ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
ari 93
مشق زندگی
ساعت ، بمان ، نرو
دیگر زمان زیادی نمانده است
باید کمی ستاره ببینم در آسمان
باید نهال خنده بکارم بروی لب
تا انتهای خط ، راهی نمانده است
تیک تاک عمر من
آه ای دقیقه های عجول و فراری ام
رخصت نمی دهید؟
باید برای خنده بیابم بهانه ای
ای لحظه های عزیزم ، شما چرا
فرصت نمی دهید ؟
بر من چه کارهای زیادی که مانده است
زین خیل آرزوهای فراوان دوردست
ناگه چه دیر شد !
زین فرصتی که نمی آیدم بدست
آخر کجا شدند
ایوان و چای و حوض
وآن کودکی که پر از خاطرات سبز
از دست رفته اند ؟
ساعت تو را به جان عقربه هایت ، بمان ، نرو
باید کمی بنفشه بکارم کنار حوض
باچتر های بسته ، بجویم سرشک ابر
آیینه ، خنده های من از یاد برده است
باید دوباره بیابم نشان عشق
گویی که سالهاست
من با کسی ، که نه ،
گویی که با خودم
من قهر بوده ام
دیگر لواشکی به دلم پر نمی کشد
قاشق زنی به پشت پنجره ، قاشق نمی زند
بادبادکی به آسمان سپیدم نمی رود
دیگر دلم ، ز روی آتش گرمی نمی پرد
قلک شکستنی ، مرا به ثروت بی حد نمی برد
اینک ، من و دقایقی که پر از شاید و اگر
در انتظار چه ؟
خود نیز مانده ام
بی پرده با تو بگویم عزیز دل
یک شب ، چه کودکانه به خوابی سپید و پاک
ناگه چنین بزرگ ، من از خواب جسته ام
در این زمانه آدم بزرگ ها
من ، سخت گشته ام
گوئی کسی ، شبانه کودکیم را ربوده است
از آن همه امید و خنده و احساس پاک و ناب
از لذت نشستن در حوض لحظه ها
چیزی نمانده است
...
باید شروع کنم
حتی اگر به آخر خط هم رسیده ام
یک نقطه می نهم
اینک منم
بر پا و استوار ، در آغاز خط نو
خوش خط تر از گذشته
آری منم که دفتر عمرم نوشته ام
بد خط ، سیاه ، خط خورده
کسی را گناه نیست
آه ای خدای من
از دفتر حیاتی چند برگ عمر من
چند صفحه مانده است ؟
دیگر گلایه بس
باید دوکاسه آب ، بریزم به پشت سر
باید دوباره عاشقانه نفس را فرو برم
باید که بی بهانه ، بخوانم ترانه ای
تا هست دفتری
تا مانده برگ نو
باید تمام ورق های رفته را
خط خورده یا سیاه ، دیگر ز یاد برد
دیگر مداد رنگ سیاهی نمی خرم
یک جعبه آبرنگ
آری مداد رنگی و نقاشی حیات
آبی آسمان
سرخی به گونه ها
زردی به آتش و سبزی به زندگی
اینک منم ، قلم به دست
خطاط لحظه ها
نقاش عمر خود
ساعت نماند و رفت
در این دو روز عمر
پیروز آن کسی
که در دفتر حیات
تکلیف هر چه بود
این مشق زندگی
زیبا نوشت و رفت
دلشاد
serpent
Ahora Quien
♥Rose♥
ari 93
اره باید زود جنبید
حورا
AGM92
عکس هم زیبا بود
ari 93
تو که باز اب روغن قاطی کردی...بابا دست بردار!!!!اصلا دیگه نباید اجازه بدم شعرها رو بخونید!!!!!!!!!
AGM92
mahsa joon
ari 93
اره خنده قشنگه حتی الکی...پس حالا که اینجورخ دیگه نه شعر قبلیام رو بخون نه بعدیا رو
baron jon
ari 93
zrnznn
آخرین ورود: امروز, 07:39
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→