ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
Life Dream
باید رفت
زندگی زیباست
چشم ها را غرقه در دیدار کن دیده در پهنای زیبایی فرو بر
دل به خوبی ها ببند!
آستین بالا بزن
اشتیاق زندگانی لمس کن
سهم خود را در مسیر راه روشن ساز
تماشاگر مباش
جای پایت در مسیر بیشماران است
بیشماران سالیان بیشماری که زما نامی نبود
در خم این کوچه ها در سایۀ خورشید جنبیدند
رویش سبزه ، نگاه آسمان با باد و باران ، رعد و عصیانش
چند روزی همدمی کردند و بگذشتند
هرقدم چون بگذری بذری به خاک انداز و بگذر
یک نشانی در گلستان جهان از خویش بگذار
دست پروردت را رها کن رو
مبادا دل به آن بندی
که باید رفت
بــــــــا یـــــد این چنین بودن
نــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه
رفتــــن!
دوست دار و عشق ورز و شادباش و محفل عشرت رهـــــــــــــــــــا کن رو
که در قاموس خلقت زوج گونـــه
سرنوشت واژۀ ایثار
معمـــــــــــــای حیات ماست
ژنرال
اما وسط معرکه ی زندگی و در کشاکش حیات.. واقعیت زندگی، خودش رو به انسان نشون میده .. که البته لزوماً شیرین هم نیست.. و البته این به معنای تلخ بودن هم نیست!
تا انسان حقیقتاً خدارو نشناسه و واقعاً خدارو پرستش نکنه معنای حیات رو هم درک نمیکنه.. که البته شناخت خداوند هم کار مشکلیه!
از نظر من بیشتر ما آدمها واقعیت حیات رو درک نمیکنیم و بیشتر سرگرم نمودهاش هستیم..!
مثل همین عشق یا هر چیز دیگه ای...
دردناکه...
از این نظر، دو گروه در این دنیا راحت زندگی میکنن.
یکی اونهایی که هیچ نمیدونن.. یکی اونهایی که به یقین مطلق رسیدن و همه چیز رو میدونن.
بین این دو حالت، عذابه!
و جالب اینجاست که بیشتر ادمها بین این دو حالت هستن.
در کل، هستی و خلقت، خیلی درامه!
البته زندگی در هر حال زیباست
هاچو هاچو
SaMaN TaJ
حورا
معمـــــــــــــای حیات ماست
فوق العاده بود مرسی
hosseinhn82
چکاوک
The one
ولي محسن هم نظرشو زيبا و واقعي بيان كرد افرين
دلشاد
baron jon
مرسي
Life Dream
یکی اونهایی که هیچ نمیدونن.. یکی اونهایی که به یقین مطلق رسیدن و همه چیز رو میدونن.
اولي رو موافقم، ولي دومي رو كه اصلاً نداريم، كسي هم نميتونه ادعا كنه كه به يقين مطلق رسيدن! انسان اسمش روو خودشه، و صبري هم كه داره محدود هست، بلاخره يه جا كم مياره! اين بستگي به آزمايش پروردگار داره كه تا چه حد اين آزمايش رو براش سخت بگيره، اميدوارم كه هميشه آزمايشهاي زندگيمون در حد توان خودمون باشه
متن رو هم بخون خوب
نمایش یا پنهان متن
قابلي نداشت هاچو جاندرسته ولي هميشه هم اينطور نيست! من هر چي ميخندم دنيا و آدماش بيشتر فك ميكنن ديونه شدم! بد جور دارن ضربه ميزنن نامردا
قابلي نداشت آبجي حورا جان، خوشحالم خوشت اومد
به جناب حاج حسين، قابلي نداشت حاجي جان، راستي چرا براي مديريت ثبت نام نكردي؟!
متن يا موزيك
ولي محسن هم نظرشو زيبا و واقعي بيان كرد افرين
قابلي ندذاشت آبجي خانم، منم باهاش موافقم قسمت دومش رو نه!
جناب محسن خان كه هميشه حرفاش بامعني و خوندني هست
مخلص داش بهروز هم هستيم
gilas
یه دوست قدیمی و عزیزی همیشه بهم میگفت :
سخت گیرد جهان بر مردمان سخت گیر
Mahboob
ژنرال
منظور من از مطلق بودن ، در همون محدوده ی انسانه.
بله به یه معنا انسان نمیتونه به یقین مطلق برسه چون ذاتاً محدوده.
اما به یه معنا هم میتونه برسه و اون زمانیه که حقیقتاً عارفِ به ذات پروردگار و حقیقتِ عالَم بشه.
فقط این افراد که البته همیشه هم معدود بودن و هستن، حقیقت حیات رو کردن.
باز هم میگم که زندگی زیباست! و از این حرفها نمیخوام نتیجه بگیرم که زندگی و عالَم هستی، پوچ و بیهوده ست! نه واضحه که این طور نیست.
اما هیچ وقت با بعضی از حرفای صرفاً شاعرانه در مورد حیات و زندگی انسان نتونستم کنار بیام.
چون واقعیت زندگی و عمق اون، لااقل از نظر من، یک لایه تلخی هم داره که سبب میشه من نتونم هر حرف شاعرانه ای در مورد زندگی و حیات، بپذیرم.
بله مولانا یا حافظ یا بسیاری از بزرگان دیگه اگر میان و یه حرف شاعرانه در مورد زندگی میزنن، به اصطلاح نَفَسشون از جای گرم بلند نشده!
اونها به دلیل اتصال به خداوند، عالِم به بسیاری از حقایق بودن.. اونها همه لایه های عالَم هستی حقیقتاً درک کردن...
اما ما انسانهای عادی که اکثریت جامعه بشری رو تشکیل میدیم، چون علممون ناقصه و چون روحمون شکوفا نشده، بیشتر عذاب میکشیم!
من هم میگم: به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست / عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست !
اما خدا وکیلی حرف من همونه از حلقوم سعدی بیرون اومده؟؟ نه!
معنی حرف من ناامیدی و تلخ دیدین زندگی نیست ابداً!
اما خیلی شاعرانه حرف زدن در مورد زندگی، لااقل از نظر من چندان محلی از ِاعراب نداره مگر اینکه به صف همون مطلقها بپیوندم!
The one
نظر من اینه که اون شخصیتهای مطلق شناسی که ذکر کردی؛ هم تلخی زندگی رو می بینن هم شیرینیشو .. منتها در یه عمق بیشتر و با معناتر..
خب حالا ماانسانهای معمولی هم در واقع هم تلخی زندگی رو می بینیم هم شیرینیشو ولی در حد شناخت خودمون.. یعنی هیچ اشکالی نداره که از این وازه های زیبا در حد خودمون لذت ببریم در حد خودمون آرزو کنیم و ... و گرنه همه باید در جا بزنن.. مزیتی که در طرز تفکر غربی نسبت به اندیشه ی سنتیمون دیدم، همین بی مرز بودن بود که به ما اجازه ی به از ما بهتران رسیدن هم میده یعنی اون اختلاف طبقاتی از هر نوع مادی و حتی معنویش برداشته میشه ...
به طور مثال اگه من با اشعار زیبای بزرگان در دبستان اشنا نمیشدم و در ذهن کودکانه ام تفسیرشون نمیکردم هیچوقت اون درک زیبایی که از اونها در دوران دبیرستان و بعدها رو داشتم روحم رو نوازش نمیداد... پوینتم اینه که اجازه بدیم .. به خودمون اجازه ی همه چی رو بدیم .. دیگران به اندازه ی کافی محدومون کردند نگذاریم این گناه در حق خودمون به گردنمون بمونه!!
البته طرز فکر شما هم محترمه و همونطور که در ابتدا گفتم زیبا و دلنشینه.. منم نظرمو گفتم
ژنرال
اتقاقاً حرفات کاملاً در راستای حرف من بود! یا شایدم برعکس.. فرقی نمیکنه.
منتها شاید من منظورمو خوب نرسوندم.. که البته حتماض همین طوره! چون من به تجربه فهمیدم که تاین مشکلو دارم!
من هم اصلا منظورم این نبود که در مورد زیبایی های زندگی هیچی نگیم و یا حرفهای زیبای بزرگان رو تکرا نکنیم و به قول شما درجا بزنیم!
من میگم حواسمون باشه زیاد هم در این حرفها غرق نشیم چون کم کم امر به خود آدم مشتبه میشه و فکر میکنه واقعاً خیلی درک کرده عمق زندگی رو!
حرف من بیشتر یه جور هشدار بود... یا یه جور تخلیه ی دلی!
اتفاقاً در همین تفکر به اصطلاح سنتی، عالَم بسیار فراخ تر و بی حد مرز تر از تفکر به اصطلاح غربیه و هیچ محدودیت طبقاتی و غیر طبقاتی هم برای پیشرفتن وچود نداره.
بگذریم که من اصولا با واژه هایی مثل سنتی و مدرن و غربی و امثالهم مشکل دارم!
حرفی که من زدم، فراتر از انسان شرقی و غربی و تفکر سنتی و غیر سنتی بود. . .
ماهی
من با دوستان زیاد موافق نیستم.آدمی بودم که به اندازه ی کافی توی زندگیم تجربه تلخ داشتم.اما به نظر من زندگی واقعا اونقدر هام پیچیده نیست.در هر شرایطی سختی وجود داره.از کجا معلوم مثلا اگر من یه مرد ایده آل داشتم توی زندگیم یه بچه ی عقب مونده نداشتم یا مثلا بعد از دو سال زندگی مشترک با یه تصادف اونو از دست نمی دادم..واقعیت حیات اینقدرام پیچیده نیست.واقعیت اینه که بـــــــــــــــــــــــله ..زندگی توش مشکلات مثل نقل و نبات بین آدما پخش شده...حالا اینکه برای حل مشکلاتت چه مسیری رو انتخاب کنی یا نکنی مهمه.
این معنیش این نیست که من همیشه بی خیال و شادم.بله.دل گرفتن، افسرده شدن غمگین بودن،حتی شاکی شدن از خدا، اینهام بخش هایی از زندگی ما هستن.
هممون سر کاریم اساسی
The one
وااا اگه برعکسه که 180 درجه فرق میکنه برادر من
برم رو دشولیمون بنویسم هشدار
خب به نظر من یک مثال سادش همین سید و غیر سید بودن و معصومین وکرامات و اینها هست
بر منکرش لعنت جبرییل جان
نمایش یا پنهان متن
شوخی می کنم محسن جان دلم برای شیطونیهات تنگ شده خبMETALLICA
سهم خود را در مسیر راه روشن ساز
تماشاگر مباش
عالی بود مازیار جان ، آرامش میدی به من همیشه
موزیکشم که مال سلندیون بود و مثه خودت فوق العاده
The one
صاحبش قابله
آخرین ورود: امروز, 07:39
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→