₪ انجمن بوف بوفی ₪ » تصاویر دیدنی » ✔ باز آمد بوی ماه مدرسه . . . ✚ ♪
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.


₪ انجمن بوف بوفی ₪ » تصاویر دیدنی » ✔ باز آمد بوی ماه مدرسه . . . ✚ ♪

یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com



✔ باز آمد بوی ماه مدرسه . . . ✚ ♪

308 بازدید، 16 پست، نویسنده: MAJID ART

  • MAJID ART



    تصویر در دسترس نیست


    تصویر در دسترس نیست


    تصویر در دسترس نیست


    تصویر در دسترس نیست


    تصویر در دسترس نیست


    تصویر در دسترس نیست


    تصویر در دسترس نیست


    تصویر در دسترس نیست


    تصویر در دسترس نیست


    تصویر در دسترس نیست


    تصویر در دسترس نیست



    10 سپاس: دلشاد، zrnznn، farzane، golmangoli، کوروش فسقلی، هاچو هاچو، arash52، gilas، ari 93، حورا

  • دلشاد

    مرسی داش مجید خیلی عالی بود
    2 سپاس: farzane، MAJID ART

  • zrnznn

    463 :8: 463 یکی از دوستامون که بچه کلاس اولی داشتن وقتی از مدرسه اومده مادر بزرگشو پدر بزرگش براش مرغ کشتن و اینا.... :21: حالا این مادر بزرگش که دوست ما بود داشت میفکرید و مشورت میکرد که چی کنه؟ براش آش درست کنه؟ ... چیکنه؟ تا از اونها سر تر باشه :21:
    .
    .
    .
    منو که مامانم روز اولی شوتم کرد مدرسه1046 و کسیم تحویلم نگرفت تنها چیزی که از روز اول یادمه یه بسته مداد رنگی دادنمو با یه کتاب نقاشی که سر صف به هممممون دادن و هنو که هنوزه هم کتاب نقاشیو دارممم :8: ..مداد رنگی ها هم از اونها بودن که که دو رنگه بودن یه سرشون یه رنگ بود و یه سر دیگه شون یه رنگ دیگه.......یادمه اوردمشون خونه پز مداد رنگیامو به داداشام دادم :4:

    6 سپاس: maryamlondon1، farzane، کوروش فسقلی، ari 93، حورا، MAJID ART

  • maryamlondon1

    خدا رحمت کند اونروزها :65:
    نمایش یا پنهان متننمیگم یادشون به خیر چون تکراریه تاپیک بسته میشه :4:

    3 سپاس: farzane، کوروش فسقلی، MAJID ART

  • maryamlondon1

    نقل قول: zrnznn
    از روز اول یادمه یه بسته مداد رنگی دادنمو

    اخی خدا رحمت کند اون روزها به ما هم دفتر مداد وپاکن عطری 3عدد وتراش 3عدد ویک بسته مداد شمعی ویک بسته پرگار ومخلفاتش میدادند :79: تف به روحت صدام :frustrated:

    این مداد شمعی را خیلی دوست داشتم :17:

    تصویر در دسترس نیست

    4 سپاس: zrnznn، farzane، کوروش فسقلی، MAJID ART

  • farzane

    :65: مرسیییییییییییییییییییی مجید جان عالییییییییییییییییییییییییی بود :8:
    3 سپاس: zrnznn، golmangoli، MAJID ART

  • golmangoli

    اخییییییییییییی..... :8: من اول دبستان اصلا گریه نکردم... :5: :heehee:
    تازه ظهرم به زور اومدم خووونه... 286 308 ...
    مرررسی اقا مجید خیییییییلی عااااالی بود.... 1189

    5 سپاس: کوروش فسقلی، zrnznn، ari 93، farzane، MAJID ART

  • KuRoSh

    :65: دلم برای اون روز ها
    اون روزهای که باترس ویا شادی
    پامون رو تو مدرسه می گذاشتیم
    تنگ شده
    خیلی
    خیلی زیاد تنگ شده
    ای کاش می شد دوباره برگشت
    ای کاش می شد دوباره از نو شروع کرد

    وقتی که اینا رو می ببینم یاد گذشته ها می افتم که روزی ما هم گذروندیم ولی نه این گونه که کودکان امروز می گذرانند
    باترس از معلم و مدیر :4:

    3 سپاس: zrnznn، farzane، MAJID ART

  • هاچو هاچو

    تصویر در دسترس نیست

    6 سپاس: zrnznn، arash52، golmangoli، ماهی، farzane، MAJID ART

  • zrnznn

    هاچو هاچو,
    بچه تنبلها اصولان اینطورین :15: هاچو این حس تو بود دیگه! :50:

    4 سپاس: هاچو هاچو، golmangoli، farzane، MAJID ART

  • zrnznn

    هاچو هاچو,
    بچه تنبلها اصولان اینطورین :15: هاچو این حس تو بود دیگه! :50:
    نقل قول: maryamlondon1
    این مداد شمعی را خیلی دوست داشتم

    الهی مامان مریممم :8: میدونی من اون موقع چی دوست داشتم؟؟؟؟
    من با مداد شمعی زیاد حال نمیکردم...ولی عوضش همیشه تا موقعی که برام خریدن در حسرت اون مداد رنگی ها بودم که تو یه جعبه فلزی بودن :65: ما تو مدرسه دولتی بودیم همه بچه ها در یه سطح بودن معمولان البته مثلان ما تقریبان اوضاع خوبی داشتیم نسبت به بقیه ولی یه دختره تو کلاسمون بود خیلی پولدار بودن یادم نمیره همه بچه ها مداد رنگیاشون تو جعبه های مقواییی بودن حالا یا 6 تایی یا 12 تاییی یا بیشتر ولی این همیشه چیزهاش با ما فرق میکردن :2: اولین بار اون مداد رنگیها رو دست اون دیدم فکر کنم 36 تاییی بودن یا کمتر بیشتر دقیق یادم نیست احتملان اگر هم 12تایی بودن چون من حرس می خورد بیشتر میدیدمممممشون :4:
    خلاصه در حسرت اونها بزرگ شدیم :83: یادمه این بسکویتهای شیرین عسل هم که اومدن ما اول راهنماییی بودیم تازه اومده بودن تو بازار همیشه زنگ تفریح این دختر از اونها میخورد :85: خلاصه این از اول دبستان تا سوم راهنماییی با ما بود و هی ما بایستییییییی حرص میخوردیممممممممم :43: :4: عجب دوران شیرینییییییییییییییی بود

    2 سپاس: farzane، MAJID ART

  • هاچو هاچو

    نقل قول: zrnznn
    بچه تنبلها اصولان اینطورین هاچو این حس تو بود دیگه!

    نخیر خانوم من معدل دیپلمم نزدیک 19 بود همیشه شاگرد اول بودم :45:

    2 سپاس: farzane، MAJID ART

  • 2 سپاس: farzane، MAJID ART

  • ari 93

    وااااااااااااااااااای اقا مجید...اشکمون رو در اوردی.. :17:
    اون روز اول گریه نکردم...فقط روز اخر خیلی گریه کردم دوست نداشتم از دوستام جدا بشم...
    وااااااااااااااااااااااای خدایا چه روزایی قشنگی بود... 391 دلم میخواد برگردم به همون موقع ها...
    370
    ممنون که خاطره ی اون روزا رو یه بار دیگه زنده کردی..1189

    3 سپاس: golmangoli، farzane، MAJID ART

  • حورا

    مرسی یادش بخیر :46:
    1 سپاس: farzane
پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: