ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
baron jon
سالهاست، یا شاید حتی پیش از تولدم انسانیت را به دار اویخته بودند یا شاید چیزی به این نام هیچ گاه وجود نداشت و من بی انکه بدانم پای در زمینی نهادم که خاکیان ان دلهایی از جنس سنگ ، روانی کدر و آلوده و مریض داشتند. من همچنان غرق در اوهام کودکی دنیایی نامحدود را میدیدم که مملو بود از خوبی و ادمک هایی را که تظاهر به خوبی میکردند باور میکردم. زمان گاه کند و گاه پرشتاب میگذشت و مرا به پیش میبرد.. انقدر مرا دوانید تا سر انجام به برهوتی رسیدم که خودخواهی، جهالت، تکبر، نفرت، ریا، بی عزتی، و بی حرمتی کالای روز ان بود… جایی که دیگرنه ادمی باقی مانده بود که ادم باشد و نه رمقی بر جای بود که دنبال ادم بگردم. رخش چابک پای وقت به سرعت می تاخت ومیتازد و غبار و گرد و خاک زمان را به هوا بلند میکند. مادرم همیشه میگفت گذر زمان التیام دردهاست ولی من حالا میگویم گذر زمان فرصت غارت متای بی همتای جوانی و گاه آلایشی است که خیلی پیش از این ها به دار خودبینی و خودخواهی دیگرها به حراج رفته است.
هرچه بیشتر همراه وقت به پیش میتازم، کمتر به انسانیت نزدیک میشوم. روزگاری است که همه پی هم چهره بدل میکنند و صداقت و سادگی نهایت نادانی و جهالت پنداشته میشود. قالی خوش رنگ و پر نقش و نگار خوبی ها زیر افتاب سوزان دروغ و فریب رنگ باخته است و دیگر حتی بر شانه ی باور خویش نیز نمیتوان تکیه کرد. گذر زمان محک خوبی است برای اثبات راستی ها و دروغ هایی که روزگاری راست می نمودند.
باگذر رخش زمان گردوغبار بی اعتنایی و درد بر سر و صورت خاطرات مینشیند … زمان همیشه خاطرات را خاک آلود میکند…
دلشاد
mz56mz
ولى هنوز زيبايى و صداقت هست
حورا
نامیدی دام شیطونه که تو لحظه های درموندگی دیواری میشه بین توکل بنده به خدا. مطمئن باش مشکلتون حل میشه .به قول مامانم خدا هیچ شدتی رو بدون علت نمیده . حالا بعدها دلیلشو متوجه میشی و باز خدارو شکر میکنی.
البته ببخش اینارو گفتم ومیدونم خودت وارد تری ولی عیب یا حسن اکثر ما آدما اینه که برای دیگری بهتر حرف میزنیم و راهکار ارائه میدیم . و هم اینکه خواست مدرس امیدو برای خودم دوره کرده باشم.
دوست دارم آجی
baron jon
نامیدی دام شیطونه که تو لحظه های درموندگی دیواری میشه بین توکل بنده به خدا. مطمئن باش مشکلتون حل میشه .به قول مامانم خدا هیچ شدتی رو بدون علت نمیده . حالا بعدها دلیلشو متوجه میشی و باز خدارو شکر میکنی.
البته ببخش اینارو گفتم ومیدونم خودت وارد تری ولی عیب یا حسن اکثر ما آدما اینه که برای دیگری بهتر حرف میزنیم و راهکار ارائه میدیم . و هم اینکه خواست مدرس امیدو برای خودم دوره کرده باشم.
دشاد
mz56mz
مرسی
ممنون حورا جان شما درست می گی . اینو بذارین جای شرایط خوبی که ندارم
سعی می کنم تاپیک های دلسرد کننده نذارم
مرسی از محبتت آبجی
ari 93
حورا
ما ها کمترین کاری که میتونیم اینجا برای هم بکنیم , همدردیه
دوست ندارم غصه تو روحت جا خوش کنه
mojde
عزيزم ميدونم گاهي انقدر عرصه به آدم تنگ ميشه كه انگار ديگه نفسي نميمونه اما چه بايد كرد بايد جنگيد و زندگي كرد
نغمه
ماهی
حست رو کاملا درک می کنم.
منم توی شرایط خیلی سختی هستم.
همیشه می گیم زمونه..زمونه..
ولی ما اولاد آدم زمونه رو ساختیم و به هم رحم نمی کنیم.
نمی دونی چقدر زخم خورده و دل شکسته هستم از زحمتهایی که می کشم و بهره ش رو دیگران می برن...از ناتوانی خودم در برابر این نامردی ها بیزارم و حالم گرفته میشه..من دوست ندارم بهت بگم که همه چی درست میشه درست میشه.
شونه ی خسته ای دارم که به زور و از روی احساس مسئولیت خودشو سرپا نگه داشته..
ولی باز هم به این شونه ی خسته رحم نمی کنند و پاشونو م یگذارن روش تا برن بالا...
نمی دونم تا کی می تونم دوام بیارم
نمایش یا پنهان متن
از صبح تا حالا بس که گریه مو قورت دادم گلوم درد گرفتهgilas
ژنرال
زندگی درد بی درمان ماست
راندگانیم از بهشت جاودان
وین زمین زندان جاویدان ماست
گندم آدم چه ما کرده است
کآسیای چرخ سرگردان ماست
جسم قبر و جامه قبر و خانه قبر
باز لفظ زندگان عنوان ماست
جمع آب و آتشیم و خاک و باد
این بنای خانه ی ویران ماست
نور را مانی که اندر لانه ها
روز بارانی هر نمی طوفان ماست
احتیاج این کاسه دریوزگی
کوزه آب و تغار و نان ماست
آبروی ما به صد در ریخته است
لقمه نانی که در انبان ماست
جز به اشک توبه نتوان پاک کرد
لکه ننگی که بر دامان ماست
میزبان را نیز با خود می برد
مهلت عمری که خود مهمان ماست
baron jon
بهترین کمکیه که بهم میشه
درست می گی آبجی . اما بعضی غصه ها خیلی درده خیلی ..
این جوری نگین آبجی ماهی ایشالا غم و غصه های شما هم تموم میشه خدا بزرگه
gilas,
زندگی درد بی درمان ماست
راندگانیم از بهشت جاودان
وین زمین زندان جاویدان ماست
شرمنده همه دوستان شدم حال همه رو گرفتم واقعا می بخشید ....
آخرین ورود: امروز, 07:39
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→