جاتون خاالی 12 فروردین یه برنمه داشتیم جور نشد یه برنام دیگرو جایگزین کردیم اینقده خوووب بود ( به دلیل مسائل امنیتی از گفتنش معذورم لطفا درخواست نکنید )
جاتون خاالی 12 فروردین یه برنمه داشتیم جور نشد یه برنام دیگرو جایگزین کردیم اینقده خوووب بود ( به دلیل مسائل امنیتی از گفتنش معذورم لطفا درخواست نکنید )
با اجازه تون ما مهمونامون روز 13 فروردين رفتن و ما رو گذاشتن با كلي خونه تكوني و اين جور چيزا . صبحش كه نشد ولي بعد از ظهرش رفتيم كنار يه جوي آب و سبزه مون رو به آب انداختيم و رفتيم خونه بابا بزرگه و ....
منم بگم از روز اول فروردین بابابزرگم (بابای بابام) که متولد 1286 هست اومد خونمون لنگر انداخت ما هم بخاطر اون جایی نرفتیم و سیزده بدرمون را تو حیاط خونه گذراندیم
خداروشکر سیزده بدر ما هم هرچند به دور از خانواده اما خیلی خوب گذشت منزل یکی از دوستان دعوت بودیم و همه دور هم جمع شدیم و جوجه و جیگر و اینا خوردیم جاتون خالی بعد هم در فضای باز در آلاچیق نزدیک منزلشون آتیشی روشن شد و بساط چای و سیب زمینی آتیشی و اینا بود خیلی خوب بود
داداشی تایپیکتو دیدم با سر اومدم تا تعریف کنم و با هم کلی بخندیم ولی اینو دیدم
نقل قول: دلشاد
مختصر
زد حال اساسی زد این شکلی شدم ولی به طور خلاصه باید بگم ما تصمیم نداشتیم جایی بریم چون از مهموناهای چند روز قبلش حسابی خسته بودیم و میخواستیم یه نفس راحت بکشیم ولی یک دفعه ساعت 10 تصمیم گرفتیم بریم پیش داداشیم تنگه فنی....خیلی با صفا بود...بعدشم رفتیم جایی به اسم گردنه چول..اینا همش تو استان لرستان....یه عالمه عکس گرفتم..خواستم بزارم و کلی با هم بخندیم..ولی خوب گقتی مختصر دیگه چیزی نمیگم..
خوب بود خووووووووووب! ما رفتیم شمال در حدود 10تا خانواده بودیم. جاتون خالی بعد از مدتها در آغوش طبیعت به بازیهای دونفره، چهار نفره و دسته جمعی پرداختیم، نهار نوش جان کردیم، امر و نهی کردیم، کلی خندیدیم و خسته و کوفته برگشتیم خونه
میرسد روزی که بیهم میشویم ..... یکبهیک از جمع هـم کم می شویم میرسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم میشویم گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... میرسد روزی که بیهم میشویم
شمال شما رفتیم نه شمال ما هموجا که خاطراتش محاله یادم بره
میرسد روزی که بیهم میشویم ..... یکبهیک از جمع هـم کم می شویم میرسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم میشویم گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... میرسد روزی که بیهم میشویم
من 12اوم رفتم 12 به در 13اوم هم با خانواده رفتیم جانگل پارک سرخه حصار کلی با داداشم اینا تفریحات سالم و ناسالم کردیم جوجه و آش دوغ و سایر موارد ولی بنا به دلایلی از عصر تا امروز صبح چپه شدم
نقل قول: gilas
جاتون خاالی 12 فروردین یه برنمه داشتیم جور نشد یه برنام دیگرو جایگزین کردیم اینقده خوووب بود ( به دلیل مسائل امنیتی از گفتنش معذورم لطفا درخواست نکنید )
خوش به حالتون عجب برنمه ای داشتین حتما تو اون برنام کلی خندیدین نه؟
از قبل با دوست پرم قرار گذاشتیم بریم باغشون 4 خانواده بودیم .بعد عمو جان بسیار اصرار که با ما بیایید .گفتیم قبلا به دوستامون قول دادیم بده کنسل کنیم . بدون ذکر جزییات .... خلاصه قرار شد عمو اینا بیان به ما ملحق بشن غروب به اتفاق بریم بام...باغ خیلی خیلی خوش گذشت واقعا...فقط لنگه کتونی من 2ساعتی گم شد بعد پیدا شد
پسر عموی محترم با پرادوش کلی دور در جا زد افه...........در حد خییییییییلی
آره جاتون خالییی خونه بودممم همش یه سر رفتم بیرون برف ها رو بهم گره زدم .. برگشتم خونه ... فکر کنم برف ها دردشون گرفت .. نفرینم کردن الان هم سرما خوردم
دلشاد
اگه میشه یه مختصریم توضیح بدین که کجاها بودین و چیکارا کردین...
ماهی
gilas
خــــــــــــــواب و خوردن اینقده خوب بود
جاتون خاالی 12 فروردین یه برنمه داشتیم جور نشد یه برنام دیگرو جایگزین کردیم اینقده خوووب بود
دلشاد
حالا بصورت مختصر و مفید بگو
بندری
دلشاد
از روز اول فروردین بابابزرگم (بابای بابام) که متولد 1286 هست اومد خونمون لنگر انداخت ما هم بخاطر اون جایی نرفتیم و سیزده بدرمون را تو حیاط خونه گذراندیم
نغمه
نمایش یا پنهان متن
ایشالا برای همه خوب بوده باشهgilas
رفتیم خونه یکی از دوستام
مختصر و مفید
یواش
mami
zrnznn
ولی اینو دیدم
ولی به طور خلاصه باید بگم ما تصمیم نداشتیم جایی بریم چون از مهموناهای چند روز قبلش حسابی خسته بودیم و میخواستیم یه نفس راحت بکشیم
بچه مثبت
ما رفتیم شمال
در حدود 10تا خانواده بودیم. جاتون خالی بعد از مدتها در آغوش طبیعت به بازیهای دونفره، چهار نفره و دسته جمعی پرداختیم، نهار نوش جان کردیم، امر و نهی کردیم، کلی خندیدیم و خسته و کوفته برگشتیم خونه
میرسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم میشویم
گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... میرسد روزی که بیهم میشویم
mz56mz
اولش يه خبر بد شنيدم
دوم كار فورى و زياد پيش امد از صبح تا ساعت 22:30 سر كار بودم
سوم مريض بودم
ژنرال
سه روز آخر فقط استراحت و تلویزیون و البتــــــــه مطالعه
شمال شما که میشه روسیه !
سیزده به در رفتید مسکو؟
بچه مثبت
میرسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم میشویم
گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... میرسد روزی که بیهم میشویم
sib
هاچو هاچو
نمایش یا پنهان متن
هیچ جا نرفتمshaparak64
13اوم هم با خانواده رفتیم جانگل پارک سرخه حصار
حورا
پسر عموی محترم با پرادوش کلی دور در جا زد افه...........در حد خییییییییلی
ولی باغ محشر بود کاش میشد تعریف کنم ولی نمیشه
Ahora Quien
خونه بودممم همش
فکر کنم برف ها دردشون گرفت .. نفرینم کردن الان هم سرما خوردم
آخرین ورود:
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→