₪ انجمن بوف بوفی ₪ » روانشناسی و روابط اجتماعی » دلم برای مسعود می سوزه
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.



یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com

1 2


دلم برای مسعود می سوزه

1726 بازدید، 22 پست، نویسنده: محسن صائب

  • محسن صائب

    .
    .مسعود

    پسری 27ساله با باباش کار میکنه و انسانی ساده و بی شیله پیله
    هر موقع از مسعود میپرسیدم که دیگه وقتشه که داماد بشی میگفت
    اقا محسن میترسم
    و دلیلش رو هم شنیده هاش از دیگران در مورد اینکه دخترها دیگه مثل قدیم نیستند و مشکلات زندگی مشترک اینروزها زیاد شده و ...... عنوان میکرد
    .
    تقریبا این بحث ثابت ما شده بود و کم کم به صراط مستقیم رهنمود شد :4:
    قرار شد خانواده دنبال دختری مناسب براش بگردند و چند مورد رو رفتند و دیدند تا اینکه یک دختر خانم بنظرشون مناسب امد
    تحقیقات چیزی زیادی عایدشون نکرد چون خانواده دختر تازه به این محل امده بودند
    و مسعود ازدواج کرد
    مهریه 250 سکه و 4 قلم شیر بها
    مجلسی هم گرفته شد
    یک و نیم ماه از این قضیه گذشت و یک روز صبح جمعه :4: مسعود زنگ زد که اقا محسن دیشب تلفن همراه خانمم رو نگاه میکردمی دیدم اکثر شبها پیامک های زیادی به یک شماره داره فکرم بهم ریخته که کی میتونه باشه براش جالب بود که این پیامکها اکثرشون بین ساعات 3 تا 5 صبح بوده
    من همیشه در این موارد وقتی مورد مشورت قرار میگیرم سعی میکنم حساسیت موضوع رو پایین بیارم و احتمالات دیگه ای رو که میتونه وجود داشته باشه عنوان کنم
    همین کار رو هم کردم
    چند روز بعد گفت که موضوع رو بهش گفتم اولش ناراحت شده که چرا به وسیله شخصی من دست زدی و بعد گفته شماره خواهرم هست و الان هم باهام قهر کرده
    نصیر پیگر شماره شد و ..........
    دختر مجبور به اعترافی تکان دهنده شد
    من الان 5ساله که با پسری دوست هستم 2 سال قبل به ازدواج پسری در امدم تصمیم گرفتم فکر دوستم رو از سرم بیرون کنم و به زندگیم بپردازم ولی نشد شوهرم بعد مدتی متوجه شد و طلاق گرفتیم
    بعد ان باز هم رابطه من بدون انکه خانواده متوجه بشوند ادامه یافته انها محله رو عوض کردند و شناسنامه المثنی گرفتند و به اجبار انها من به عقد تو در امدند
    الان هم فکر و قلب من با اون پسر هست
    وکلی حرف دیگه
    .
    دلم برای مسعود خیلی میسوزه وقتی اینا رو میگفت یکسره گریه میکرد
    گیج بود

    .
    .
    .
    واقعا به مسعود چه چیزی بعنوان دلداری میتوان گفت؟
    مقصر در این قضیه چه کسی است ؟

    14 سپاس: gilas، دلشاد، نخبه، kamal313، mojde، arash52، farzane، carlos، بچه مثبت، Kishe Mehr، mz56mz، هاچو هاچو، lion1360، soheyla

  • gilas

    1 سپاس: kamal313

  • دلشاد

    واقعا منم دلم براش سوخت و کاملا درکش میکنم :2:
    1 سپاس: kamal313

  • نخبه

    از هر چی بترسی سرت میاد.. :3:
    نمایش یا پنهان متناولش فکر کردم خبری از مسعود طلا شده:4:

    1 سپاس: kamal313

  • kamal313

    :2: نمیدونم فقط امید داشته باشه یکی بهتر گیرش میاد کسی که ارزش باهاش بودن رو داشته باشه :1: کسی که تورو از دست داد یا بهت خیانت کرد ارزش تورو نداشته که پیشت باشه :1: پس خودتو بی ارزش نکن هیچ وقت چون ارزش تو بیشتر از این چیزا هستش و ...
    ولی خیلی ضربه سختی خورده طفلی :2: بدر ترین ضربه ای که میشد خورد تو زندگی رو خورد :2: بعد از این اتفاق امید هاشو از دست داده برای بدست اوردن زن زندگی دوباره اینبار دیگه نمی تونه به کسی اعتماد کنه و ایمان داشته باشه به طرف
    مرور زمان خودش درست می کنه ولی به نظر من زمان تاثیر کمی داره وقتی یکی دیگه باهاش دوست بهش و ادم خوبی باشه شاید این اتفاق رو فراموش کنه
    فقط باید توجه کنه زود عاشق نشه زود عاشق بشه بدون اینکه کامل بشناستش فقط باید دعا کنه طرف ادم خوبی باشه و...
    اگه بنده خوبی باشه خدا بهترین هارو بهش میده :1:
    بعضی ها می گن می خواد خدا امتحان کنه ولی من دلیل این امتحان رو نمی فهمم :2:
    نمایش یا پنهان متنیه چیز بعضی موقع ها ادم جزای کاری که در گذشته انجام داده رو می پردازه در اینده ولی ادم متوجه نمیشه چرا این اتفاق افتاده .دنیا دار مکافاته :2:

    نمایش یا پنهان متنالبته این جمله برای ادمای پاک دل و مرد زندگی و... هست من از دوست شما خبری ندارم

    توجه داشته باشه که زود فهمیده پس هنوز دیر نشده

    1 سپاس: soheyla

  • mojde

    نقل قول: نخبه
    اولش فکر کردم خبری از مسعود طلا شده



    منم :3:

    چي بگم خداحافظي بهترين كاريه كه ميشه كرد

    1 سپاس: kamal313

  • 1 سپاس: kamal313

  • 1 سپاس: kamal313

  • carlos

    نقل قول: محسن صائب
    واقعا به مسعود چه چیزی بعنوان دلداری میتوان گفت؟

    بسوز و بساز و به روی خودت نیار . زمان کم کم قضیه رو درست میکنه (اگرنمیتونه طلاق بده)


    نقل قول: محسن صائب
    مقصر در این قضیه چه کسی است ؟

    خودِ مسعود

    1 سپاس: kamal313

  • محسن صائب

    [quote=gilas]خوش برگشتین[/quote]
    ممنون :4:
    ضمنا کارهای خیر شما هم مبارک باشه :46: [quote=دلشاد]واقعا منم دلم براش سوخت و کاملا درکش میکنم[/quote]
    دل سوختن یک بحثی هست اینکه متاسفانه مسیر زندگی یک نفر اگه نگیم عوض میشه لااقل دیدگاهش بشدت نسبت به زن و زندگی بدبینانه میشه [quote=نخبه]از هر چی بترسی سرت میاد.[/quote]
    این حرف کاملا منطقی هست
    حالا یک سوال
    توی مشهد از هر 6 ازدواج یکیش به طلاق کشیده میشه و طبق امار هایی از 5 خانواده باقی مانده 2 تای دیگشون درگیر طلاق عاطفی هستند و دچار زندگی عذاب اوری هستند
    بنظرت اینا در شروع زندگی نگاهی بد بینانه داشتند که این بلا ها بسرشون امده؟[quote=kamal313]یه چیز بعضی موقع ها ادم جزای کاری که در گذشته انجام داده رو می پردازه در اینده ولی ادم متوجه نمیشه چرا این اتفاق افتاده .دنیا دار مکافاته [/quote]
    چند وقت قبل مشابه همین موضوع رو پسری برام تعریف میکرد که البته او ناراحتیش از این بود که تا الان با بیش از 100 دخترا رابطه داشته و بخوبی میتونسته بفهمه که این دختر چکاره هست حالا مونده بوده که چطور نفهمیده این دختر که حالا همسرش شده اینکاره بوده[quote=mojde]چي بگم خداحافظي بهترين كاريه كه ميشه كرد[/quote]
    میدونی مژده خانم
    ازدواج این پسر کاملا سنتی بوده و الان هم صحبت عشق و عاشقی و اینکه دلی شکسته شده نیست
    با صحبتی که دختر کرده و مطلع شدن خانواده پسر و اینکه خانواده دختر هم اطلاع داشتند تقریبا جدایی اونا حتمی هست
    واقعا چند وقت و چند سال باید بگذره که این پسر بتونه با غرور شکسته شده خودش کنار بیاد و یا بدتر از اون این پسر دنبال انتقام گرفتم از دختری بیچاره دیگه نباشه [quote=carlos]خودِ مسعود[/quote]
    بیچاره مسعود
    یعنی او باید چکار میکرد که نکرده ؟ :7:

    3 سپاس: هاچو هاچو، kamal313، mojde

  • بچه مثبت

    خود فرد، خانواده، جامعه و ...
    اما اینکه مقصر کی بوده اصلاً مهم نیست!
    امیدوارم بتونه بهترین تصمیم رو بگیره و با واقعیت کنار بیاد
    ----------

    راستی یک سوأل فنی؟ چه جوری اطلاعات ازدواج در شناسنامه المثنی ثبت نشده بود؟

    می‌رسد روزی که بی‌هم می‌شویم ..... یک‌به‌یک از جمع هـم کم می شویم
    می‌رسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم می‌شویم
    گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... می‌رسد روزی که بی‌هم می‌شویم
    2 سپاس: هاچو هاچو، kamal313

  • farzane

    اين همه وسواس به خرج داد و ترسيد بنده خدا اینم از آخر عاقبتش که از چيزي كه ميترسيد به سرش آمد اما دخترم از اينکه شوهرش بفهمه هيچ ترسي نداشته چون اصلا براش شوهرش اهميت نداشته بعضی آدما جاي تاسف دارن خدا به خير بگذرونه
    2 سپاس: محسن صائب، kamal313

  • محسن صائب

    نقل قول: بچه مثبت
    راستی یک سوأل فنی؟ چه جوری اطلاعات ازدواج در شناسنامه المثنی ثبت نشده بود؟

    خیلی ها رو دیدم با این روش اطلاعات رو پاک کردند
    درج مشخصات صفحات دوم که مربوط به همسران :4: و فرزندان هست بعد از صدور شناسنامه توسط مامور ثبت در هنگام تحویل انجام میشه اونهم اگر داشته باشند و یا از سوی صاحب شناسنامه تقاضا بشه
    نقل قول: farzane
    اين همه وسواس به خرج داد و ترسيد بنده خدا اینم از آخر عاقبتش که از چيزي كه ميترسيد

    باور کن این پسر شاید تا قبل از ازدواج انهم بر اساس شنیده هاش یخورده نگران بود ولی در راه ازدواج اصلا وسواس و حساسیت نداش
    ت

    3 سپاس: بچه مثبت، هاچو هاچو، kamal313

  • بچه مثبت

    نقل قول: محسن صائب
    درج مشخصات صفحات دوم که مربوط به همسران و فرزندان هست بعد از صدور شناسنامه توسط مامور ثبت در هنگام تحویل انجام میشه اونهم اگر داشته باشند و یا از سوی صاحب شناسنامه تقاضا بشه
    جداً؟ بعید میدونم اینقدر راحت باشه!
    چند بار میشه شناسنامه گرفت؟؟؟ :4:

    می‌رسد روزی که بی‌هم می‌شویم ..... یک‌به‌یک از جمع هـم کم می شویم
    می‌رسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم می‌شویم
    گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... می‌رسد روزی که بی‌هم می‌شویم
    3 سپاس: محسن صائب، kamal313، mojde

  • محسن صائب

    نقل قول: بچه مثبت
    جداً؟ بعید میدونم اینقدر راحت باشه!

    متاسفانه باید گفت
    این خانه از پای بست ویران هست
    .
    من مردی رو سراغ دارم که تا به حال با این روش سه بار ازدواج کرده

    2 سپاس: بچه مثبت، kamal313

  • هاچو هاچو

    :2: ای بابا :79: فقط میتونم بگم خدا انشالله کمکش کنه :48:
    نقل قول: محسن صائب
    مقصر در این قضیه چه کسی است ؟

    نمایش یا پنهان متنمحسن صائب :4:

    نمایش یا پنهان متنشوخی کردم :83: 826 واقعا بعضی اوقات نمیشه مقصر رو شخص خاصی دونست :1:

    2 سپاس: kamal313، mojde

  • kamal313

    نقل قول: محسن صائب
    چند وقت قبل مشابه همین موضوع رو پسری برام تعریف میکرد که البته او ناراحتیش از این بود که تا الان با بیش از 100 دخترا رابطه داشته و بخوبی میتونسته بفهمه که این دختر چکاره هست حالا مونده بوده که چطور نفهمیده این دختر که حالا همسرش شده اینکاره بوده

    من از این جور دوستا زیاد دارم :2: رابطه ... برقرار می کنن چقدر ادم باید کثیف باشه که با ناموس مردم بازی کنه اگه طرف بده تو سعی کن ادم باشی حداقل :2: حرف تمامی دوستامم بخاطر این کاراشون اینه که ما ازدواج نمی کنیم ازدواج کنیم سرمون میاد :83:
    نقل قول: farzane
    اين همه وسواس به خرج داد و ترسيد بنده خدا اینم از آخر عاقبتش که از چيزي كه ميترسيد به سرش آمد

    مخالفم با این حرف اخه چه ربطی داشت ادم از چیزی که می ترسه سرش میادمن میترسم تجدید بیارم فقط خدا خدا می کردم که حداقل 7 بگیرم تا تبصره بزنم ولی نمرم خیلی بالا شدش :83: خیلی حرفای دیگه بعضی ها انقدر میترسیدن که همسرشون بهشون خیانت کنه ولی خیانتی در کار نبود بلکه یه زندگی رویایی داشتن بعضی ها میترسیدن همسرشون با یه مرد دیگه دوست بشه ولی اینطور نشد بعضی هستن 6 سال ازدواج کردن ولی بازم جفتشون میترسیدن که خیانت صورت بگیره کلا نمیشه گفت ادم از چیزی که بترسه سرش میاد :1:
    نقل قول: بچه مثبت
    چند بار میشه شناسنامه گرفت؟؟؟

    هرچندبار که شما شناسنامه ات را گم کنی :15:
    فقط یه چیز شناسنامه ای که گم کردی رو اتیش بزن که یه روزی چیزی بشه و بفهمن اون یکی شماسنامه هم هستش به مشکل جدی بر می خوری با دولت :1:
    نقل قول: farzane
    بعضی آدما جاي تاسف دارن خدا به خير بگذرونه

    باریکلا افرین حرف قشنگی زدی :39: :72:

    محسن صائب,
    کلا اقا محسن هنوز دیر نشده :1: انشالا وصله خودشو پیدا می کنه فقط باید امید داشته باشه و ناامید نباشه

    1 سپاس: هاچو هاچو

  • soheyla


    سلام و سپاس :46: .
    این روزها اینجور مسائل خیلی زیاد شده .
    به نظر من دوستتون زیادی دقیق نبوده . وحالا چوب سادگی و زودباوری خودش و میخوره .
    منم تا دیروقت پیامامو چک میکنم و پیام رد و بدل میکنم . ولی میدونید چرا ؟
    چون همسرم بدون اینکه متوجه بشم ، پیامامو باز میکنه و میخونه 368 .
    تازه همین نیست . به هرکدوم هم که خودش صلاح بدونه از طرف من جواب میده 453 .
    همین روزها دلش میخواد رمز ورود من و به سایت بوفی و هم داشته باشه تا همین کارو با پیامهای خصوصیم انجام بده ... :83:

    آقا مسعود شما باید یه دوره پیش همسرم ببینه تا بدونه چطوری زرنگ باشه .متأسفانه این روزها باید حسابی زرنگ باشی تا اینطوری سورپرایز نشی ...

    1 سپاس: هاچو هاچو

  • mojde

    نقل قول: محسن صائب
    واقعا چند وقت و چند سال باید بگذره که این پسر بتونه با غرور شکسته شده خودش کنار بیاد و یا بدتر از اون این پسر دنبال انتقام گرفتم از دختری بیچاره دیگه نباشه

    ميفهمم اما به نظر من خودشم سستي كرده چون اين چيزا احساسيه آدم زود ميفهمه يكي دلش باهاش هست يانه.
    اما خوب چيكار ميشه كرد جز يه جدايي منطقي كه كمترين ضرر رو به آينده اين آرم بزنه چون اگر دنبال انتقام باشه آيندشو به باد ميده


  • zrnznn

    متاسفم :21: ولی تجربه من میگه باید بهش بگید که اتفاقیه که افتاده الان باید بهترین مسیر رو انتخاب کنی
    کاریش نمیشه کرد گذشته رو اشتباهی صورت گرفته فکر کردن بهش خوبه چون میفهمید که کجا نخواسته بی توجه هی کردید و باعث این اتفاق شده و بزارید یه مدت به حال خودش باشه، به حال خودش منظورم اینه که خودش فکر کنه خودش شرایطتو بسنجه برا اینده اش برا زندگیش تصمیم بگیره......برا انتقام گرفتن همه چیز بسته به جنس وجودشه! اگر این طوری بار اومده و تو ذاتش باشه شما هر کاری که بخواید بکنید اون کار خودشو میکنه ولی اگر نه که الان چون عصبیه و داغه همچین صحبتهاییی مممکنه بکنه.....گناه کسی رو پای کسی دیگه ای نمینویسن و دلیل نمیشه که به خاطر اشتباه یه خانم یا اقایییییی،از کسی دیگه انتقام بگیره..... :21: بزارید خودش فکر کنه خودش به نتیجه برسه.......یه مدت بهش مهلت بدید بزارید تو خودش باشه...اشک بریزه ...به عشقش فکر کنه......خودش به نتیجه میرسه....! مطمئن باشید(البته اگر همین پسری باشه که واقعان توصیف کردید)
    نمایش یا پنهان متناین تجربه شخصی من حقیر بود :1:

    1 سپاس: هاچو هاچو
پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: