₪ انجمن بوف بوفی ₪ » هنر و ادبیات » راز شقایق
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.



یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com

1 2


راز شقایق

222 بازدید، 24 پست، نویسنده: ماهی

  • ماهی

    یکی از زیباترین شعرهایی هست که تا حالا خوندم..امیدوارم شما هم خوشتون بیاد :8:

    شقایق گفت با خنده : نه تب دارم ، نه بیمارم
    اگر سرخم چنان آتش ، حدیث دیگری دارم
    گلی بودم به صحرایی ، نه با این رنگ و زیبایی
    نبودم آن زمان هرگز ، نشان عشق و شیدایی

    تصویر در دسترس نیست

    یکی از روزهایی که زمین تب دار و سوزان بود
    و صحرا در عطش می سوخت ، تمام غنچه ها تشنه
    و من بی تاب و خشکیده ، تنم در آتشی می سوخت
    ز ره آمد یکی خسته ، به پایش خار بنشسته
    و عشق از چهره اش پیدای پیدا بود

    تصویر در دسترس نیست

    ز آنچه زیر لب می گفت : شنیدم ، سخت شیدا بود
    نمی دانم چه بیماری به جان دلبرش
    افتاده بود ، اما طبیبان گفته بودندش
    اگر یک شاخه گل آرد ، ازآن نوعی که من بودم
    بگیرند ریشه اش را ، بسوزانند
    شود مرهم برای دلبرش ، آندم شفا یابد


    چنانچه با خودش می گفت ، بسی کوه و بیابان را
    بسی صحرای سوزان را ، به دنبال گلش بوده
    و یک دم هم نیاسوده ، که افتاد چشم او ناگه به روی من
    بدون لحظه ای تردید ، شتابان شد به سوی من
    به آسانی مرا با ریشه از خاکم جدا کرد و
    به ره افتاد و او می رفت ، و من در دست او بودم
    و او هرلحظه سر را رو به بالاها
    شکر می کرد ، پس از چندی
    هوا چون کوره آتش ، زمین می سوخت
    و دیگر داشت در دستش تمام ریشه ام می سوخت
    به لب هایی که تاول داشت گفت : چه باید کرد؟
    در این صحرا که آبی نیست
    به جانم ، هیچ تابی نیست
    اگر گل ریشه اش سوزد که وای بر من
    برای دلبرم ، هرگز دوایی نیست

    تصویر در دسترس نیست

    واز این گل که جایی نیست ، خودش هم تشنه بود اما
    نمی فهمید حالش را ، چنان می رفت و
    من در دست او بودم ، و حالا من تمام هست او بودم
    دلم می سوخت ، اما راه پایان کو ؟
    نه حتی آب ، نسیمی در بیابان کو ؟
    و دیگر داشت در دستش تمام جان من می سوخت
    که ناگه روی زانوهای خود خم شد ، دگر از صبر او کم شد
    دلش لبریز ماتم شد ، کمی اندیشه کرد ، آنگه
    مرا در گوشه ای از آن بیابان کاشت

    تصویر در دسترس نیست

    نشست و سینه را با سنگ خارایی
    زهم بشکافت ، زهم بشکافت
    اما ! آه صدای قلب او گویی جهان را زیرو رو می کرد
    زمین و آسمان را پشت و رو می کرد
    و هر چیزی که هرجا بود ، با غم رو به رو می کرد
    نمی دانم چه می گویم ؟ به جای آب ، خونش را
    به من می داد و بر لب های او فریاد
    بمان ای گل ، که تو تاج سرم هستی
    دوای دلبرم هستی ، بمان ای گل

    تصویر در دسترس نیست

    و من ماندم نشان عشق و شیدایی
    و با این رنگ و زیبایی
    و نام من شقایق شد
    گل همیشه عاشق شد

    تصویر در دسترس نیست

    17 سپاس: diver20، علیرضا، دلشاد، بچه مثبت، mz56mz، KuRoSh، sib، zrnznn، taha_1990، حورا، شهلا، هاچو هاچو، mahsa joon، kamal313، ژنرال، gilas، arash52

  • دلشاد

    مرسی آبجی ماهی قرمزی زیبا بود
    2 سپاس: diver20، ماهی

  • بچه مثبت

    نقل قول: ماهی
    به جای آب ، خونش را
    به من می داد و بر لب های او فریاد
    بمان ای گل ، که تو تاج سرم هستی
    دوای دلبرم هستی ، بمان ای گل
    208 :bachemosbat: 208

    می‌رسد روزی که بی‌هم می‌شویم ..... یک‌به‌یک از جمع هـم کم می شویم
    می‌رسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم می‌شویم
    گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... می‌رسد روزی که بی‌هم می‌شویم
    2 سپاس: diver20، ماهی

  • diver20


    درود بر شما بزرگوار گرامی :50:
    سپاس از شعرتون :4:

    1 سپاس: ماهی

  • mz56mz

    خيلى زيبا بود عمو جان :65:
    1 سپاس: ماهی

  • KuRoSh

    :4: هی یادش بخیر الان زیر خروار ها صفر و یک خوابیده :23: در اثر عملیات های انتحاری امین :4:


    شعر قشنگی تا دیدم یاد این قسمت آخرش افتادم
    اسم من شقایق شد
    گل همیشه عاشق شد
    این قسمتش خیلی قشنگه به نظرم

    1 سپاس: ماهی

  • taha_1990

    ماهی,
    خیلی زیبا بود
    مرسی ماهی خانوم عزیز :1:

    1 سپاس: ماهی

  • حورا

    خیلی قشنگ بود مرسی ماهی خانم :46:

    چند روزه زمینه ذهنم درگیر گل شقایق و قاصدک شده اما امتحان دارم وقتش نبود سرچ کنم

    خیلی بجا بود :65:

    1 سپاس: ماهی

  • هاچو هاچو

    چرا انقدر زیبا بود؟! :79:
    1 سپاس: ماهی

  • شهلا

    سلام
    تشکر بخاطر انتخاب زیبایی که داشتی :1:

    1 سپاس: ماهی

  • ماهی

    دلشاد,
    :46:
    نقل قول: بچه مثبت
    208

    208
    نقل قول: diver20
    سپاس از شعرتون

    سپاس از حضورتون :1:
    mz56mz,
    مرسی عمو :8:
    KuRoSh,
    sib,
    zrnznn,
    :46:
    نقل قول: taha_1990
    مرسی ماهی خانوم عزیز

    خواهش می کنم دوست خوبم :46:
    نقل قول: حورا
    خیلی بجا بود

    خوشحالم که لذت بردی :8:
    نقل قول: هاچو هاچو
    چرا انقدر زیبا بود؟!

    منم همین فکرو می کنم671
    نقل قول: شهلا
    تشکر بخاطر انتخاب زیبایی که داشتی

    ممنون از نظرت دوست من :8:

    نمی دونم شاعرش کیه ولی هر کی هست خیلی زیبا گفته :8:

    4 سپاس: taha_1990، KuRoSh، هاچو هاچو، حورا

  • mahsa joon

    اي جانم مرسي ماهي جونم .
    خيلي لطيف بود.
    قربونت برم .... 786 1153 1153 1014 1014 1014

    1 سپاس: ماهی

  • kamal313

    1 سپاس: ماهی

  • gilas

    1 سپاس: ماهی

  • ماهی

    نقل قول: ژنرال
    قربونت برم ....

    :11:
    ژنرال,
    kamal313,
    :46:
    نقل قول: gilas
    لذت میبریم

    نوش جان :8:

    1 سپاس: gilas

  • arash52

    انتخاب بسيار خوبي بود
    شعري دلنشين و غمناك و فلان و ازاين حرفا :46:

    1 سپاس: ماهی

  • هاچو هاچو

    نقل قول: ماهی
    منم همین فکرو می کنم 671

    به نتیجه ای هم رسیدی؟ :79:

    1 سپاس: ماهی
پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: