₪ انجمن بوف بوفی ₪ » هنر و ادبیات » (◑‿◐)من مردی را می شناسم (◑‿◐)
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.


₪ انجمن بوف بوفی ₪ » هنر و ادبیات » (◑‿◐)من مردی را می شناسم (◑‿◐)

یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com



(◑‿◐)من مردی را می شناسم (◑‿◐)

275 بازدید، 14 پست، نویسنده: KuRoSh

  • KuRoSh

    تصویر در دسترس نیست


    من مردی را می شناسم که این نزدیکی هاست ، خانه ای دارد ! مثل من و تو . شاید کمی بزرگتر ، کمی بالاتر از آن درخت کاج پیر سر خیابان .



    من مردی را می شناسم جوانیش را کرده و حالا آماده غروب است ، خودش می گوید زود گذشت اما خوش گذشت. می پرسم باز هم برگردی همان راه ... ؟ نمی گذارد حرفم تمام شود . با یک "چرا که نه!" ساده جواب تمام سوالاتم را گرفته ام .



    من مردی را می شناسم که بهارش خزان است و تابستانش برگریزان . البته مرد نیست ، پیرمردی ست با دلی جوان تر از خویش و مو هایی آماده استتار میان برف های ریزان از آسمان .



    من مردی را می شناسم که میان مردان به نام ، هیچ جایگاهی ندارد اما ... بیا و ببین خانواده اش چقدر دوستش دارند. مهم این است ! از زندگیش راضیست.



    من مردی را می شناسم که هر روز صبح از کنارش بی تفاوت رد می شوم ! شاید چون لباسش نارنجی ست و شغلش دون ! اگر دلیلش این است لعنت به من !!!!



    من مردی را می شناسم برایش تفاوتی ندارد امروز شنبه باشد یا یکشنبه ، تعطیل باشد یا باز ! این خصوصیت تنهاییست ! همه چیزش در تنهایی حل شده...



    من مردی را می شناسم تار و پود حرف هایش بوی پشیمانی می دهد ، چرایش را هیچ وقت نگفته و هیچ وقت نخواهد گفت . شاید راضی باشد ، شاید هم ناراضی . مهم این است که خواستار جبران است !



    من مردی را می شناسم که صبح تا به شب و شب تا به صبح چشم به در می ماند تا دری ... اما امان از این زنگ خاک گرفته !



    من مردی را می شناسم . این یکی را همسایه هایش هم می شناسند ، البته به خاطر بویی که جنازه اش بعد از مرگ بلند کرده بود ...



    من مردی را می شناسم که جوانیش در تب و تاب ساخت وطن گذشت و پیریش در حسرت عمر بر باده رفته !



    من مردان زیادی را می شناسم ، اما ... کاش جای همه آن مردان فقط ذره ای ... خودم را می شناختم و بس !!!

    11 سپاس: zrnznn، ملیکا، soheyla، mojde، gilas، garfild، ari 93، دلشاد، sepehrirani، مامي، نخبه

  • 1 سپاس: کوروش فسقلی

  • ملیکا

    1 سپاس: کوروش فسقلی

  • soheyla

    سلام سپاس :46: .
    زیبا بود :8: .
    ولی خودمونیم برای آقایون کم پیش میاد مظلوم واقع بشن ... :3:

    2 سپاس: کوروش فسقلی، mojde

  • garfild

    نقل قول: کوروش فسقلی

    من مردان زیادی را می شناسم ، اما ... کاش جای همه آن مردان فقط ذره ای ... خودم را می شناختم و بس !!!

    :21:


  • ari 93

    مرسی قشنگ بود اما... :4:

  • mahsa joon

    مرسی خیلی قشنگ بود 260 260 260 260

  • آدم برفي

    به سلامتي هرچي مرده!!!!!!
    قشنگ بود.....مرسسسسسسسسسسسي :46:


  • پرهام

    نقل قول: کوروش فسقلی
    من مردی را می شناسم برایش تفاوتی ندارد امروز شنبه باشد یا یکشنبه ، تعطیل باشد یا باز ! این خصوصیت تنهاییست ! همه چیزش در تنهایی حل شده...

    جدی منو میشناسی؟ بابا خوشا به سعادتت :86:
    ممنون زیبا بود :46:


  • مامي

    نقل قول: کوروش فسقلی
    من مردان زیادی را می شناسم ، اما ... کاش جای همه آن مردان فقط ذره ای ... خودم را می شناختم و بس !!

    من مردی را می شناسم که ارزو داشت که ای کاش خودش را بهتر می شناخت:4:

پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: