید یکی از دلایلی که «مائدههای زمینی» ژید در سالهای آغاز انتشار موفق نبود، به دلیل ناآشنایی فرانسویان و بطور کلی غریبان با ادبیات شرق بویژه شعر فارسی بود. ژید درباره تاثیرپذیریاش از حافظ میگوید: «من در کتاب مائدههای زمینی سعی کردهام مانند حافظ با کمترین الفاظ بیشترین معنا را برسانم و مانند حافظ از عشقهای زمینی به عشق الهی و عالم وارستگی و روحانی دست پیدا کنم، ولی برخی از کوته نظران تنها غرایز و عشقهای زمینی را در آن دیدند.» آندره ژید همیشه از اینکه زبان فارسی را نمیدانست، افسوس میخورد و مجبور بود از آثار فارسی که به آلمانی ترجمه میشد، استفاده کند و میگوید این مساله باعث میشود تمامی ظرافت و لطافت اشعار فارسی حس و درک نشود، ولی با وجود این به قدری اشعار فارسی بهویژه غزلیات حافظ نافذ و قدرتمند هستند که حتی ترجمههای آلمانی آنها برای من فرانسوی زبان تاثیر گذار و شاهکار هستند و در این باره در مقدمه کتاب «ضد اخلاق» (1902- Immoraliste) مینویسد: «من را ببخشید که به خود جرات میدهم از ادبیات فارسی سخن بگویم و یا اینکه از آن بهره بگیرم. من این ادبیات را کم میشناسم، ولی با تمام وجودم به آن عشق میورزم و معتقد به آن هستم. کاش به این زبان شیرین و ادبیات غنی آن آشنایی بیشتری داشتم، ولی من برای کسانی مینویسم که این ادبیات را باز کمتر از من میشناسند.»
و ژید با الهام از حافظ و خیام در مائدههای زمینی خود این چنین میآورد که: «من از گناه پاک و منزه نمیشدم، مگر آنکه هیچ کاری نمیکردم.» «ناتانائل، من دیگر به گناه اعتقاد ندارم، چون من «عشق» را میشناسم.»
ژید در مائدههای زمینی این چنین از حافظ و میخانه او یاد میکند: «من همیشه در اندیشه و خیال میخانه کوچک شیراز هستم که حافظ از آن بسیار یاد میکند و مست از شراب ساقی آن است و به گلهای سرخ ایوان آن عشق میورزد.» با توجه به اینکه حافظ از «گل و بلبل» بسیار در اشعارش یاد میکند، ژید هم تحت تاثیر او در کتاب مائدههای زمینی چندین بار از بلبل میگوید و حتی یک بار هم کلمه بلبل را عینا با لفظ فارسی آن به کار میبرد.
ژید: «ته باغ درخت تنومندی است که گویی «بلبلی» بدان دوختهاند.»
«ناتانائل، هیچ میدانی که بلبل نابینا بهتر آواز میخواند؟! البته نه از روی حسرت، بلکه از سراشتیاق.»
نمایش یا پنهان متناسماعیل آذر –نویسنده و پژوهشگر ادبیات- به خبرنگار فرهنگی پانا گفت: «تأثیر حافظ بر ادبیات غرب» کتابی پژوهشی – تطبیقی است که در آن آثار ادبی و شعر شاعرانی از آلمان، فرانسه، انگلیس و آمریکا، به تبیین تأثیرگذاری حافظ بر ادبیات غرب مورد بررسی قرار گرفته است.
آذر افزود: آلمانیها برای اولین بار در غرب از طریق ترجمه دیوان غزلیات، با حافظ آشنا شده اند و نخستینبار در قرن نوزدهم، «فون هامر» دیوان حافظ را ترجمه میکند و گوته از جهانبینی و نوع نگاه این شاعر بزرگ تأثیر میپذیرد.
وی تصریح کرد: در دورهی ویکتوریا در سال 1884، نیز «امرسون» شاعر آمریکایی تحت تأثیر حافظ، مکتب «تعالیگری» را بنیان میگذارد و در ادامه، شاعرانی مانند «والت ویتمنم و «امیلی دیکنسون» از طریق شعرهای حافظ با ادبیات و شعر ایران آشنا میشوند.
آذر توضیح داد: این اثر در بخشها مختلفی تألیف شده است و در هر بخش به تأثیر حافظ و غزلیاتش بر ادبیات کشورهای آلمان، فرانسه، انگلیس و آمریکا میپردازد.
نمایش یا پنهان متنیاداور می شود، اسماعیل آذر متولد سال 1323 در اصفهان، دکتری زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه علوم و تحقیقات دارد و هماکنون نیز مدیرگروه کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی است.
«ادبیات ایران در ادبیات جهان» و «خلاصهی شاهکارهای جهان» از جمله کتاب های آذر هستند.
ماهی
با این حال در هوایی نفس می کشم که روزی حافظ نفس کشید
بر خاکی پا می نهم که روزی حافظ نهاد
به آسمانی می نگرم که روزی حافظ نگریست
و به این همسانی با او به خود می بالم
و زیر لب می خوانم :
خوشا شیراز و وصف بی مثالش خداوندا نگهدار از زوالش
به شیراز آی و فیض روح قدسی بجوی از مردم صاحب کمالش
[center]▧ تصویر در دسترس نیست
دوستان ! در آستانه ی بزرگداشت روز حافظ براتون چند تا عکس از حافظیه که خودم گرفتم آوردم و یه مطلب فقط برای اینکه به یاد بیاریم چرا اینقدر می گیم حافظ حافظ....
آندره ژید ( 1869- 1951 Andre Gide) نویسنده بزرگ معاصر فرانسه، با وجود بیش از بیست وپنج اثر، در دنیای ادبیات به عنوان خالق اثر «مائدههای زمینی» ( 1897 Les Nourritures terrestres ) شناخته میشود و بویژه این اثر او برای شرقیان و بهخصوص برای ایرانیان اثری برجسته محسوب میشود و به نوعی تفاهمنامهای است بین شرق و غرب که پیوند ادبیات ایران و فرانسه را بهخوبی نشان میدهد و پس از« دیوان شرقی» گوته که ستایشنامهای است از شاعران ایرانی، در قرن بیستم،« مائدههای زمینی» آندره ژید مهمترین اثری است که قدرت تاثیر و نفوذ ادبیات فارسی بر ادبیات غرب را نشان میدهد و بسیاری از منتقدین و خاورشناسان آن را «میراث تاثیرپذیری ادبیات فارسی در غرب» میدانند.
نخستین کتاب از کتابهای هشتگانه مائدههای زمینی ژید با این مصراع حافظ آغاز میشود که: «بخت خوابآلود ما بیدار مگر خواهد شد»
حافظ برای ژید در کتاب «مائدههای زمینی» منبع الهام و الگوی تمام و کمال بوده است و خطوط مشخص و برجسته شعر و ادب فارسی را به خوبی میتوان در این اثر پیدا کرد و شاید یکی از دلایلی که «مائدههای زمینی» ژید در سالهای آغاز انتشار موفق نبود، به دلیل ناآشنایی فرانسویان و بطور کلی غریبان با ادبیات شرق بویژه شعر فارسی بود.
ژید درباره تاثیرپذیریاش از حافظ میگوید: «من در کتاب مائدههای زمینی سعی کردهام مانند حافظ با کمترین الفاظ بیشترین معنا را برسانم و مانند حافظ از عشقهای زمینی به عشق الهی و عالم وارستگی و روحانی دست پیدا کنم، ولی برخی از کوته نظران تنها غرایز و عشقهای زمینی را در آن دیدند.»
آندره ژید همیشه از اینکه زبان فارسی را نمیدانست، افسوس میخورد و مجبور بود از آثار فارسی که به آلمانی ترجمه میشد، استفاده کند و میگوید این مساله باعث میشود تمامی ظرافت و لطافت اشعار فارسی حس و درک نشود، ولی با وجود این به قدری اشعار فارسی بهویژه غزلیات حافظ نافذ و قدرتمند هستند که حتی ترجمههای آلمانی آنها برای من فرانسوی زبان تاثیر گذار و شاهکار هستند و در این باره در مقدمه کتاب «ضد اخلاق» (1902- Immoraliste) مینویسد: «من را ببخشید که به خود جرات میدهم از ادبیات فارسی سخن بگویم و یا اینکه از آن بهره بگیرم. من این ادبیات را کم میشناسم، ولی با تمام وجودم به آن عشق میورزم و معتقد به آن هستم. کاش به این زبان شیرین و ادبیات غنی آن آشنایی بیشتری داشتم، ولی من برای کسانی مینویسم که این ادبیات را باز کمتر از من میشناسند.»
و ژید با الهام از حافظ و خیام در مائدههای زمینی خود این چنین میآورد که:
«من از گناه پاک و منزه نمیشدم، مگر آنکه هیچ کاری نمیکردم.»
«ناتانائل، من دیگر به گناه اعتقاد ندارم، چون من «عشق» را میشناسم.»
ژید در مائدههای زمینی این چنین از حافظ و میخانه او یاد میکند:
«من همیشه در اندیشه و خیال میخانه کوچک شیراز هستم که حافظ از آن بسیار یاد میکند و مست از شراب ساقی آن است و به گلهای سرخ ایوان آن عشق میورزد.»
با توجه به اینکه حافظ از «گل و بلبل» بسیار در اشعارش یاد میکند، ژید هم تحت تاثیر او در کتاب مائدههای زمینی چندین بار از بلبل میگوید و حتی یک بار هم کلمه بلبل را عینا با لفظ فارسی آن به کار میبرد.
ژید: «ته باغ درخت تنومندی است که گویی «بلبلی» بدان دوختهاند.»
«ناتانائل، هیچ میدانی که بلبل نابینا بهتر آواز میخواند؟! البته نه از روی حسرت، بلکه از سراشتیاق.»
«مائدههای زمینی»
[/center]
نمایش یا پنهان متن
اسماعیل آذر –نویسنده و پژوهشگر ادبیات- به خبرنگار فرهنگی پانا گفت: «تأثیر حافظ بر ادبیات غرب» کتابی پژوهشی – تطبیقی است که در آن آثار ادبی و شعر شاعرانی از آلمان، فرانسه، انگلیس و آمریکا، به تبیین تأثیرگذاری حافظ بر ادبیات غرب مورد بررسی قرار گرفته است.آذر افزود: آلمانیها برای اولین بار در غرب از طریق ترجمه دیوان غزلیات، با حافظ آشنا شده اند و نخستینبار در قرن نوزدهم، «فون هامر» دیوان حافظ را ترجمه میکند و گوته از جهانبینی و نوع نگاه این شاعر بزرگ تأثیر میپذیرد.
وی تصریح کرد: در دورهی ویکتوریا در سال 1884، نیز «امرسون» شاعر آمریکایی تحت تأثیر حافظ، مکتب «تعالیگری» را بنیان میگذارد و در ادامه، شاعرانی مانند «والت ویتمنم و «امیلی دیکنسون» از طریق شعرهای حافظ با ادبیات و شعر ایران آشنا میشوند.
آذر توضیح داد: این اثر در بخشها مختلفی تألیف شده است و در هر بخش به تأثیر حافظ و غزلیاتش بر ادبیات کشورهای آلمان، فرانسه، انگلیس و آمریکا میپردازد.
نمایش یا پنهان متن
یاداور می شود، اسماعیل آذر متولد سال 1323 در اصفهان، دکتری زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه علوم و تحقیقات دارد و هماکنون نیز مدیرگروه کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی است.«ادبیات ایران در ادبیات جهان» و «خلاصهی شاهکارهای جهان» از جمله کتاب های آذر هستند.
The one
The one
اگه بگم عاشق حافظم اغراق نکردم...
دلشاد
ماهی
وااااااااای یکتا چیکار کردی؟
هَز کردم..چه آهنگی گذاشتی...مرسی عزیزم
عاشق این آهنگم.مخصوصا که الان اشکم دم مشکمه
مرسی داداشی
The one
هَز کردم..چه آهنگی گذاشتی...مرسی عزیزم
فدات بشم قابلتو نداشت گلی گل گلو
اخی
نمایش یا پنهان متن
منمحورا
نخبه
دوست داشتم اونجا بودم و هر روز عصر میرفتم اونجا
راستی ماهی جون حظ درسته
ماهی
همینطور از این تاپیک بیرون نمی رم.دارم آهنگو گوش می دم..حالم جا اومد واقعا
خب باشه..دبام نکنین...
حظ-حظ-حظ-حظ-حظ-حظ-حظ-حظ-حظ-حظ-
یاد گرفتم
Holtek
دستت درد نکنه ماهی گل گلی ، عجب تاپیک زیبایی شده
دست هیفا هم درد نکنه
به شیراز آی و فیض روح قدسی بجوی از مردم صاحب کمالش
الان داشتم همین شعرو سرچ میکردم که بذارم
چشم حالا که خیلی اصرار می کنی حتما میام
منم
نمایش یا پنهان متن
یادش بخیر ، این عکسا مال موقع ایه که تازه داشتی حرفه ای می شدی تو عکاسیماهی
مرسی...قابلی نداره
خیلی خیلی خیلی آهنگشو دوس دارم...تاپیکمو خیلی خوشمل کرده
خوب یکی دیگه پیدا کن.یکی از خوشملاش
آره...خوب شد این زووم کردنو یادم دادی
arash59
Holtek
پیداش کردم
هر که شد محرم دل در حرم یار بماند ***وان که این کار ندانست در انکار بماند
اگر از پرده برون شد دل من عیب مکن*** شکر ایزد که نه در پرده پندار بماند
جز دل من کز ازل تا به ابد عاشق رفت***جاودان کس نشنیدیم که در کار بماند
گشت بیمار که چون چشم تو گردد نرگس ***شیوه تو نشدش حاصل و بیمار بماند
از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر***یادگاری که در این گنبد دوار بماند
بر جمال تو چنان صورت چین حیران شد ***که حدیثش همه جا در در و دیوار بماند
به تماشاگه زلفش دل حافظ روزی*** شد که بازآید و جاوید گرفتار بماند
فقط همین
hadi04
ماهی
دارم حظ می کنم از این فضا
خب پس چی؟
ممنون دوستای هم شهری خودم.تبریک مخصوص منو قبول کنید
hadi04
Holtek
تازه شدی عین من
عجب تاپیک زیبایی شده
چون خودت می دونی می خوام چی بگم ، پس چیزی نمیگم
ماهی
آره ! آرسام جان ! نمی تونم از تاپیک بیرون برم
دست هیفا جونم درد نکنه
aac198000
سپاس از تاپیک زیبایت خارج از موضوع روز بزرگداشت حافظ گرانقدر
من یاد یکی از زیباترین خاطرات و لحظات زندگیم افتادم
از ممنونم بانو
Mahboob
چه عکسای قشنگی
آخرین ورود:
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→