ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
kamal313
▧ 19 تصویر این بخش در دسترس نیست▧ تصویر در دسترس نیست
▧ 34 تصویر این بخش در دسترس نیست▧ تصویر در دسترس نیست
▧ 24 تصویر این بخش در دسترس نیست▧ تصویر در دسترس نیست
▧ 11 تصویر این بخش در دسترس نیست
Kishe Mehr
حدودا یه 20 سالی دیگه یه زمانی بازم میاد که یاد این دوران بکنیم و بازم من بگم هی روزگار
mz56mz
دلشاد
ولی من قشنگ یادم میاد چه صفایی بود
gilas
ما که خووووب یادمون میاد
اما فکر کنم خودت یادت نیاد
بندری
شاید این تصاویر رو چند ده بار و همه جا توی خیلی از سایت ها دیدم ولی وقتی بازم می بینم خیلی برام خاطره انگیزه و با ذوق زیاد میشینم همه رو دوباره نگاه می کنم
kamal313
80% یادمه
maryamlondon1
این کرسی بدترین خاطره دارم ازش با گاز زغالش مسموم شدم ویک شب بیمارستان بستری بودم
▧ تصویر در دسترس نیست
این هم بستنی زیز ی گلو
▧ تصویر در دسترس نیست
از اینا چقدر جمع میکردم
▧ تصویر در دسترس نیست
soheyla
خیلی خیلی قشنگ بودن . حسابی خاطرات کودکی تداعی شدن
من همه شون و یادمه
عجب روزهائی بود . یادش بخیر
و اما این بستنی :
هیچوقت یادم نمیره . پدرم تازه به رحمت خدا رفته بودن . اون روزها مثل حالا نبود که تا شخصی فوت کرد حقوقش سریع پرداخت بشه ما زمان زیادی نتونستیم حقوق پدرم و دریافت کنیم . این بستنی ها به نسبت بستنی های دیگه گرونتر بودن .
من به علت بدی شرایط مالیمون نتونستم حتی یه دونه از از این بستنیا بخورم . هنوز هم دوست دارم ببینم چه مزه ای داشت ...
هی روزگار ...
هاچو هاچو
هی روزگار ...
آخی
دلشاد
حورا
میگم زنبورک چیه ؟میگن یه وسیله کوچیکه وقتی میزدی میگفت ری یو ری یو ر ر ریو
farzane
kamal313
یادش بخیر باهاشون توپی که داره بازی می کردیم
بستنیش خوشمزه بود
تاحالا چنین چیزی ندیده بودم احتمالا این پایین مایینا نیومده بود هنوز
.....
garfild
کلا قدیم به نظر من یه صفای دیگه داشت....همه بیشتر از حال همدیگه خبر داشتن ...بیشتر کنار هم دیگه بودن....کلا خیلی بهتر بود
بچه مثبت
اجازه خانوم، چند تا 40 برگ، چندتا 60 برگ و چندتا 100 برگ باید بگیریم؟
میرسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم میشویم
گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... میرسد روزی که بیهم میشویم
پری سا
من چقدر کارتون وروجک و اقای نجار را دوست داشتم
maryamlondon1
روز اول مهر بهترین وشیرینترین روزهای زندگیم بودند .برا بچه هام کتاب ودفتر وکیف وکفش ولوازم التحریر میگرفتم ومینشستم همه را جلد میگرفتم حتی دفتراشون کلی وقتم گرفته میشد لوازم مدرسه اشون حتما باید خارجی باشه اخه اونوقتها ما بندر عباس بودیم وهمچی خارجی بود
ماهی
هنوزم وقتی می رم توی لوازم تحریری م یخوام دیونه شم بس که خوشم می آد .البته زمان ما تنوع خیلی کم بود .ولی بوی کتاب دفتر و لوازم التحریر دیونه م می کرد
آخرین ورود: امروز, 07:39
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→