صفحه اصلی
انجمن بوف بوفی
قوانین انجمن
پستهای جدید
اشتراکهای شما
تاپیکهای شما
پستهای شما
کیبورد فارسی
آپلود سنتر
جستجوی دقیق
₪ انجمن بوف بوفی ₪
»
هنر و ادبیات
» عشق گاهی...گاهی...گاهیییی...!
₪ انجمن بوف بوفی ₪
»
هنر و ادبیات
» عشق گاهی...گاهی...گاهیییی...!
لطفاً چند لحظه منتظر بمانید..!
جستجوی دقیق
آپلود سنتر
کیبورد فارسی
پستهای شما
تاپیکهای شما
اشتراکهای شما
پستهای جدید
قوانین انجمن
انجمن بوف بوفی
صفحه اصلی
₪ انجمن بوف بوفی ₪
»
هنر و ادبیات
» عشق گاهی...گاهی...گاهیییی...!
43 صفحه قبل
1
2
3
...
41
42
43
صفحه بعد
عشق گاهی...گاهی...گاهیییی...!
274 بازدید، 14 پست، نویسنده: ari 93
0
سوابق امتیازات
ari 93
۱۹ مرداد ۱۳۹۱
1
عشق گاهی خواهش برگ است در اندوه تاک
عشق گاهی رویش برگ است در تن پوش خاک
عشق گاهی ناودان گریه ی اشک بهار
عشق گاهی طعنه بر سرو است در بالای دار
عشق گاهی یک تلنگر بر زلال تنگ نور
پیچ و تاب ماهی اندیشه در ژرفای تور
عشق گاهی می رود آهسته تا عمق نگاه
همنشین خلوت غمگین آه
عشق گاهی شور رستن در گیاه
عشق گاهی غرقه ی خورشید در افسون ماه
عشق گاهی سوز هجران است در اندوه نی
رمز هوشیاریست در مستی می
عشق گاهی آبی نیلوفریست
قلک اندیشه ی سبز خیال کودکیست
عشق گاهی معجز قلب مریض
رویش سبزینه ای در برگ ریز
عشق گاهی شرم خورشید است در قاب غروب
روزه ای با قصد قربت ذکر بر لب پایکوب
عشق گاهی هق هق آرام اما بی صدا
اشک ریز ذکر محبوب است در پیش خدا
عشق گاهی طعم وصلت می دهد
مزه ی شیرین وحدت می دهد
عشق گاهی شوری هجران دوست
تلخی هرگز ندیدن های اوست
عشق گاهی یک سفر در شط شب
عشق پاورچین نجوای دو لب
عشق گاهی مشق های کودکیست
حس بودن با خدا در سادگیست
عشق گاهی کیمیای زندگیست
عشق در گل راز ناپژمردگیست
عشق گاهی هجرت از من تا ما شدن
عشق یعنی با تو بودن ما شدن
عشق گاهی بوی رفتن می دهد
صوت شبناک تو را سر می دهد
عشق گاهی نغمه ای در گوش شب
عادتی شیرین به نجوای دو لب
عشق گاهی می نشیند روی بام
گاه با صد میل می افتد به دام
عشق گاهی سر به روی شانه ای
اشک ریز آخر افسانه ای
عشق گاهی یک بغل دلواپسی
عطر مستی ساز شب بو اطلسی
عشق گاهی هم حکایت می کند
از جدایی ها شکایت می کند
عشق گاهی نو بهاری گاه پاییزی سرخ زرد!
گاه لبخندی به لب های تو گاهی کوه درد
عشق گاهی دست لرزان تو می گیرد درون دست خویش
گاه مکتوب تورا ناخوانده می داند زپیش
عشق گاهی راز پروانه است پیرامون شمع
گاه حس اوج تنهاییست در انبوه جمع
عشق گاهی بوی یاس رازقی
ساقدوش خانه ی بن بست یاد مادری
عشق گاهی هم خجالت می کشد
دستمال تر به پیشانی عالم می کشد
عشق گاهی ناقه ی اندیشه ها را پی کند
هفت منزل را تا رسیدن بی صبوری طی کند
عشق گاهی هم نجاتت می دهد
سیب در دستی و صاحبخانه راهت می دهد
عشق گاهی در عصا پنهان شود
گاه بر آتش گلستان می شود
عشق گاهی رود را خواهد شکافت
فتنه ی نمرودیان زو رنگ باخت
عشق گاهی خارج از ادراک هاست
طعنه ی لولاک بر افلاک هاست
عشق گاهی استخوانی در گلوست
زخم مسماریست در پهلوی دوست
عشق گاهی ذکر محبوب است بر نی های تیز
گاه در چشمان مشکی اشک ریز
عشق گاهی خاطر فرهاد و شیرین می کند
گاه میل لیلی اش با جام مجنون می کند
عشق گاهی تاری یک آه بر آیینه ای
حسرت نا دیدن معشوق در آدینه ای
عشق گاهی موج دریا می شود
گاه با ساحل هم آوا می شود
عشق گاهی چاه را منزل کند
یوسفین دل را مطاع دل کند
عشق گاهی هم به خون آغشته شد
با شقایق ها نشست و هم نشین لاله شد
عشق گاهی در فنا معنا شود
واژگان دفتر کشف و تمناها شود
عشق را گو هرچه می خواهد شود
با تو اما عشق پیدا می شود
بی تو اما عشق کی معنا شود...؟
↑ بالا
گزارش
9 سپاس: دلشاد، golmangoli، Cyrus66، garfild، هاچو هاچو، gilas، mojde، Kishe Mehr، farzane
+41
سوابق امتیازات
دلشاد
۱۹ مرداد ۱۳۹۱
2
مرسی آرزوی عزیز زیبا بود
↑ بالا
گزارش
1 سپاس: ari 93
0
سوابق امتیازات
golmangoli
۱۹ مرداد ۱۳۹۱
3
نقل قول: ari 93
عشق گاهی بوی رفتن می دهد
اجی خیلی قشنگ بووووووووود....
↑ بالا
گزارش
1 سپاس: ari 93
+1
سوابق امتیازات
maryamlondon1
۱۹ مرداد ۱۳۹۱
4
نقل قول: ari 93
عشق گاهی موج دریا می شود
گاه با ساحل هم آوا می شود
یاد ساحل ناقلا افتادم
↑ بالا
گزارش
1 سپاس: ari 93
0
سوابق امتیازات
ari 93
۲۰ مرداد ۱۳۹۱
5
مرسی دوستان گلم..
↑ بالا
گزارش
0
سوابق امتیازات
گلاره
۲۰ مرداد ۱۳۹۱
6
عشق را گو هرچه می خواهد شود
با تو اما عشق پیدا می شود
بی تو اما عشق کی معنا شود...؟
شعر خیلی قشنگی بود.مرسی.
↑ بالا
گزارش
1 سپاس: ari 93
0
سوابق امتیازات
negar
۲۰ مرداد ۱۳۹۱
7
مرسییییییییییی
↑ بالا
گزارش
1 سپاس: ari 93
+4
سوابق امتیازات
هاچو هاچو
۲۰ مرداد ۱۳۹۱
8
زیباست
↑ بالا
گزارش
1 سپاس: ari 93
+1
سوابق امتیازات
gilas
۲۱ مرداد ۱۳۹۱
9
نقل قول: ari 93
عشق یعنی با تو بودن ما شدن
نقل قول: ari 93
با تو اما عشق پیدا می شود
بی تو اما عشق کی معنا شود...؟
↑ بالا
گزارش
1 سپاس: ari 93
+1
سوابق امتیازات
mojde
۲۱ مرداد ۱۳۹۱
10
نقل قول: ari 93
عشق گاهی موج دریا می شود
گاه با ساحل هم آوا می شود
عشق گاهی چاه را منزل کند
یوسفین دل را مطاع دل کند
عشق گاهی هم به خون آغشته شد
با شقایق ها نشست و هم نشین لاله شد
ممنون آرزو جان
↑ بالا
گزارش
1 سپاس: ari 93
+141
سوابق امتیازات
Kishe Mehr
۲۱ مرداد ۱۳۹۱
11
↑ بالا
گزارش
1 سپاس: ari 93
0
سوابق امتیازات
farzane
۲۱ مرداد ۱۳۹۱
12
مرسی آرزو جونم عالی بود قربونت بشم
↑ بالا
گزارش
0
سوابق امتیازات
ari 93
۲۲ مرداد ۱۳۹۱
13
مرسی از همه دوستای گلم...
↑ بالا
گزارش
1 سپاس: farzane
+1
سوابق امتیازات
mahsa joon
۲۴ مرداد ۱۳۹۱
14
مرسی عزیزم
↑ بالا
گزارش
1 سپاس: ari 93
اطلاعات
کاربراني که در گروه کاربري
ميهمان
قرار دارند، نمي توانند پستي در اين انجمن ارسال کنند.!
ورود به سایت
ثبت نام
انتقال به گروه کاربری پیشرفته
43 صفحه قبل
1
2
3
...
41
42
43
صفحه بعد
اشتراک گذاری این مطلب
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر:
ورود
نام کاربری:
کلمه عبور:
کلمه عبورم را فراموش کرده ام
ورود
ثبت نام
ari 93
عشق گاهی رویش برگ است در تن پوش خاک
عشق گاهی ناودان گریه ی اشک بهار
عشق گاهی طعنه بر سرو است در بالای دار
عشق گاهی یک تلنگر بر زلال تنگ نور
پیچ و تاب ماهی اندیشه در ژرفای تور
عشق گاهی می رود آهسته تا عمق نگاه
همنشین خلوت غمگین آه
عشق گاهی شور رستن در گیاه
عشق گاهی غرقه ی خورشید در افسون ماه
عشق گاهی سوز هجران است در اندوه نی
رمز هوشیاریست در مستی می
عشق گاهی آبی نیلوفریست
قلک اندیشه ی سبز خیال کودکیست
عشق گاهی معجز قلب مریض
رویش سبزینه ای در برگ ریز
عشق گاهی شرم خورشید است در قاب غروب
روزه ای با قصد قربت ذکر بر لب پایکوب
عشق گاهی هق هق آرام اما بی صدا
اشک ریز ذکر محبوب است در پیش خدا
عشق گاهی طعم وصلت می دهد
مزه ی شیرین وحدت می دهد
عشق گاهی شوری هجران دوست
تلخی هرگز ندیدن های اوست
عشق گاهی یک سفر در شط شب
عشق پاورچین نجوای دو لب
عشق گاهی مشق های کودکیست
حس بودن با خدا در سادگیست
عشق گاهی کیمیای زندگیست
عشق در گل راز ناپژمردگیست
عشق گاهی هجرت از من تا ما شدن
عشق یعنی با تو بودن ما شدن
عشق گاهی بوی رفتن می دهد
صوت شبناک تو را سر می دهد
عشق گاهی نغمه ای در گوش شب
عادتی شیرین به نجوای دو لب
عشق گاهی می نشیند روی بام
گاه با صد میل می افتد به دام
عشق گاهی سر به روی شانه ای
اشک ریز آخر افسانه ای
عشق گاهی یک بغل دلواپسی
عطر مستی ساز شب بو اطلسی
عشق گاهی هم حکایت می کند
از جدایی ها شکایت می کند
عشق گاهی نو بهاری گاه پاییزی سرخ زرد!
گاه لبخندی به لب های تو گاهی کوه درد
عشق گاهی دست لرزان تو می گیرد درون دست خویش
گاه مکتوب تورا ناخوانده می داند زپیش
عشق گاهی راز پروانه است پیرامون شمع
گاه حس اوج تنهاییست در انبوه جمع
عشق گاهی بوی یاس رازقی
ساقدوش خانه ی بن بست یاد مادری
عشق گاهی هم خجالت می کشد
دستمال تر به پیشانی عالم می کشد
عشق گاهی ناقه ی اندیشه ها را پی کند
هفت منزل را تا رسیدن بی صبوری طی کند
عشق گاهی هم نجاتت می دهد
سیب در دستی و صاحبخانه راهت می دهد
عشق گاهی در عصا پنهان شود
گاه بر آتش گلستان می شود
عشق گاهی رود را خواهد شکافت
فتنه ی نمرودیان زو رنگ باخت
عشق گاهی خارج از ادراک هاست
طعنه ی لولاک بر افلاک هاست
عشق گاهی استخوانی در گلوست
زخم مسماریست در پهلوی دوست
عشق گاهی ذکر محبوب است بر نی های تیز
گاه در چشمان مشکی اشک ریز
عشق گاهی خاطر فرهاد و شیرین می کند
گاه میل لیلی اش با جام مجنون می کند
عشق گاهی تاری یک آه بر آیینه ای
حسرت نا دیدن معشوق در آدینه ای
عشق گاهی موج دریا می شود
گاه با ساحل هم آوا می شود
عشق گاهی چاه را منزل کند
یوسفین دل را مطاع دل کند
عشق گاهی هم به خون آغشته شد
با شقایق ها نشست و هم نشین لاله شد
عشق گاهی در فنا معنا شود
واژگان دفتر کشف و تمناها شود
عشق را گو هرچه می خواهد شود
با تو اما عشق پیدا می شود
بی تو اما عشق کی معنا شود...؟
دلشاد
golmangoli
اجی خیلی قشنگ بووووووووود....
maryamlondon1
عشق گاهی موج دریا می شود
گاه با ساحل هم آوا می شود
یاد ساحل ناقلا افتادم
ari 93
گلاره
با تو اما عشق پیدا می شود
بی تو اما عشق کی معنا شود...؟
شعر خیلی قشنگی بود.مرسی.
negar
هاچو هاچو
gilas
بی تو اما عشق کی معنا شود...؟
mojde
گاه با ساحل هم آوا می شود
عشق گاهی چاه را منزل کند
یوسفین دل را مطاع دل کند
عشق گاهی هم به خون آغشته شد
با شقایق ها نشست و هم نشین لاله شد
ممنون آرزو جان
Kishe Mehr
farzane
ari 93
mahsa joon
آخرین ورود:
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→