علي عزيز از اينكه كاري كردي كه يه مادر بتونه فرزندشو ببينه و يك فرزند آغوش مادرشو لمس كنه بهت افتخار ميكنم . فارغ از اينكه كار همسر سابقت در مورد فرزندش درست بوده يا نه كارتو كاري انساني و قابل تقديره اميدوارم كه امير نازنين بتونه بهترين تصميمها و واكنشها رو داشته باشه
میرسد روزی که بیهم میشویم ..... یکبهیک از جمع هـم کم می شویم میرسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم میشویم گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... میرسد روزی که بیهم میشویم
منم امیدوارم و تنها کارمثبتی که من انجام دادم این بود که تو این 13 سال از مادرش حتی یک بار به بدی یاد نکردم و ذهن امیرو تو این چند روز بازم نسبت به مادرش خوش بین تر کردم، ولی امیر دلایل خودشو داره و ازش شدیدا دلخوره
نمی دونم به مامان امیر چه بگم اخه چطور خواب تو چشماش میرفت بچه یک سال ونیمه از مهر مادری محرم کرده .من که پسرم 23 سالشه وتو شهر دیگه به خاطر درسش از من دور ه روز دویار ویا حدااقل یک بار بهاش تماس میگیرم .هرچه میپزم اول برای او کنار میزارم وفریز میکنم .هیچی از گلوم پائین نمیره تا اول اون یاد کنم نمی دونم در هیچی شرایطی بهانه نیست که بچه دور از پدر ویا مادر بزرگ بشه ..به شما تبریک میگم ادم با گذشت ومهربانی هستی یک چیزی دیگه نوشته ام ولی حذف کردم تو دلم باشه بهتر تبریک میگم امیدوارم بهشون خوش بگذره
مریم خانوم ممنونم از لطف شما ...... من دوست ندارم خودمو خوب جلوه بدم. حقیقت اینه که مامان امیر بدلیل مشکل بزرگی که من داشتم منو ترک کرد (اعتیاد)، حتی حاضر نشد یک بار فرصت بده و من از این بابت به اون حق میدم و انصافا، هم خوش اخلاق بود و هم مودب و نجیب ولی منم نفهمیدم چی شد که حتی از بچشم گذشت و تو این 13 سال حتی یکبار سراغی از او هم نگرفت با وجود اینکه آدرس و تلفن ما حتی تغییر هم نکرده ، حالا چی بر او گذشت و چرا؟ ، منم نمیدونم......فقط اینو میدونم که یه نامادری داشت که هم سن خودش بود و زیاد آدم جالبی نبود .............. بماند مهم اینه که تصمیم گرفتم پسرمو مادر دار (مادر خودش!!!) کنم
نمی دونم چه بنویسم خیلی متاثر شدم امیدوارم هر چه زودتر بچه اش ببینه وطفل معصوم از دیدن مادرش شاد وخوشحال بشه ..امیدوارم وارزو میکنم اگر راهی برگشتی بود هم میسر بشه( اللهم اعفی عنا واغفر لنا انک انت الغفور الرحیم)
ali41
ali41
حورا
Holtek
صحنه بسيار زيبايي خواهد بود ، ديدار فرزند و مادر پس از 13 سال
mojde
arash52
ماهی
دلشاد
بچه مثبت
درود بر شما
میرسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم میشویم
گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... میرسد روزی که بیهم میشویم
مخلوط کن
خدا ميدونه الان تو دل مادر فرزندتون جه غوغايي هست ، مطمنم تا روزي كه بتونه بياد هر لحظه براش عمري ميكذره .. ..
ali41
ژنرال
آدم هرچی دل گُنده تر باشه، زندگی سخت تر ولی شیرین تره.
ali41
gilas
پری سا
mishaka
maryamlondon1
نمی دونم به مامان امیر چه بگم
ali41
maryamlondon1
مریم خانوم ممنونم از لطف شما ...... من دوست ندارم خودمو خوب جلوه بدم.
حقیقت اینه که مامان امیر بدلیل مشکل بزرگی که من داشتم منو ترک کرد (اعتیاد)، حتی حاضر نشد یک بار فرصت بده و من از این بابت به اون حق میدم و انصافا، هم خوش اخلاق بود و هم مودب و نجیب ولی منم نفهمیدم چی شد که حتی از بچشم گذشت و تو این 13 سال حتی یکبار سراغی از او هم نگرفت با وجود اینکه آدرس و تلفن ما حتی تغییر هم نکرده ، حالا چی بر او گذشت و چرا؟ ، منم نمیدونم......فقط اینو میدونم که یه نامادری داشت که هم سن خودش بود و زیاد آدم جالبی نبود .............. بماند مهم اینه که تصمیم گرفتم پسرمو مادر دار (مادر خودش!!!) کنم
نمی دونم چه بنویسم خیلی متاثر شدم
Galexy
احساسات متفاوتی داشتم!
آخرین ورود:
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→