کاش میشد با تو بودم کاش میشد یکدیگر را بهتر بشناسیم کاش میشد خیال کنم در تمام دلتنگی هایت به یادم هستی! اما چه کنم که نمیشود ای ناتمام تمام ای کاش ها و خیال هایم تو را میسپارم به خدا با تمام دلتنگی ها و تنهایی ها تو را به رسم عاشقی و همه ی دوست داشتن ها اگر بگویم خداحافظ دلم سخت میگیرد اگر میگویم برو نمان رسم دوست داشتن را به جان میخرم دوستت دارم گرچه نفهمیدیم دوست داشتن تنها ستاره ی زندگی ما نبود گرچه نفهمیدی صدایمان خاموش شد گرچه نفهمیدیم بالی برای پرونز نبود اما با تمام بغض زندگی که راه گلویم را گرفته نورا به پرواز دعوت میکنم و رها میشوم در تمام خاطرات گر چه خاطره ی رفتن تلخ تر است حالا به اسمان نگاه کن یک ستاره را بچین و به او بگو که زندگی همین روز و شب نیست بگو ستاره برایت دلتنگی کند ستاره را یاد بده به عشق بازی رویاهایت و تو خوب می دانی ستاره هم عاشق بود... عزیز دل چشمانت را بعد از رفتنم بارانی نکن تو میدانی طاقت نظاره ی باران چشماننت را ندارم و حتی غصه را هم مهمان دلت نکن تو تنها نیستی.. همان باش که هستی پراز شور زندگی و هیچگاه لعن و نفرین نکن جدایی را که تو را یاد میدهد زندگی کنی... من هم یک پیراهن سپید به تن میکنم و کنار دخترک زلف طلای محلمان نماز عشق میگذارم نیم نگاهی به پنجره و نیم نگاهی به تو گاه گاهی خیالی و هوسی و بی تابی میدانی؟ از اول هم بی قراری گناه بزرگی بود و تو خوب یادت هست که من پنج دقیقه... فقط پنج دقیقه دیر تر از پروانه ها عاشق شدم تازه اصلا یادم نمی اید که به قاصدک ها بی اعتنایی کرده باشم حالا اهای ستاره ها با شما هستم ستاره ها..!! تنهایش مگزارید و هر شب جشنی از نور برایش رقصان کنید من هم به جان همه ی اینه ها به جان شبنم های باغچه ی نسیم و به جان هرچه شب مهتابی است قسم می خورم قسم می خورم تا خیالی در من زنده است فقط نقش تو را به تار و پود قالیچه ی کوچک دلم بزنم.. تمامت میکنم تمام میشوم و و می سپارمت به دستان گرم خدا عشق بازی ماه و شیطنت ستاره ها ... سخت میگویم خداحافظ ای لحظه ی عاشقی با نگاهی خسته و بارانی تقدیم به تو که دوست داشتنی ترین بودی اما حیف... این هم صدای شاعر:
ممنون ارزوي نازنين كاش ميشد زندگي را ناز كرد كاش ميشد نغمه اي آغاز كرد كاش ميشد از براي اين و آن كاش ميشد خنده ها را ساز كرد كاش ميشد مژده شد بهر دلت كاش ميشد شعر را آواز كرد
با شما هستم ستاره ها..!! تنهایش مگزارید و هر شب جشنی از نور برایش رقصان کنید من هم به جان همه ی اینه ها به جان شبنم های باغچه ی نسیم و به جان هرچه شب مهتابی است قسم می خورم قسم می خورم تا خیالی در من زنده است فقط نقش تو را به تار و پود قالیچه ی کوچک دلم بزنم..
ari 93
کاش میشد یکدیگر را بهتر بشناسیم
کاش میشد خیال کنم در تمام دلتنگی هایت به یادم هستی!
اما چه کنم که نمیشود ای ناتمام تمام ای کاش ها و خیال هایم
تو را میسپارم به خدا
با تمام دلتنگی ها و تنهایی ها
تو را به رسم عاشقی و همه ی دوست داشتن ها
اگر بگویم خداحافظ
دلم سخت میگیرد
اگر میگویم برو نمان رسم دوست داشتن را به جان میخرم
دوستت دارم
گرچه نفهمیدیم دوست داشتن تنها ستاره ی زندگی ما نبود
گرچه نفهمیدی صدایمان خاموش شد
گرچه نفهمیدیم بالی برای پرونز نبود
اما با تمام بغض زندگی که راه گلویم را گرفته
نورا به پرواز دعوت میکنم
و رها میشوم در تمام خاطرات
گر چه خاطره ی رفتن تلخ تر است
حالا به اسمان نگاه کن
یک ستاره را بچین و به او بگو که زندگی همین روز و شب نیست
بگو ستاره برایت دلتنگی کند
ستاره را یاد بده به عشق بازی رویاهایت
و تو خوب می دانی ستاره هم عاشق بود...
عزیز دل
چشمانت را بعد از رفتنم بارانی نکن
تو میدانی طاقت نظاره ی باران چشماننت را ندارم
و حتی غصه را هم مهمان دلت نکن
تو تنها نیستی..
همان باش که هستی
پراز شور زندگی
و هیچگاه لعن و نفرین نکن جدایی را که تو را یاد میدهد زندگی کنی...
من هم یک پیراهن سپید به تن میکنم
و کنار دخترک زلف طلای محلمان نماز عشق میگذارم
نیم نگاهی به پنجره و نیم نگاهی به تو
گاه گاهی خیالی و هوسی و بی تابی
میدانی؟
از اول هم بی قراری گناه بزرگی بود
و تو خوب یادت هست که من پنج دقیقه...
فقط پنج دقیقه دیر تر از پروانه ها عاشق شدم
تازه اصلا یادم نمی اید که به قاصدک ها بی اعتنایی کرده باشم
حالا اهای ستاره ها
با شما هستم ستاره ها..!!
تنهایش مگزارید
و هر شب جشنی از نور برایش رقصان کنید
من هم به جان همه ی اینه ها
به جان شبنم های باغچه ی نسیم
و به جان هرچه شب مهتابی است قسم می خورم
قسم می خورم
تا خیالی در من زنده است
فقط نقش تو را به تار و پود قالیچه ی کوچک دلم بزنم..
تمامت میکنم
تمام میشوم و
و می سپارمت به دستان گرم خدا
عشق بازی ماه و شیطنت ستاره ها ...
سخت میگویم خداحافظ ای لحظه ی عاشقی
با نگاهی خسته و بارانی
تقدیم به تو که دوست داشتنی ترین بودی
اما حیف...
این هم صدای شاعر:
hadi04
ali41
کاش میشد همه دلتنگیها رو با فقط با خودش پر کرد ...................... خود خود خدا
mojde
كاش ميشد زندگي را ناز كرد
كاش ميشد نغمه اي آغاز كرد
كاش ميشد از براي اين و آن
كاش ميشد خنده ها را ساز كرد
كاش ميشد مژده شد بهر دلت
كاش ميشد شعر را آواز كرد
تقديم به تو آرزو جان ببخش في البداهه بود
sal2a
ari 93
مرسی خاله مژده خیلی قشنگ بود
پری سا
با نگاهی خسته و بارانی
farzane
دلشاد
gilas
ehsan.b1362
مرسی کم الله
ari 93
mati
ژنرال
The one
تنهایش مگزارید
و هر شب جشنی از نور برایش رقصان کنید
من هم به جان همه ی اینه ها
به جان شبنم های باغچه ی نسیم
و به جان هرچه شب مهتابی است قسم می خورم
قسم می خورم
تا خیالی در من زنده است
فقط نقش تو را به تار و پود قالیچه ی کوچک دلم بزنم..
آخرین ورود:
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→