₪ انجمن بوف بوفی ₪ » روانشناسی و روابط اجتماعی » داد از این شبهای آرامش
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.



یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com

1 2 3


داد از این شبهای آرامش

1005 بازدید، 41 پست، نویسنده: Aramesh

  • ژنرال

    نقل قول: Gormesabzi
    چند وقت پیش تو یه فرشگاه تو آمستردام دیدم یه زن و مرد ۲تا دختر بچهاشونو با قلاده بسته بودن بهم

    :89:


  • Aramesh

    نقل قول: ژنرال
    اگر بتونی پدرش رو پیدا کنی، بعید میدونم کمکی نکنه.
    از نظر قانونی هم پدرش حتماً حق و حقوقی داره.

    دیگه باید یه پا بشم کاراگاه تا باباشو پیدا کنم.. :38:
    ولی خب اگه می شد فکر خوبی بود محسن جان ممنونم :46:


    نقل قول: Gormesabzi
    فک کنم به معلمش بگی‌ بهتره ...ولی‌ در هر حال مواظب باش...واسه خودت شر درست نکنی‌...راستی‌ قبل از هر اقدامی حتما با همسرت مشورت کن ببین نظر اون چیه ...شاید کلا دخالت نکنی‌ بهتر باشه

    منم همین عقیده رو داشتم تکرار این شبها و گریه و ناله هاش بدجوری نگرانم کرده..همه ی این مدت جلوی خودمو گرفتم اما انگار قضیه بقرنج شده امیدوارم بتونم غیر مستقیم کمکش کنم هر چند میدونم ممکنه شرش گردنمو بگیره..
    ممنونم عزیزم

    نقل قول: Gormesabzi
    چند وقت پیش تو یه فرشگاه تو آمستردام دیدم یه زن و مرد ۲تا دختر بچهاشونو با قلاده بسته بودن بهم .نمیدونم اینجور آدما اصلا واسه چی‌ بچه میارن... :2:

    واقعاً آدمیت به کجا میره..؟! :87:


  • ژنرال

    نقل قول: Aramesh
    دیگه باید یه پا بشم کاراگاه تا باباشو پیدا کنم.. :38:
    ولی خب اگه می شد فکر خوبی بود محسن جان ممنونم :46:

    :4:


  • Life Dream

    آبجي منم با نظر مامان مريم موافقم، بهتره به پليس يا مدير مدرسش اطلاع بديد! اونجا مثل ايران نيست، بدون شك رسيدگي ميكنن، البته به هيچ وجه نبايد بدونن كه شما خودتونو قاطي اين ماجرا كرديد، شايد براي شما مشكلات خيلي بيشتر از اون دختر به وجود بيارن!
    ولي اينكه گفتيد در حال زجه زدن بوده، بدنش ميلرزيده و توو دستشويي خودشو قايم كرده و اونجا پر دستمال كاغذي بوده، احتمال اينكه اذيت و آزارش داده باشن هم هست! با همسرتون مشورت كنيد و بهترين تصميم رو با در نظر گرفتن همه جوانب بگيريد


  • maryamlondon1

    ارامش جان با مدیر مدرسه اش جریان در میان بزار وبهشون بگو اسمی از شما نبرن وبهشون تذکر بده که خودشون از رفتار دختره فهمیدن که تو خونه مشکل داره واصلا شمارا دخالت ندن تو این ماجرا بهتره عزیزم . :1:

    پارسال بود یک اشنا داریم انجا تو لندن سه تا فرزند پسر بچه از 4 تا 8 سالگی دارن .یک روز مادر بچه هاش میبره مدرسه وبعد ظهر هم میره که بچه هاش برداره بیاره منزل . تا درب کلاس باز شد معلم به او ن خانم گفت تو دفتر مدرسه کارش دارن مادر هم ترسید که چه اتفاقی برا بچه هاش افتاده با ترس ولرز مادر خودش به دفتر مدرسه رسوند .اونجا بهش گفتن که شما باید بری اداره پلیس بچه هات اونجا هستن .مادر هر چه التماس کرده که چه شده جوابی بهش ندادن ادرس اداره پلیس دستش دادن وگفتن اونجا بهت میگن جریان چیه .مادر هم به بابای بچه ها زنگ میزنه وهمرا ه شوش به پلیس مراجعه میکنن .انجا بهش میگن که یکی از پسرات که 4 سالش صبح موقع در اوردن لباس ورزشی معلم متوجه چند تا داغ کوچلو روپای پسرتون میشه وقتی از او سوال میکنه اینا چیه ؟بچه میگه که مادرم من با سیخ کباب داغ کرده .معلم هم مدیر مدرسه را در جریان میزاره .مدیر هم نامردی نکرد وبه پلیس زنگ میزنه واونا هم میان سه تا بچه این خانواده را میبرن اداره پلیس . مادر 6 ماه علاف کردن وسلب حضانت ازش گرفتن از این دادگاه به اون دادگاه اخرش هم با گرفتن تعهد از پدر که مادر حق نداره با بچه هاش تنها باشه حتی بردن واوردن بچه ها به مدرسه .. بیچاره بعد از 6 ماه اخر بچه هاش تحویلش دادن یک ماه مادر تو بیمارستان بستری شده بود به خاطر دوری بچه هاش به خاطر همین بچه اش تحویلش دادن :2: فکر کنم یک بار این جریان نوشته بودم :99:


  • ماهی

    به نظر منم به مدرسه اطلاع بدی بهتره آرامش جان!
    ولی از نزدیک شدن به بچه مطمئن نیستم.پس فردا متهم نشی به چیزای عجیب غریب :66:
    نقل قول: ژنرال

    اگر بتونی پدرش رو پیدا کنی، بعید میدونم کمکی نکنه.

    بابا محسن جان! وقتی مادرش اینطوریه از باباش چه انتظاری داری؟ :37:


  • shaparak64

    :79: جاااااااااااااانم :2:
    وااااااااااااااااااااااااای الان تو چه حس بدی داری آرامش :79:


  • Life Dream

    نقل قول: maryamlondon1
    فکر کنم یک بار این جریان نوشته بودم :99:

    نه اينجا ننوشته بوديد، براي من تعريف كرده بوديد! :4: گفتيد كه توي بازي فوتبال خانم معلمش متوجه ماجرا شده بوده! :2:


  • Aramesh

    ژنرال,
    تو هم اگه توو 24 ساعت با اون همه استرس فقط دو ساعت خوابیده بودی همینجوری میشدی.. تصویر در دسترس نیست

    نمایش یا پنهان متناز من غلط املائی میگیری 315


    نقل قول: Life Dream
    با همسرتون مشورت كنيد و بهترين تصميم رو با در نظر گرفتن همه جوانب بگيريد

    چشم داداشم ممنونم
    راستش خیلی سخته انجام دادن اینکار.. و شاید عواقبی داشته باشه, نظر همسرم دخالت نکردن بهتر یا اینکه قبل از هر کاری با یه مشاور قبلش مشورت کنیم تا برامون دردسر ساز نشه..امروز وقت برا مشاوره گرفتم :72:
    امیدوارم به زودی حل شه مازیار جان... تصویر در دسترس نیست


    نقل قول: maryamlondon1
    ارامش جان با مدیر مدرسه اش جریان در میان بزار وبهشون بگو اسمی از شما نبرن وبهشون تذکر بده که خودشون از رفتار دختره فهمیدن که تو خونه مشکل داره واصلا شمارا دخالت ندن تو این ماجرا بهتره عزیزم .


    قربونت بشم مریم جون که اینقدر مسئول و مهربونی..منم با شما هم عقیده ام نمی خوام مستقیم توو این ماجرا وارد شم دردسر ساز میشه.. 863


    نقل قول: ماهی
    ولی از نزدیک شدن به بچه مطمئن نیستم.پس فردا متهم نشی به چیزای عجیب غریب

    دقیقاً همینطور863
    مرسی فرحناز جون از راهنمائیت عزیزم
    تصویر در دسترس نیست


    نقل قول: shaparak64
    وااااااااااااااااااااااااای الان تو چه حس بدی داری آرامش :79:

    خیلی بد... بخصوص وقتی صدای گریه ها و ناله هاشو شبها می شنوم اما نمیتونم هیچ کاری براش بکنم.. تصویر در دسترس نیست
    از استرس دیونه میشم خیلی شکنجه ست...خیلی شاپلی جونم
    3 تصویر این بخش در دسترس نیست


  • Life Dream

    Aramesh,
    اميدوارم كه خدا كمكتون كنه و اون بچه رو هم از اين وضعيت خارج كنيد، اميدوارم كه موفق بشيد و براتون درد سري هم ايجاد نشه آبجي مهربون :48:


  • maryamlondon1

    نقل قول: Life Dream
    نه اينجا ننوشته بوديد، براي من تعريف كرده بوديد! گفتيد كه توي بازي فوتبال خانم معلمش متوجه ماجرا شده بوده!

    برا همین میگم که تعریف کردم ولی یادم نبود کجا :4:
    نقل قول: Aramesh
    قربونت بشم مریم جون که اینقدر مسئول و مهربونی..منم با شما هم عقیده ام نمی خوام مستقیم توو این ماجرا وارد شم دردسر ساز میشه..

    اره مهربونم حتما کمکش کن ولی غیر مستقیم این کار بکن شاید نژاد پرست باشن وهزار دنگ وفنگ برات درست کنن :11: :8:


  • Aramesh

    نقل قول: Life Dream
    اميدوارم كه خدا كمكتون كنه و اون بچه رو هم از اين وضعيت خارج كنيد، اميدوارم كه موفق بشيد و براتون درد سري هم ايجاد نشه آبجي مهربون

    خیالت راحت باشه داداشم هر کاری بتونم براش میکنم ..شوهرم خیلی مهربون خیلی..یه فرشته ی واقعیه..طاقت دیدن ناراحتیمو نداره.. گفت فقط نمیخواد اتفاقی برای منو کوروش بیفته برای همین امروز با هم رفتیم وقت مشاور گرفتیم.
    قول میدم مازیار هر کاری بتونم براش بکنم قول میدم
    :8: :11:
    نقل قول: maryamlondon1
    اره مهربونم حتما کمکش کن ولی غیر مستقیم این کار بکن شاید نژاد پرست باشن وهزار دنگ وفنگ برات درست کنن

    چشم عزیزم :8: :11:


  • ali41

    خیلی متاثر شدم :2:
    آرامش عزیز تمام راه های ممکنو دوستان گفتند و من با جزئیات خوندم
    فکر میکنم با توکل بر خدا ف چون نیت خیر داری بهترین راه اینه که بقول دوستان با معلمش صحبت کنی یا اگه حس میکنی صحبت میتونه برات دردسر ساز باشه بد نیست با نامه بصورت گمنام قضیه رو به معلمش و پلیس و سایر مراجع حامی بچه ها اطلاع بدی ..... خیلی مهربونی و خدا در قلب آدمای مهربون جایگاه خاصی داره و تنهات نمیزاره :46:


  • maryamlondon1

    نقل قول: Aramesh
    چشم عزیزم

    قربون قلب مهربونت برم من :11: :8: :6:


  • ژنرال

    نقل قول: ماهی
    بابا محسن جان! وقتی مادرش اینطوریه از باباش چه انتظاری داری؟ :37:

    از کجا معلوم؟! :37:

    باباها معمولاً دختراشونو بیشتر دوس دارن.

    البته پیدا کردن پدرش فکر نمیکنم کار آسونی باشه .

    :66:


  • ژنرال

    نقل قول: Aramesh
    از من غلط املائی میگیری 315

    من غلط املایی نگرفتم که آرامش جان :83:

    واقعاً کجای حرفت غلط املایی داشت؟ :4:

    رنگ کلمه ی "اگر" رو متمایز کردم جهت تاکید بیشتر! :24:


  • gilas

    نازنین آرامشم چی شد ؟؟ مشاور رفتی چی گفت :17:

  • Aramesh

    ali41,
    ممنونم علی جان شما همیشه محبت داشتید ممنونم از راهنمائیت داداشم.
    :46:

    maryamlondon1,
    فدای تو مریم جان :6: :8:

    نقل قول: ژنرال
    من غلط املایی نگرفتم که آرامش جان :83:

    واقعاً کجای حرفت غلط املایی داشت؟ :4:

    رنگ کلمه ی "اگر" رو متمایز کردم جهت تاکید بیشتر! :24:


    ببین چه ها که نمیکنی..897
    ادمو میندازی توو شک 897
    بعد هم فقط خودت میفهمی منظورت چی بوده..897
    هر چی فکر میکنم میبینم حقته..897


    نمایش یا پنهان متنحقته.. 232


    نمایش یا پنهان متنحقته.. 1092


    نمایش یا پنهان متنحقته.. تصویر در دسترس نیست


    چاره ایی نمونده بود تصویر در دسترس نیست

    نقل قول: gilas
    نازنین آرامشم چی شد ؟؟ مشاور رفتی چی گفت :17:

    وقت ملاقاتمون برای دو هفته ی دیگست دعا کن زودتر مشکلش حل بشه عزیزم تصویر در دسترس نیست
    825


  • The one

    نقل قول: Aramesh
    وقت ملاقاتمون برای دو هفته ی دیگست دعا کن زودتر مشکلش حل بشه عزیزم

    حتما حل میشه نازنین جان مطمئنا یا اونو از خونوادش می گیرن میدن یه خونواده ی بهتر یا نظارت روزانه براش صادر می کنن .. دستت درد نکنه که داری نجاتش میدی افرین :39: :11:


  • Aramesh

    The one,
    هیفا جونم فقط دعا کن هر چه زودتر با خیر و خوشی مشکل این طفلی حل بشه..
    ممنونم ازلطف و توجهت عزیزم
    تصویر در دسترس نیست

پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: