ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
متاسفانه گویا منم مثل ارسام قراره..
Kishe Mehr
The one
حورا,
ساري خدا نكنه حوصله ي خالت سر بره ايجوري ميشه
نخبه,
از بس مثل ابجيت اكشن دوست داري
hadi04,
واي هادي جون شرمنده داداشي .. به خاطر اينكه اسمتو اوردم ناراحت شدي ؟
خاك تو سر بي احساسم كنن
حالا كه حال جفتمون خوبه ديكه از اون دنيا بركشتيم با تبب جواتي
The one
Good life
She doesnt mind
The one
تو هم فقط دنبال فرصت براي تلافي مي gardi
اون مسلسله كه هفت جونم داشته باشم مي gire :23/
گفتم از شلاق خوشم مياد به صورتم دست نزن حساسه
هاچو هاچو
جدیدا مردم واسه اینکه تاپیکشون پر بیننده بشه دست به چه کارایی که نمیزنن
نمایش یا پنهان متن
راستی آبجی دلت خوب شد؟هاچو هاچو
mz56mz
يكى بياد اين متن رو ترجمه كنه
چکاوک
Holtek
gilas
The one
The one
چکاوک,
اخه اين ارسام اواتارشم سبزه عين لباس اتاق عمل
ولي نازي ساري مهربونم
Dr.GSM,
دكي هنوز نيومدي تو تابيك بقيه هم داره
gilas,
بچه مثبت
باديهنشین ثروتمندی پیشنهاد کرد که اسب را با دو شتر معاوضه کند، اما مرد موافقت نکرد.
حتی حاضر نبود اسب خود را با تمام شترهای مرد باديهنشین تعویض کند.
باديهنشین با خود فکر کرد: حالا که او حاضر نیست اسب خود را با تمام دارایی من معاوضه کند، باید به فکر حیلهای باشم.
روزی خود را به شکل یک گدا درآورد و در حالی که تظاهر به بیماری میکرد، در حاشیه جادهای دراز کشید.
او میدانست که مرد با اسب خود از آنجا عبور میکند. همین اتفاق هم افتاد...
مرد با دیدن آن گدای رنجور، سرشار از همدردی، از اسب خود پیاده شد به طرف مرد بیمار و فقیر رفت و پیشنهاد کرد که او را نزدیک پزشک ببرد.
مرد گدا نالهکنان جواب داد: من فقیرتر از آن هستم که بتوانم راه بروم. روزهاست که چیزی نخوردهام و نمیتوانم از جا بلند شوم. دیگر قدرت ندارم.
مرد به او کمک کرد که سوار اسب شود. به محض اینکه مرد گدا روی زین نشست، پاهای خود را به پهلوهای اسب زد و به سرعت دور شد.
مرد متوجه شد که گول باديهنشین را خورده است. فریاد زد: صبر کن! میخواهم چیزی به تو بگویم.
باديهنشین که کنجکاو شده بود، کمی دورتر ایستاد.
مرد گفت: تو اسب مرا دزديدی. دیگر کاری از دست من برنمیآید، اما فقط کمی وجدان داشته باش و یک خواهش مرا برآورده کن.
"برای هیچکس تعريف نکن که چگونه مرا گول زدي..."
باديهنشین تمسخرکنان فریاد زد: چرا باید این کار را انجام دهم؟!
مرد گفت: چون ممکن است، زمانی بیمار درماندهای کنار جادهای افتاده باشد. اگر همه این جریان را بشنوند، دیگر کسي به او کمک نخواهد کرد.
باديهنشین شرمنده شد. بازگشت و بدون اینکه حرفی بزند ، اسب اصیل را به صاحب واقعی آن پس داد...
برگرفته از کتاب بالهايي براي پرواز (نوشته: نوربرت لايتنر)
میرسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم میشویم
گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... میرسد روزی که بیهم میشویم
ژنرال
Kishe Mehr
یاد یه جک افتادم ولی بنا به دلایل عر فی. شرعی. قانونی و نامطلوب بودن نمیشه گفت
mojde
مخلوط کن
نشون میده میتونی جوات خوبی از آب در بیای
shaparak64
آرررررررره؟؟
نخیر
Nimma
عنوان خوبی نبود
The one
اين كه فقط نسخه اي از يه تاپيك تكراري بود!! پس پست خودتون كجاست امين جان؟!
Kishe Mehr,
بابا اينم تابيك جواتي هست ديكه فدات شم جوكم هر چي جواتي تر بهتر
mojde,
قربلنت هدف ما فقط شاد كردن دوستان بود كه يه مدت احساس ميشد همه غرق دلتنكيو مشكلات زندكي شدن همين
Gormesabzi,
قربون ليلاي خودم بشم كه فقط اون قدر يه كار اصيلو ميدونه
shaparak64,
اخيششش هيجي مثل يه شلاق حياتي نميتونه يه ادم جواتي رو رام كنه
آخرین ورود: امروز, 07:39
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→