₪ انجمن بوف بوفی ₪ » تصاویر دیدنی » نوستالژی- سری کامل آدامس آیدین
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.


₪ انجمن بوف بوفی ₪ » تصاویر دیدنی » نوستالژی- سری کامل آدامس آیدین

یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com

1 2


نوستالژی- سری کامل آدامس آیدین

1597 بازدید، 27 پست، نویسنده: بچه مثبت

  • 1 سپاس: بچه مثبت

  • levrone

    به رفاقتمون منم سِریشو تا همین چند سال پیش داشتم!
    اگه حافظم یاری کنه کلکسیونم فقط یک عکس از باجو کم داشت ...
    آدامساشو خریدی یا مثه من تو قمار بردی؟ اوشتولم میکردی؟ :4:

    2 سپاس: بچه مثبت، هاچو هاچو

  • بچه مثبت

    نقل قول: levrone
    اوشتولم میکردی؟
    اوشتولم!!!
    ما بهش میگفتیم طاق زدن! عکسهارو با توجه اهمیت و کمیاب بودنشون رو هم میذاشتیم و سعی میکریدم با ضربه کف دست برگردونیمشون! کار کاملاً فنی بود :4: خدایی عجب دورانی بود!
    کارت بازی، تیله بازی، هفت سنگ، دریبل تو گل، سانتر تو گل، گل کوچیک، تک ضرب، زو، فوتبال با سنگ، 2 و 3 لایه کردن نوپ پلاستیکی! شکستن شیشه، غرغر همسایه ... :65:

    می‌رسد روزی که بی‌هم می‌شویم ..... یک‌به‌یک از جمع هـم کم می شویم
    می‌رسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم می‌شویم
    گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... می‌رسد روزی که بی‌هم می‌شویم
    1 سپاس: هاچو هاچو

  • SaMaN TaJ

    یعنی اگه مدیر بودما 1000 امتیاز بهت میدادم :4:
    خیلی باحال بود،چقدر عکس بازی میکردیم :2:

    عکسای شماره 18و26و61 رو خیلی دوس داشتم :65:
    الانم یه تعدادیشو دارم :3:

    نقل قول: بچه مثبت
    سعی میکریدم با ضربه کف دست برگردونیمشون

    موقع زدن هم انگشت شصتمون رو یه دور میچرخوندیم :83: یادش بخیر
    نقل قول: بچه مثبت
    کارت بازی، تیله بازی، هفت سنگ، دریبل تو گل، سانتر تو گل، گل کوچیک، تک ضرب، زو، فوتبال با سنگ، 2 و 3 لایه کردن نوپ پلاستیکی! شکستن شیشه، غرغر همسایه ...

    الان که فکرشو میکنم ای تف به این بازیهای کامپیوتری و تف به شانس شاپری :4:

    2 سپاس: بچه مثبت، هاچو هاچو

  • ماهی

    زیاد اهل آدامس نبودم بنده به پفک نمکی مینو علاقه وافر داشتم و دارم :4:
    1 سپاس: بچه مثبت

  • levrone

    بچه مثبت,
    اوشتول عبازت بود از پخش و پلا کردن پوستا یا کارتا تو جوب و شیرجه بقیه بچه ها تو لوش ها برای جمع کردنشون!

    نقل قول: بچه مثبت
    ما بهش میگفتیم طاق زدن! عکسهارو با توجه اهمیت و کمیاب بودنشون رو هم میذاشتیم و سعی میکریدم با ضربه کف دست برگردونیمشون! کار کاملاً فنی بود خدایی عجب دورانی بود!

    تو طاق زدن که به درجه استادی رسیده بودم ...
    گه گداری هم پوستارو میکاشتیم با لنگ کفش بازی می کردیم! تیر و وجبَم می زدیم گاهی اوقات.
    البته اوج قدرتم تو کاشی بازی بود! یه مته داشتم همه دنبالش بودن!
    اون زمان کیا بیایی داشتیم واسه خودمون!

    بابام همیشه میگفت: خاک تو سر قمار بازت کنن!

    2 سپاس: بچه مثبت، هاچو هاچو

  • chenzo

    وای خیلی خیلی قشنگ بودم :20:

    یادش به خیر با داداشی هام چقدر آدامس می خریدیم به عشق این عکسها . داداشی های نازنینم :8: :11: ی دفتر بزرگ داشتیم که توی اون می چسبوندیمشون . چقد آرزو دارم دوباره اون دفترو پیداکنم :2: من با گذشت این همه سال همه هنوز تک تک عکسهارو یادمه . ای خدااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!

    2 سپاس: بچه مثبت، هاچو هاچو
پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: