₪ انجمن بوف بوفی ₪ » هنر و ادبیات » ای شـب از رؤیـای تـو رنگیـن شـده ...
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.


₪ انجمن بوف بوفی ₪ » هنر و ادبیات » ای شـب از رؤیـای تـو رنگیـن شـده ...

یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com



ای شـب از رؤیـای تـو رنگیـن شـده ...

232 بازدید، 8 پست، نویسنده: KuRoSh

  • KuRoSh

    تصویر در دسترس نیست

    ای شب از رؤیای تو رنگین شده
    سینه از عطر توام سنگین شده
    ای به روی چشم من گسترده خویش
    شادیم بخشیده از اندوه بیش
    همچو بارانی که شوید جسم خاک
    هستیم زآلودگی ها کرده پاک

    ای تپش های تن سوزان من
    آتشی در مزرع مژگان من
    ای ز گندمزارها سرشارتر
    ای ز زرّین شاخه ها پر بارتر
    ای درِ بگشوده بر خورشید ها
    در هجوم ظلمت تردید ها
    با توام دیگر ز دردی بیم نیست
    هست اگر، جز درد خوشبختیم نیست

    این دل تنگ من و این بار نور؟
    های هوی زندگی در قعر گور؟

    ای دو چشمانت چمنزاران من
    داغ چشمت خورده بر چشمان من
    پیش ازینت گر که در خود داشتم
    هر کسی را تو نمی انگاشتم

    درد تاریکی ست، درد خواستن
    رفتن و بیهوده خود را کاستن
    سر نهادن بر سینه دل سینه ها
    سینه آلودن به چرک کینه ها
    در نوازش، نیش ماران یافتن
    زهر در لبخند یاران یافتن
    زر نهادن در کف طرّار ها
    گم شدن در پهنه ی بازار ها

    آه، ای با جان من آمیخته
    ای مرا از گور من آمیخته
    چون ستاره، با دو بال زر نشان
    آمده از دوردست آسمان
    از تو تنهائیم خاموشی گرفت
    پیکرم بوی همآغوشی گرفت
    در جهانی این چنین سرد و سیاه
    با قدم هایت قدم هایم به راه

    ای به زیر پوستم پنهان شده
    همچو خون در پوستم جوشان شده
    گیسویم را از نوازش سوخته
    گونه هام از هُرم خواهش سوخته
    آه، ای بیگانه با پیراهنم
    آشنای سبزه زاران تنم
    آه، ای روشن طلوع بی غروب
    آفتاب سرزمین های جنوب
    عشق دیگر نیست این، این خیرگی است
    چلچراغی در سکوت و تیرگی است
    عشق چون در سینه ام بیدار شد
    از طلب، پا تا سرم ایثار شد

    این دگر من نیستم، من نیستم
    حیف ز آن عمری که با من زیستم
    ای لبانم بوسه گاه بوسه ات
    خیره چشمانم به راه بوسه ات
    ای تشنّج های لذّت در تنم
    ای خطوط پیکرت پیراهنم
    آه می خواهم که بشکافم ز هم
    شادیم یک دم بیالاید به غم
    آه، می خواهم که برخیزم ز جای
    همچو ابری اشک ریزم های های

    این دل تنگ من و این دود عود؟
    در شبستان، زخمه های چنگ و رود؟
    این فضای خالی و پروازها؟
    این شب خاموش و این آوازها؟

    ای نگاهت لای لائی سِحربار
    گاهوار کودکان بی قرار
    ای نفس هایت نسیم نیم خواب
    شُسته در خود، لرزه های اضطزاب
    خفته در لبخند فرداهای من
    رفته تا اعماق دنیاهای من

    ای مرا با شور شعر آمیخته
    اینهمه آتش به شعرم ریخته
    چون تب عشقم چنین افروختی
    لاجرم، شعرم به آتش سوختی ...



    شعر از زنده یاد فروغ فرخزاد


    آرامگاه فروغ فرخزاد

    تصویر در دسترس نیست

    7 سپاس: دلشاد، ari 93، gilas، دخترخاله، arash52، حورا، baron jon

  • دلشاد

    1 سپاس: کوروش فسقلی

  • ari 93

    خیلی قشنگ بود...خدا رحکتش کنه...تاثیر جاودانی بر شعر داشت...دستت درد نکنه بسیار زیبا بود... 280
    1 سپاس: کوروش فسقلی

  • KuRoSh

    نقل قول: ari 93
    خیلی قشنگ بود...خدا رحکتش کنه...تاثیر جاودانی بر شعر داشت...دستت درد نکنه بسیار زیبا بود...

    روحش شاد واقعان گل گفتی آری :39:
    نقل قول: دلشاد
    زیبا بود


    مرسی بهروز جان


  • gilas

    خیلی دلنشین بود :65:
    1 سپاس: کوروش فسقلی

  • mojde

    نقل قول: کوروش فسقلی

    ای مرا با شور شعر آمیخته
    اینهمه آتش به شعرم ریخته
    چون تب عشقم چنین افروختی
    لاجرم، شعرم به آتش سوختی ...

    عالي بود ممنون

    2 سپاس: حورا، کوروش فسقلی

  • حورا

    1 سپاس: کوروش فسقلی

  • baron jon

    1 سپاس: کوروش فسقلی
پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: