₪ انجمن بوف بوفی ₪ » زنان و مردان » طلاق گرفته ام یا جذام؟
آبان
9
ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شده‌اند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفته‌اند.
ثبت‌نام و ارسال نوشته در این وب‌سایت امکان‌پذیر نیست. چنانچه نوشته‌ای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، می‌توانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.


₪ انجمن بوف بوفی ₪ » زنان و مردان » طلاق گرفته ام یا جذام؟

یک نت روی دیوار انجمن pAshMak
1 هفته پیش

آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com

1 2


طلاق گرفته ام یا جذام؟

2787 بازدید، 24 پست، نویسنده: maryamlondon1

  • محسن صائب

    نقل قول: zrnznn
    شاید اینطور باشههههه......ولی گناه من چیه؟ چرا من باید به پای اشتباه دیگران بسوزمم؟ چرا نباید چون اسم...رومه حتی نتونم با دوستام راحت رفت و آمد کنم؟؟؟ چرا هی من باید مواظب اخلاق و رفتارم باشم؟ چرا نمیتونم برا خودم خوش باشم؟
    چرا نمیتونم از چیزی شاد باشم؟ چرا هی باید مواظب چشم غره مامانم باشم تو رفت و امد ها و دور هم نشینی ها؟

    بزرگواری کردی و اینطور کامل حرفهات رو نوشتی
    تشکر ویژه منو پذیرا باش :46:
    نقل قول: zrnznn
    مگه زندگی فقط تو ازدواج خلاصه میشه؟

    کاملا موافق فرمایش شما هستم
    ولی یک سوال
    قبول دارید ازدواج موفق ، برای یک زن و یا یک مرد میتونه بهترین انگیزه و بیشترین شور و نشاط رو ایجاد کنه؟
    نقل قول: zrnznn
    به چه زبونی باید گفت یه بار تجربه کافیههههههههههههههه!نمیخوام دیگه!

    نمیدونم دیدگاهتون در رابطه با سوال بالایم چه هست ؟
    ولی اگه موافق باشید
    فکر نمیکنید با یک شکست نبایستی به این زودی عقب بکشید
    من از فرمایشات شما اینطور استنباط کردم که متاسفانه شکست شما باعث شده انچنان تصویر منفی از ازدواج در روح و ضمیر شما شکل بگیرید ، که نتوانید برای اینده خودتون تصمیم درست و به جا بگیرید ؟
    نقل قول: zrnznn
    حالام بهم میخوره که از ته دل برام ارزوی خوشبختی میکننن(خوشبختی از نظر اونها یعنی ازدواج)

    :83: :83:
    ببخش خنده ام برای خاطره ای از خودم هست
    من 8سال بچه نداشتم در طی این مدت مهمترین و ازار دهنده ترین مشکل ما همین دعا کردن ها و ارزوی بچه دار شدن ما بود :14:
    چپ میرفتیم و راست میرفتیم ، دعا شون این بود
    انشاا.... خدا بهتون بچه بده و یا انشاا.... سال دیگه با بجه تون اینجا باشید
    کاملا فرمایش شما رو درک میکنم
    نقل قول: zrnznn
    درک بهتر....برا این که بفهمید من هیچ حقی تو جامعه ام ندارم ....ولی به جرمی که نمیدونم چیه؟

    نمیدونم شما چند وقت هست که مطلقه شدید ولی بنظرم شما الان در دوران گذار هستید و انشاا.... با عبور از این دوران ، شما و اطرافیانتون بهتر شرایط رو درک خواهید کرد و زندگی برای شما مسیر بهتری رو رقم خواهد زد
    نقل قول: ♥Rose♥
    همسرش همجنس باز هست و تقریباً یکسالی طول کشید که طلاق بگیره

    الان حدود 60 درصد طلاق ها بخاطر مشکلات جنسی زوجین هست . تقریبا حدود 30 درصد خانمها سرد و 50 درصد اونا معمولی و 20 درصد اونا گرم هستند( البته این امار در استانهای مختلف کاملا فرق میکند) و در مردها که این امار تقریبا مشابه هست . در خیلی از مواقع یک زن سرد ( سردی در بعضی از خانمها به صورتی هست که تا اخر عمر پا به مرحله ارضا جنسی نمیگذارند) با یک مرد گرم و یا برعکس یک مرد سرد با یک زن گرم ازدواج میکنند . متاسفانه در اکثر مواقع زندگی این افراد یا منجر به جدایی میشود و یا دچار انحراف میگردد. حالا اضافه کنید به این مشکلات انحرافات جنسی( خود ارضائی؛ همجنسگرایی، دگر جنس گرایی.........) ببیند مشکلات سر به کجا میگذارد
    البته خوشبختانه مراکز مشاوره ای برای قبل از ازدواج در بعضی از شهر ها تشکیل شده که میتوانند تا حدود زیادی پی به تفاوت ها ببرند
    نقل قول: zrnznn
    به خدا همیشه بیش از اندازه مراعات میکنم... هیچ وقت به هیچ مردی تو دنیایی واقعی اجازه نمدم پاشو فراتر از حد خودش بزاررررر........

    صوفی از باده به اندازه خورد نوشش باد *** ورنه اندیشه این کار فراموشش باد
    ما ادمها یکسری اعمال و حرکات رو به خودمون تحمیل میکنیم . مثلا من همیشه باید با کت و شلوار باشم و یا فلان خانم باید همیشه با چادر باشد و یا کسی دیگه باید میکاپ کامل داشته باشد و بعد بیرون برود .
    این رفتار و اعمال در صورتی که تحمیلی باشد ( حتی توسط خودمون به خودمون) موجب اسیب فراون به روح و روانمون میشود .
    باز هم تشکر از این تاپیک جالب و اموزنده :46:

    1 سپاس: ♥Rose♥

  • ♥Rose♥

    محسن صائب,
    اونها اصلاً مشکل جنسی نداشتند، بلکه پسره از سن 14 سالگی شروع به همجنس بازی کرده بود، در حال حاضر هم خونش شده پاتوق دخترا و پسرا، شیشه و کراک هم میکشه
    البته موقع تحقیقات، عموی دختر خاله ام تا حدودی متوجه شده بود و تذکر داده بود ولی چشمای دختر خالم کور شده بود، هیچگونه راهنمایی رو نمیپذیرفت و خودش تصمیم گرفت و این شد آخر و عاقبتش ...

    1 سپاس: محسن صائب

  • zrnznn

    نقل قول: محسن صائب
    قبول دارید ازدواج موفق ، برای یک زن و یا یک مرد میتونه بهترین انگیزه و بیشترین شور و نشاط رو ایجاد کنه؟

    بله قبول دارم...البته با تاکید برا اینکه گفتید یه ازدواج موفق

    نقل قول: محسن صائب
    تصویر منفی از ازدواج

    نه فکر کنم من نتونستم منظورمو درست بیان کنم......
    من اصلاً مخالف ازدواج نیستم و خودم دور و اطرافیای مجرد رو چه دختر و چه پسر تشویق میکنم که در صورت به وجود اومدن یه موقعیت مناسب حتماً ازدواج کنن...........و شخصاً اگر خودم هم بر گردم به دوران قبل باز هم ازدواج خواهم کرد(البته با چشم و گوش بازتررررر)

    و اصلاً هم از این که همچین تجربه ای رو دارم ناراحت نیستمممممممممم
    ولی برای من همین کافی بود.... (حالا بنا به شرایطی و افکاری که دارم و راهی که انتخاب کردم....من تمایلی به تجربه دوباره ندارم و البته شاید حرف شما هم مبنی بر بدبینی کمی درست باشه ولی من حس میکنم با عرض معذرت پسر های این دوره زمونه .بازم میگم با عرض معذرت .بببخشید : مرد نیستن که من بخوام در موردشون فکر کنم....به خدا قصد توهین ندارم ولی همیشه اه و حسرت غیرت و مردونگی ...مرد های به سن پدرم و قبل از اون رو میخورم .....نمیدونم ....ولی خواهش میکنم ناراحت نشید من :
    پسر های این دوره رو مرد زندگی نمیبینم..شرمنده اینقدر پروپروو حرف زدم)

    نقل قول: محسن صائب
    صوفی از باده به اندازه خورد نوشش باد *** ورنه اندیشه این کار فراموشش باد
    ما ادمها یکسری اعمال و حرکات رو به خودمون تحمیل میکنیم . مثلا من همیشه باید با کت و شلوار باشم و یا فلان خانم باید همیشه با چادر باشد و یا کسی دیگه باید میکاپ کامل داشته باشد و بعد بیرون برود .
    این رفتار و اعمال در صورتی که تحمیلی باشد ( حتی توسط خودمون به خودمون) موجب اسیب فراون به روح و روانمون میشود .

    بازم میگم منظورم این نیست و انگار تو این قسمت هم نتونستم حرفامو درست بیان کنم.....به هیچ وجه چیزی به من تحمیل نشده و همه رفتار هام به انتخاب خودمه......(به بیان واضح تر ترجیح میدم پوششش هر جا مناسب خودش باشه...لباس من تو عروسی مممکنه لباسی باشه که وقتی کسی منو با اون چادر بببینه و نشناسه تعجب کنه..البته بازم میگم از اون چادریایی که فقط دماغشون بیرونه نیستم)
    انتخاب پوشششم به عهده خودم بوده و شاید اگر بگم تو خانواده پدری و مادریم من از نظر ظاهر از همه پوشششم کاملتره دروغ نگفتم....ولی واقعاً من اینطور راحت ترم و اگر تا به الان متوجه شده باششید کلاً ادم راحتی هستم و نخواستم هیچوقت برا رضایت دیگران خودمو معذب کنم و همیشه سعی کردم اول تو ذهن خودم مورد قبول باشه و بعد اجرا کنم.

    2 سپاس: محسن صائب، jaj
پاسخ سریع   پاسخ   
1 نفر در حال مشاهده اين تاپيک هست: 1 ميهمان، 0 کاربر: