₪ انجمن بوف بوفی ₪ » تصاویر دیدنی » شما یادتون نمیاد
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.


₪ انجمن بوف بوفی ₪ » تصاویر دیدنی » شما یادتون نمیاد

یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com



شما یادتون نمیاد

425 بازدید، 19 پست، نویسنده: kamal313

  • kamal313

    تصویر در دسترس نیست
    19 تصویر این بخش در دسترس نیست تصویر در دسترس نیست
    34 تصویر این بخش در دسترس نیست تصویر در دسترس نیست
    24 تصویر این بخش در دسترس نیست تصویر در دسترس نیست
    11 تصویر این بخش در دسترس نیست

    13 سپاس: Kishe Mehr، دلشاد، mz56mz، gilas، بندری، soheyla، هاچو هاچو، حورا، farzane، garfild، بچه مثبت، jaj، ماهی

  • Kishe Mehr

    هی روزگار :44: چقدر دوس داشتم این دوران رو :65:

    حدودا یه 20 سالی دیگه یه زمانی بازم میاد که یاد این دوران بکنیم و بازم من بگم هی روزگار :44: چقدر دوس داشتم این دوران رو :65:

    5 سپاس: mz56mz، دلشاد، kamal313، بندری، هاچو هاچو

  • mz56mz

    ولى من يادم مياد عمو جان :65: 1131
    4 سپاس: kamal313، Kishe Mehr، بندری، هاچو هاچو

  • دلشاد

    نقل قول: kamal313
    شما یادتون نمیاد

    ولی من قشنگ یادم میاد چه صفایی بود :65:

    4 سپاس: kamal313، Kishe Mehr، بندری، هاچو هاچو

  • gilas

    نقل قول: kamal313
    شما یادتون نمیاد

    ما که خووووب یادمون میاد :65:

    اما فکر کنم خودت یادت نیاد :10:

    2 سپاس: kamal313، هاچو هاچو

  • بندری

    واقعا یادش بخیر

    شاید این تصاویر رو چند ده بار و همه جا توی خیلی از سایت ها دیدم ولی وقتی بازم می بینم خیلی برام خاطره انگیزه و با ذوق زیاد میشینم همه رو دوباره نگاه می کنم :65:

    2 سپاس: kamal313، هاچو هاچو

  • kamal313

    نقل قول: gilas
    اما فکر کنم خودت یادت نیاد

    80% یادمه :4:

    1 سپاس: هاچو هاچو

  • maryamlondon1

    همه را یاد میاد :93: وای چه خاطر های از تک تک شون دارم :79:

    این کرسی بدترین خاطره دارم ازش با گاز زغالش مسموم شدم ویک شب بیمارستان بستری بودم :2:

    تصویر در دسترس نیست

    این هم بستنی زیز ی گلو :85:

    تصویر در دسترس نیست

    از اینا چقدر جمع میکردم :17: پاکنش دفتر سیاه وپاره میکرد ولی من بهشون علاقه داشتم
    :2:
    تصویر در دسترس نیست

    4 سپاس: هاچو هاچو، Kishe Mehr، kamal313، garfild

  • soheyla

    سلام و سپاس :46: .
    خیلی خیلی قشنگ بودن . حسابی خاطرات کودکی تداعی شدن :8: .
    من همه شون و یادمه :65:.
    عجب روزهائی بود . یادش بخیر :65: .

    و اما این بستنی :



    تصویر در دسترس نیست




    هیچوقت یادم نمیره . پدرم تازه به رحمت خدا رفته بودن . اون روزها مثل حالا نبود که تا شخصی فوت کرد حقوقش سریع پرداخت بشه ما زمان زیادی نتونستیم حقوق پدرم و دریافت کنیم . این بستنی ها به نسبت بستنی های دیگه گرونتر بودن .
    من به علت بدی شرایط مالیمون نتونستم حتی یه دونه از از این بستنیا بخورم . هنوز هم دوست دارم ببینم چه مزه ای داشت ...
    هی روزگار ... 370

    4 سپاس: هاچو هاچو، kamal313، garfild، حورا

  • هاچو هاچو

    خیلی خاطره انگیز بوند کمال جان :65: ممنونم 826
    نقل قول: soheyla
    من به علت بدی شرایط مالیمون نتونستم حتی یه دونه از از این بستنیا بخورم . هنوز هم دوست دارم ببینم چه مزه ای داشت ...
    هی روزگار ...

    آخی 668 اگه یه وقت گیرتون اومد یکیم واسه من بخرین چون منم نخوردم :4:

    2 سپاس: kamal313، حورا

  • 2 سپاس: kamal313، garfild

  • حورا

    بازی فکری و گیم تازه دادم به دختر داییم تیله های داییم هنوز پیشمه . اتفاقا چند روز پیش به مامانم گفتم دلم تیله میخواد مامانم گفتن اتفاقا منم چند روزه یاد زنبورکم افتادم 453

    میگم زنبورک چیه ؟میگن یه وسیله کوچیکه وقتی میزدی میگفت ری یو ری یو ر ر ریو :83:

    3 سپاس: kamal313، garfild، هاچو هاچو

  • farzane

    کمال بعضی هاش که هنوز هم هست بعضی هاشم که قشنگ يادمه بچه جون اما عالي بود مقسي مقسی 678
    2 سپاس: kamal313، هاچو هاچو

  • kamal313

    نقل قول: maryamlondon1
    این هم بستنی زیز ی گلو

    یادش بخیر باهاشون توپی که داره بازی می کردیم :44:
    نقل قول: maryamlondon1
    این کرسی بدترین خاطره دارم ازش با گاز زغالش مسموم شدم ویک شب بیمارستان بستری بودم

    :2:
    نقل قول: soheyla
    هی روزگار ...

    :2: :44: باید ساخت باهاش
    بستنیش خوشمزه بود :85: مخصوصا اون توپ مانند زیرش چقدر باهاش بازی می کردیم :23:
    نقل قول: حورا
    بازی فکری و گیم تازه دادم به دختر داییم تیله های داییم هنوز پیشمه . اتفاقا چند روز پیش به مامانم گفتم دلم تیله میخواد مامانم گفتن اتفاقا منم چند روزه یاد زنبورکم افتادم میگم زنبورک چیه ؟میگن یه وسیله کوچیکه وقتی میزدی میگفت ری یو ری یو ر ر ریو

    تاحالا چنین چیزی ندیده بودم احتمالا این پایین مایینا نیومده بود هنوز :2:
    نقل قول: farzane
    کمال بعضی هاش که هنوز هم هست بعضی هاشم که قشنگ يادمه بچه جون اما عالي بود مقسي مقسی

    ..... :4:

    2 سپاس: هاچو هاچو، farzane

  • garfild

    یادش بخیر...من هنوز چندتا از اینها رو دارم....خیلی دوست داشتنی بود
    کلا قدیم به نظر من یه صفای دیگه داشت....همه بیشتر از حال همدیگه خبر داشتن ...بیشتر کنار هم دیگه بودن....کلا خیلی بهتر بود :44:

    3 سپاس: هاچو هاچو، kamal313، حورا

  • بچه مثبت

    یادش بخیر! اولین سوالی که تو دبستان از معلم میپرسیدیم یادتونه؟

    اجازه خانوم، چند تا 40 برگ، چندتا 60 برگ و چندتا 100 برگ باید بگیریم؟ :65:


    تصویر در دسترس نیست

    می‌رسد روزی که بی‌هم می‌شویم ..... یک‌به‌یک از جمع هـم کم می شویم
    می‌رسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم می‌شویم
    گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... می‌رسد روزی که بی‌هم می‌شویم
    4 سپاس: maryamlondon1، هاچو هاچو، kamal313، ماهی

  • پری سا

    یادش بخیر :65:
    من چقدر کارتون وروجک و اقای نجار را دوست داشتم

    2 سپاس: هاچو هاچو، kamal313

  • maryamlondon1

    نقل قول: بچه مثبت
    اجازه خانوم، چند تا 40 برگ، چندتا 60 برگ و چندتا 100 برگ باید بگیریم؟

    روز اول مهر بهترین وشیرینترین روزهای زندگیم بودند .برا بچه هام کتاب ودفتر وکیف وکفش ولوازم التحریر میگرفتم ومینشستم همه را جلد میگرفتم حتی دفتراشون کلی وقتم گرفته میشد لوازم مدرسه اشون حتما باید خارجی باشه اخه اونوقتها ما بندر عباس بودیم وهمچی خارجی بود :93: بیست ودوم بهمن هم براشون روزنامه دیواری درست میکردم وروزنامه شون از بهترین روزنامه های مدرسه بود :4: موقع امتحان وقتی به بچه هام درس میدادم یک چوب پیشم میذاشتم تا بچه ها حساب ببرند ودرست جواب بدن :4
    :

    3 سپاس: هاچو هاچو، kamal313، بچه مثبت

  • ماهی

    :65:
    هنوزم وقتی می رم توی لوازم تحریری م یخوام دیونه شم بس که خوشم می آد .البته زمان ما تنوع خیلی کم بود .ولی بوی کتاب دفتر و لوازم التحریر دیونه م می کرد :1:

    2 سپاس: kamal313، هاچو هاچو
پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: