₪ انجمن بوف بوفی ₪ » هنر و ادبیات » من اگر زن بودم...
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.



یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com



من اگر زن بودم...

617 بازدید، 18 پست، نویسنده: ari 93

  • ari 93

    من اگر زن بودم
    تن اشعار فروغ زیر گریه‌های من می‌‌خیسید
    مادرم روی سرم درد خودش را می‌‌بافت
    زندگی‌ دور تنم،پیله‌ای تنگ و سیه می‌‌ریسید
    من اگر زن بودم
    ...حسرت سرسره بازی به دلم خون می‌‌ریخت
    حسرت یک نفس و
    دیدن سایه ی تنهای خودم توی خیابان

    و رهایی ز نگه‌های حریصی که به من می‌‌آویخت

    من اگر زن بودم
    سندم دست کسی‌ دیگر بود

    پدرم طناب قلاده ی ناموس مرا دست کسی‌ می‌‌انداخت
    دفتر مدرسه‌ام
    و خودم
    و تمام هستی‌‌ام تحت نظر بود
    توی تاکسی‌ مثل موش،توی خودم میرفتم
    که مبادا،چشم راننده ی هیزی بپرد روی سرم
    که مبادا دست مسافر
    سهوا
    بخورد به سینه‌ها و کمرم


    من اگر زن بودم
    عشق را بی‌ ادبی‌،فاحشگی میخواندم
    زیر بار بردگی ،سر به زیر و بی‌ صدا می‌‌ماندم
    شوهری داشتم و کسی‌ نمی‌‌گفت
    دخترک ترشیده ست
    کودکی میزادم،روی فرشی ز بهشت
    به امید آنکه پشت این زندگی‌ بی‌ معنی‌
    خانه ی خورشید است
    من اگر زن بودم...
    .
    من اگر زن باشم
    میزنم تو دهن این زندان
    می‌‌درم،قبر ابریشمی دور و برم را
    آسمان را به زمین می‌‌بندم
    خانه را به صاحبش می‌‌بخشم
    میشوم کلید آزادگی و حرمت انسان


  • نخبه

    من که کاملا راضی ام از زن بودنم ولی راضی نیستم از جامعم

  • maryamlondon1

    نقل قول: ari 93
    من اگر زن بودم
    تن اشعار فروغ زیر گریه‌های من می‌‌خیسید
    مادرم روی سرم درد خودش را می‌‌بافت
    زندگی‌ دور تنم،پیله‌ای تنگ و سیه می‌‌ریسید
    من اگر زن بودم
    ...حسرت سرسره بازی به دلم خون می‌‌ریخت
    حسرت یک نفس و
    دیدن سایه ی تنهای خودم توی خیابان

    و رهایی ز نگه‌های حریصی که به من می‌‌آویخت

    من اگر زن بودم
    سندم دست کسی‌ دیگر بود

    خیلی زیبا وغم انگیز مرسی : :2:


  • ali41

    نقل قول: ari 93
    من اگر زن بودم
    عشق را بی‌ ادبی‌،فاحشگی میخواندم
    زیر بار بردگی ،سر به زیر و بی‌ صدا می‌‌ماندم
    شوهری داشتم و کسی‌ نمی‌‌گفت
    دخترک ترشیده ست
    کودکی میزادم،روی فرشی ز بهشت
    به امید آنکه پشت این زندگی‌ بی‌ معنی‌
    خانه ی خورشید است

    مررسی :46:
    احساس میکنم این شعر کمی خانوما رو میبره زیر سئوال هرچند در نهایت هدفش دادن پیام آزادی به زنان است.
    نمایش یا پنهان متنشاعر زن در جواب میگه:

    من اگر مرد
    دگر این همه زنجیر نبود
    روی دامان سپیدم
    لکه ننگ نبود
    لکه ننگ زنی روی سیاه
    چشم سپید
    تو ز درد زنی و زن بودن
    و من از خواهش مردی بودن
    هر کسی جای دگر کس خواهد

    من اگر زن هستم
    و تو گر هستی مرد
    لیک داریم هنوز
    نقطه هایی مشترک
    هر دومان هستیم….. نه ؟
    "شعر از رها"
    نمایش یا پنهان متنجامون عوض شده :23:

    میگه بهتره هر کی جای خودش باشه


  • ali41

    شعری که شما گذاشتین از یه آقایی است که اسمشو یادم رفته ولی در تقابل با کتاب های "اسیر" فروغ فرخزاد (که با دفتر شب و هوس شروع میشود) ویا کتاب "ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد" و یا "تولدی دیگر" و .... که خواسته اعتراضی به فروغ کرده باشه، هرچند کتاب شعر فروغ بدلیل شکست عاطفی فروغ ، دیوانی از ناامیدی است ولی اشعارش بلحاظ ادبی بی نظیر است.و این آدم در اندازه های زن بزرگ و بی نظیری همچون فروغ فرخزاد نیست.
    مرسی :46:


  • دلشاد

    مرسی دوست عزیز
    نقل قول: ali41
    شاعر زن در جواب میگه:

    ای ول داش علی


  • ماهی

    با همه ی سختی هاش زن بودن خودمو دوس دارم اما خوشحالم دختر ندارم چون همیشه نگرانش می شدم :1:

  • gilas

    من به زن بودنم افتخار میکنم :1:

  • soheyla

    ari 93,

    سلام و سپاس :46: .
    نقل قول: ari 93
    من اگر زن بودم
    سندم دست کسی‌ دیگر بود
    پدرم طناب قلاده ی ناموس مرا دست کسی‌ می‌‌انداخت


    خوب سند منم دست همسرمه . سند اونم دست منه . خیلی هم خوشحالم .
    من یه زنم . صبح تا شب با یه دنیا مشکل دست و پنجه نرم میکنم . ولی با این وجود ، خوشبختم .
    من عاشق اینم که همسرم حسابی غیرتیه :8: . اگه یه روز نسبت بهم بی خیال بشه دیوونه میشم . :1:
    مرد که غیرت نداشته باشه باید بره بمیره 286.


  • Aramesh

    الهـــــی :12: :6:
    البته و متأسفانه جاهایی هنوز هم شاهدظلم به دخترهای کوچولو و همینطور زنها هستیم.. :2:
    به امید روزی که حقوق ازدست رفته زنها در هر کجای دنیــا به خصوص ایران بهشون برگرده... :108:


  • bijjan

    نقل قول: soheyla
    اگه یه روز نسبت بهم بی خیال بشه دیوونه میشم .

    به نظر من غیرت رو میشه به عشق تفسیرش کرد. بهت تبریک میگم
    به امید روزی که زن رو ناموس نخونیم بهش ضعیفه نگیم حقوق اجتماعیشم نصف مردا نباشه
    الان وقتی 60 درصد به بالای دخترا تو دانشگاهان باید برای برداشتن تبعیض مبارزه کنن
    ولی خداییش دخترا بابای گشت ارشاد رو دراوردن :10:


  • ari 93

    ali41
    از شعر زیبات بسیار ممنون :46:
    منم به زن بودنم افتخار میکنم منتها از این همه محدودیت خسته شدم...و این شعر اصلا معنای این که ناراضی ام بلکه خیلی هم خوشحالم که به عنوان یه زن میتونم تو جامعه فعالیت کنم و تمام مشکلات راه رو با تمام وجود تحمل میکنم ...از لطف همه ممنون :8:


  • mati

    مرسی آری جونم یه سوال الان شما مردی مگه؟ :10:

  • بهونه

    مرسی سوال مهتوب جواب بده :4:

  • KuRoSh

    منمممم راضی ام از مرد بودم :4:

    زیبا بود و کمی تلخ :2:


  • KuRoSh

    منمممم راضی ام از مرد بودم :4:

    زیبا بود و کمی تلخ :2:


  • ari 93

    نه بابا ..من مرد نیستم اما ناراضیم نه از اینکه زنم بلکه از شرایط.. :2: فقط قصدم درددل بود شما به چه چیزایی گیر میدین ...مگر دستم بت نرسه مهتاب.. :75:

  • malakeh

    زیبا بود...سپاس 386
    نمایش یا پنهان متن........ :44:

پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: