ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
چي مي خواي اونجا جيگر . جيزززززه برا باباته نه تو
arash52
حق با شماست يه كلمه از زير دستم در رفت معنيش عوض شد
به قول فردوسي پور مغالطه چرا مي كني دِداش
اون شعر مبحثش چيز ديگه ايه و اين كه دوستان معترضند بحث ديگه اي داره
بازم سعي ميكنم بيام بحث رو ادامه بدم
چند وقته بحث نكردم استخونام تير ميكشه
malakeh
دیااکو
چرا مغلطست، تو شعر موسی و شبان، موسی شأن و جایگاه خداوند رو بالاتر از اینا می دونست که یک چوپان بگوید چارقت دوزم کنم شانه سرت ولی خدا گفت: بذار هر جور دوست داره پرستش کنه.
این شأن و تقدس باعث شده که اکثریت مردم از دین دور بشند و دین رو مثل یک وسیله شکستنی گرون قیمت فقط داخل بوفه هاشون حفظ کنند در صورتی که دین باید کاربردی باشه، من یه دوست دارم که طلبست، بعضی وقتها که تو جمع اونا می رم می بینم چه راحت در مورد پیامبر و ائمه بحث و گاهی اوقات شوخی می کنند (البته شوخی محترمانه) درست مثل کسایی که کاملأ می شناسند و بهش نزدیکند. ولی در زندگی واقعی اگه بخواهی در مورد دین و یا شکیاتت صحبت کنی یه عده داغ تر از آش فورأ اینو بی احترامی می دونند، در صورتی که من با دوستای طلبم ساعتها در مورد شکیات بحث می کنیم و آخرش ازم تشکر می کنند که باعث یک بحث مفید بودم.
کل بحث من رو تو یک جمله میشه خلاصه کرد که بیایید دین رو بفهمیم و ازش استفاده کنیم نه به عنوان حفظ جایگاه اون رو در یک محفظه از تقدس زندونی کنیم.
بندری
شايد كار من اشتباه بوده باشه ولي كلا منظوري توش نبوده چون خودم ادم معتقدي هستم و از اونجايي كه تاپيكم بيشتر براي خنده بود خواستم ارزش و اهميت خنده رو از بزرگان دينمون هم كنارش بزارم . البته بازم ميگم بي هيچ منظوري .و اميدوارم سوء تفاهم ها برطرف بشه .
البته مهم نيت آدمه و نظر ديااكو جان رو بيشتر قبول دارم
baron jon
من اینجا میخام بگم که یهو از زور مسلمونی عمر و عاص نشیم.
من فکر می کنم اگه امروز پیامبر و علی به قدرت خدا دوباره بیان بین ما آدمها عده کثیری از مردم اون دو بزرگوار رو به بی دینی و ارتداد محکوم می کنند همون طوری که عمر و عاص و معاویه در زمان حیات حضرت علی اون رو بخ بی دینی محکوم کردند.
نمی دونم ما چرا عادت کردیم به اینکه فکر کنیم نحوه نگرش ما به دنیا بهترینه و دیگران در قعر تباهی و ظلمت نادانی هستند.
متاسفانه بخوام رک بگم من تا حالا نتونستم این دیدگاه های شما رو یه ذره هم قبول کنم شما بعضی چیز ها رو ساده می گیرین در صورتی که ساده نیست و بالعکس
بعدشم من و مامی عزیز توهینی و اتهامی به آقا خسرو نزدیم که شما این همه جبهه گرفتین حرف ما این بود که هر سخن جایی و هر نکته مکانی داره !
گفت مژده ده كه دستوري رسيد
هيچ آدابي و ترتيبي مجوي
هر چه مي خواهد دل تنگت بگوي
اینا هم بحثش متفاوته این چه استدلالیه که بخوایم همه چی رو با هم قاطی کنیم الان کسی از نوع پرستش خدا حرفی زد ؟شما منظور اعتراض ما رو نگرفتین ، نمونه های این احادیث زیاده و میشه تو تاپیک های جداگانه بهش پرداخت نه با مطالبی که مرتبط نیست و جایگاه نداره
واقعا جای تاسف داره خدا رحم کرده تاپیک شما نبوده ! یه نظر و انتقاد کوچیک از طرف دو نفر ، برای شما میشه یه عده داغ تر از آش ! منم ا در مقابل شما از حرفم کوتاه نمیام ! همین .
zrnznn
arash52
مپيچ اندر سر و پاى عبارت
اگر هستى زارباب اشارت
نظر را نغز كن تا نغز بينى
گذر از پوست كن تا مغز بينى
چو هر يك را از اين الفاظ جانى است
به زير هر يك از اينها جهانى است
مغالطه است به اين خاطر كه اون شعر بايد تفسير عرفاني بشه كه كار من به شخصه نيست وانگهي استناد به شعر يك شاعر و اون رو در جايگاه وحي منزل قراردادن كار اشتباهيه . ما در برخي از مواقع استناد به حديث و آيه و ... رو رد مي كنيم و ميگيم تحريف شده و كاربرد نداره و قديميه و مال 1400 سال پيشه و .. اونوقت به شعر يك شاعر كه اون هم قديميه استناد مي كنيم و اون رو الگو براي هركاري قرار ميديم . به نظر شما درسته ؟ كدام پيامبر عنوان كرده كه هرجور دلت ميخواد عبادت كن . هرچيزي آدابي داره . مطمئن باش در اون داستان هم اگر شبان به وظيفه اش آگاه بشه و بدونه كي هست و با چه كسي طرفه طور ديگه اي رفتار ميكنه . اين مثالي كه شما تعريف كردي عجيب نيست . حتما داستان مالك اشتر و اون مرد توهين كننده به مالك رو كه نميدونست به چه شخصيتي داره توهين ميكنه شنيدي . وقتي كه آگاه شد رفت به دست و پاي مالك افتاد . خدا كه جاي خود داره . و در انتها عرض كنم كه راجع به اين تمثيلهايي كه مولانا در اشعارش آورده و خواسته مفاهيم عرفاني رو تشريح كنه بايد بيشتر مطالعه كرد .
در مورد اينكه شما با دوستان طلبه بحث مي كنيد و ... خوب خيلي هم خوبه . اصلا ماهم داريم همين كار رو مي كنيم ولي متاسفانه بحث در سايت كه جلوي چشم صدها نفره بعضي وقتها ول ميشه چون ما تخصص تو اين زمينه ها نداريم اما اونجا شما داري با كساني بحث ميكني كه ميتونن بحث رو جمع و جور كنن .
در مورد هيچ آدابي و ترتيبي مجو يه نكته ديگه هم عرض كنم كه فرض كن كارگران يك كارخانه يا دانش آموزان يك مدرسه يا ... بخوان اين شعر رو سرلوحه زندگي و كارشون قرار بدن اون هم با تفسير ظاهري از اين شعر . اصلا شعر مگه آيه قرآنه ؟ ثانيا بعضي شعرها و ضرب المثلها براي جايگاه هاي ويژه اي استفاده شده و لزومي نداره همه جا اون رو سرلوحه زندگيمون قرار بديم . يكي از اين ضرب المثلها اينه : چراغي كه به خانه رواست به مسجد حرام است . جالبه كه يه اتفاقي كه مي افته و نياز به كمك هست و هزار تا حديث و آيه مياري كه فلاني كمك كن ، اينجا وظيفه انساني و شرعي و ... حكم ميكنه كه بي تفاوت نباشي ، طرف با يك ضرب المثل كه گوينده اش هم مجهول الهويه است تمام فرمايشات بزرگان و ائمه و .. رو كنار ميزنه و حق به جانب ، بي تفاوت رد ميشه .
در آخر اينكه اگر اينجوري بخواهيم تفسير كنيم كاري نداره من يك حديث يا يك آيه قرآن راجع به محاسن امور زناشويي شاهد مثال ميارم و بعد هم يك فيلم سكسي يا يك سري عكس سكسي توي تاپيك قرار ميدم و ميگم هيچ آدابي و ترتيبي مجو و الخ . به نظر شما توجيه پذيره ؟
البته دياجان بنده اعتقاد راسخ دارم با شناختي كه من از بندري دارم و ارتباطمون به اين سايت ختم نميشه (در مورد خود تو هم همينجوريه) ، ميدونم كه خسرو به قصد خير اينكار رو انجام داده و نيت بدي نداشته ولي شيوه كار اشتباهه و به نظر من در مقابل نظر كاربراني كه انتقاد كوچكي كردند اين همه جبهه گيري درست نيست هرچند خود من از اين بحثها در صورتيكه وِل نشه و بتونيم جمع و جورش كنيم و توهيني هم در كار نباشه استقبال ميكنم .
zrnznn
arash52
چه نظر كامل و جامعي
بندری
اختيار داري عزيز من ناراحت نميشم هر جور راحتي . آدم با انتقاد سازنده ميتونه بهتر بشته . پس هر چه دلت تنگت مي خواهد بگو
بندری
بگذريم بنده ديگه از اين مدل تاپيك نمي ذارم تا بيشتر از اين باعث ناراحتي و بي احترامي به هيچ كسي نشم .
راستي از نظرات گرم جالب و سازنده تون هم سپاسگزارم
arash52
خسروجان تو چرا صورت مسئله رو پاك مي كني
اتفاقا من طرفدار تاپيكهات هستم و منتظر تاپيكهاي بعدي در بخش هجده
دیااکو
دومأ من کجا جبهه گرفتم، آیا اینی که من نظری مخالف شما داشته باشم جبهه گیریه و نباید بیان کرد؟
و سومأ: خیلی ساده میخام بگم، همونطوری که قبلأ توضیح دادم ما از دو زاویه مختلف داریم به دین نگاه می کنیم
1- دیدگاه من: به نظر من همونطوری که در احادیث و قرآن و کلیه مکاتیب الهی گفته شده دین چراغ هدایته، یعنی وسیله ای کاربردی که راه را برای ما در ظلمت گمراهی روشن می کنه، بیایید یه مثال عینی بزنیم، به نظر من دین مثل یک چراغ قوست که داره تو تاریکی به ما کمک می کنه که راه رو پیدا کنیم، چراغ قوه یه وسیله کاربردیه که داره به ما کمک می کنه.
2- دیدگاه شما به نظر من: دین رو به عنوان یک وسیله لوکس و شکستنی و بیش از حد قیمتی می شناسید که باید ازش در مقابل عوامل خارجی که ممکنه بهش صدمه بزنه محافظت کنید.
در دیدگاه من چراغ قوه رو می تونیم در یک محیط کثیف هم استفاده کرد تا ما رو از ظلمت بیرون بیاره ولی در دیدگاه شما اون وسیله قیمتی رو نباید به هیچ عنوان به محلهای کثیف نزدیک کرد چون ممکنه بهش آسیبی برسه (مثلأ آسیب فیزیکی و یا کم شدن شأن اون وسیله قیمتی).
در دیدگاه من وظیفه چراغ قوست که راه رو برای من روشن کنه و به من کمک کنه و در دیدگاه شما وظیفه شماست که از اون وسیله قیمتی محافظت کنید تا صدمه ای بهش نرسه.
به نظر من چراغ قوه رو در مکانهای تاریک که شاید کثیف و مرطوب هم باشند باید استفاده کرد برای رهایی از تاریکی ولی به نظر شما باید اون وسیله قیمتی رو داخل یک محفظه شیشه ای ضد گلوله و زیر نور چلچراغها باید رونمایی کرد.
اگه یه مست تو میکده یهو دلش بگیره و شروع کنه به قرآن خوندن به نظر شما توهین به قرآن شده و با دست و دهن نجس به کتاب مقدس دست زده ولی به نظر من چراغ هدایت روشن شده.
محسن صائب
جناب بندری ،که من احترام خاصی براتون قایل هستم و ای کاش مقداری از تند و تیزی این تاپیک کم میکردید(البته این نظر من هست و عقیده و نظر شما کاملا محترم هست)
و مورد دیگه
در استفاده از گفته بزرگان دینی
این گفته ها بایستی در مواردی استفاده شود که جا و مسیر موضوع منطبق با این فرمایش باشد
فکر کنم از نظر اسلامی بعضی از عکس های شما مورد تایید نباشد
پس در این صورت بهتر بود از حدیث استفاده نشود
.
و اما در مورد بحث دوستانمون دیالکو و ارش خان و بارون و دیگران
.
برگردم نظر خودم رو عرض خواهم کرد
ژنرال
احسنت.
توضیحاتت در پست 27 عالی بود... دقیقاً مواردی که توی ذهنم بود رو خیلی خوب توضیح دادی .
دیااکو,
دیااکو جان با نظرت موافقم.
به نظر منم دین اومده برای زندگی بهتر در همین دنیا.. نه یه چیز صرفاً مقدس ِ لوکس که فقط آخرت مارو مثلاً تامین میکنه و هیچ دردی رو از بشر برطرف نمیکنه.
اما توضیحات شما به نظرم ارتباطی به اصل بحث نداره.
لُب مطلب اینه که هر چیزی جای خودشو داره.
وگرنه اصل خود تایپیک که مشکلی نداره.. خوب خیلی از ماها همچین تایپیکایی میزنیم برای خنده و تفریح.
پست 27 آرش خیلی جامع و واضحه و حرفی برای گفتن نمیمونه.
baron jon
بگذريم بنده ديگه از اين مدل تاپيك نمي ذارم تا بيشتر از اين باعث ناراحتي و بي احترامي به هيچ كسي نشم .
آقا خسرو می بخشید که نظر ما باعث ناراحتی شد . من معمولا تو این جور بحث ها حرفی نمی زنم اما این بار نشد سکوت کنم . ممنون که قبول کردین جایگاه مناسبی نداشت این کار ، حرف منم با آقای دیااکو هستش که کلا بحث رو کشوندن به یه موضوعی که اصلا به حرف ما ربطی نداشت .به هر حال برای بار اولی که تو همچین مواردی اعتراض کردم امیدوارم از من دلخور نباشید .اگه هم به این بحث ادامه دادم فقط و فقط برای حرفای بود که ایشون زدن
مرسی آقا آرش خیلی عالی توضیح دادین دستتون درد نکنه
میام دوباره نتم مشکل داره.
بندری
من نه از شما و نه از هيچ كس ديگه اي دلخور نيستم و نشدم . مگه يه تاپيك چيه كه باعث دلخوري بشه .
محسن صائب
.
باز باید خاطره تعریف کنم
.
یکبار در مسجد النبوی با یک از دوستان سعودی بحث میکردیم او در بحثش استناد به بعضی از احادیث میکرد و جالب تر اینکه با سر هم بندی احادیث نتیجه گیری که خودش مد نظرش بود رو میکرد و برایم جالب بود که وقتی من میگفتم در شیعه احادیث بر اساس سندیت مورد توجه قرار میگرد و بسیاری از احادیث به همین دلیل توسط بزرگان شیعه رد شده
او قبول نمیکرد و یکسره به حرف خودش پا فشاری میکرد
.
نقل حدیث و نتیجه گیری از ان حدیث توسط دوستمون منو یاد این خاطره انداخت
.
و موضوع دیگر
.
بزرگان دینی ما از رسول ا... گرفته تا یک عارف دین رو کامل قبول و ارائه میکردند ب(قول امروزی پک و یکجا )
یعنی هم نماز و عبادت میکردند هم کار میکردند و هم تفریح و هم وظایف زناشویی رو محترم میدانستند و هم شوخی میکردند
ولی تمام اینها در چارچوبی خاص و بدور از افراط و تفریف
یعنی
شوخی میکردند ولی هجو مسخرگی اصلا در زندگی انها جا نداشت
.حالا ما بیایید با استناد به این موضوع بعضی کارها و شوخی های خومون رو موجه نشون بدیم کاملا غیر منصفانه و اشتباه هست
و اما اون قسمت فرمایشات دوستمون که دین همچون چراغی هست...... رو کاملا قبول دارم
ولی
نور چراغ به هر جسمی که افتاد و روشنش کرد، باید قبول کنیم> مثلا اگه روی دوچرخه افتاد یک ادم عاقل قبول میکند و نمیگوید اینجا چراغ اشتباه کرده و شاید کمد باشد
اگر دین رو بعنوان چراغ قبول داریم
باید بدون چون و چرا هر موضوعی رو که روشن کرد قبول کنیم
نه اینکه هر چیزی که بنظرمون خوش امد روبپزیریم و...........
استفاده ابزاری از دین بکنیم و اون رو بزرگ و در جایی دیگه این چراغ رو قدیمی و بی اهمیت بدانیم
نمیشود در جایی که دین نهی دیدن بعضی تصاویر رو داده بی اهمیت رد شد
و در جایی دیگر گفت اسلام اجازه شوخی داده
.
در مورد اون شعر که دنیایی حرف وجود دارد ،که نتیجه گیری رو کاملا با اون چیزی که دوستمون انجام دادند عوض میکند که
بماند
ماهی
اومدم اینجا فقط از متانت شما عمو خسرو تشکر کنم که صبورانه با آرامش اعصاب صحبت کردید..
یعنی دلم برا دعوا با شما پر می زنه
اون کلمه ی بجا داره روی مغزم راه میره..ص هم که مضاعفش کرده
ولی می خوام مثل عمو خسرو خونسرد باشم و حساسیت نشون ندم
دیااکو
خوب حاج محسن بیا در مورد سندیت روایاتی که گفتم بحث کنیم
روایت اول
روایت شده که مردى به خدمت امیر المؤ منین على علیه السلام رسید، و به او عرض کرد: زنى دارم که هر وقت به نزدیک او مى روم ، مى گوید: مرا کشتى مرا کشتى ، حضرت فرمود: او را با این کارت بکش ، گناهش به گردن من .
از کتاب جواهر یا کشکول ممتاز مؤ لف : حاج شيخ مرتضى احمديان
من منبع رو زیرش ذکر کردم و شما اگه زحمتی نیست می تونید با یه سرچ ساده به معتبر بودن یا نبودن اون پی ببرید
و اما دومی از نگاهی دیگر
شوخ طبعی علی ( ع ) :
فاضل شارح ، ابن ابی الحدید معتزلی در سجاحت اخلاق امام ( ع ) میگوید :
و اما از نظر سجاحت اخلاق و گشاده رویی و خوشرویی ، او ضرب المثل بود . تا آن جا که دشمنانش ، این را بر او عیب گرفته ، عمروعاص به شامیان میگوید : او اهل شوخی و مزاح است ! و علی ( ع ) درباره عمرو بن عاص میفرماید :
عجب از پسر نابغه ! که مردم شام را به اشتباه می اندازد که من اهل شوخی بسیار میباشم و مردی شوخ طبعم که مردم را به شوخی سرگرم کنم ، ولی عمرو بن عاص این سخن را از عمر آموخته است ، زمانی که تصمیم گرفت خود را به خلافت برساند و به من گفت : خدا پدرت را جزای خیر دهد . اگر مزاح در تو نبود ، تو برای خلافت شایسته تر بودی !!! جز آنکه عمر به این مقدار بسنده کرد ، لیکن عمرو بر آن افزود و آن را زشت جلوه نمود .
اینی که حضرت علی میگه فکر کنم در خطبه 386 نهج البلاغست و من فکر می کنم که در سندیت نهج البلاغه هیچ کدوممون مشکلی نداشته باشیم.
می دونید مشکل کجاست؟ مشکل اینجاست که ما نمیخایم اسلام رو بفهمیم و میخایم اسلام رو به شکل خودمون در بیاریم و هر جا که چیزی خلاف اونچه که فکر می کنیم می بینیم و می شنویم به جای تحقیق در مورد سندیتش فورأ اون رو رد می کنیم چون دلمون نمیخاد اونجوری باشه.
شاید اون دوست سعودیتون درست می گفته و شما نباید بدون تحقیق و مطالعه حرفهای اون رو چون خودتون قبول ندارید رد کنید و باید اون احادیث و روایات رو یادداشت می کردید و در موردشون تحقیق می کردید و وقتی به یقین رسیدید اون رو قبول و یا رو می کردید.
آفت برداشت شخصی در دین طالبان سازه حاجی.
آخرین ورود: امروز, 07:39
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→