شاید برای شما هم پیش بیاد ممکنه همه ی ما آدما توی شرایطی مجبور شیم دروغ بگیم...مخصوصا توی محیط های کاری و شاید خیلی جاهای دیگه..همیشه به ما گفتن دروغ خیلی بده..دروغگو میره جهنم ولی خداییش همونایی که بیشتر ما رو بر حذر کردند بیشتر دروغ گفتند امروز خودم توی همچین آمپاسی قرار گرفتم
▧ تصویر در دسترس نیست
چند وقتی هست که متوجه شدم پسرم به راحتی دروغ می گه..دروغای الکی در حد انکار مثلا دیدن یه برنامه یا هر چیز کوچیک دیگه..نگران شده بودم ولی نمی خواستم روی این قضیه زووم کنم تا اینکه: امروز متوجه شدم در مورد معدل امسالش به پدرش دروغ گفته.. البته در حد نیم نمره..از اونجا که آوردن معدل بیست برای سمپادیها کار آسونی نیست و منم اصلا بهش برای آوردن معدل بیست اصرار نکردم و اونایی که معدل بیست میارن همه ش با زور معلم خصوصی و ..هست امسال معدلش نزدیک به 19.5 شد..اما پدرش قول داده بود که با معدل بیست براش مانیتورش و کامپیوترش رو ارتقاء میده... اگر می دونستم این شرط رو گذاشته قبلا باهاش صحبت می کردم و توضیح می دادم که این روش درست نیست...بچه رو شرطی نکن حالا اون کامپیوتر و مانیتور عوض شدند ولی... امروز پدرش ازم خواست که کارنامه ش رو براش بفرستم تا از طرف محل کارش توی مجله اسمش رو بنویسن...و خلاصه به این شکل متوجه شدم که معدلش رو به باباش دروغ گفته.. البته من ضایع ش نکردم و طوری صحبت کردم که آخرش نفهمید معدل بچه چند شده به طور شفاف نپرسید منم بطور شفاف جواب ندادم البته فکر کنم حس کرده بود ولی به روی خودش نیاورد ولی لازم دونستم که با م.امین صحبت کنم و دیدم وقتشه بهش هشدار بدم که به این قضیه عادت نکنه و دیگه اینکه یه دروغ که میگی صد تا دروغ دیگه باید پشت سرش بگی و یه وقتایی به دست آوردن حس اعتماد از دست رفته دیگه کار آسونی نیست و احساس کردم حمایت من از دروغگوییش کارو خراب می کنه..موندم باید ضایع ش می کردم یا نه..قبلا بهش هشدار داده بودم وقتی دروغی می گه از من نخواد که تاییدش کنم چون این کارو نمی کنم... ولی خب چندین بار به دخترخاله ش دروغ گفته بود و من نا خواسته دلم نیومده بود خیطش کنم اما در نهایت وقتی توی یاهو باهاش صحبت کردم دیدم که چطور دروغگویی بچه ها ریشه در رفتارهای خودمون داره...هم خنده م گرفته هم دلم گرفته بخشی از مکالمه مون رو براتون می گذارم man : . .
khob khastam behet begam man nemitoonam vaghti dooroogh migi hemayat konam azat say kon in akhlaghet ro avaz koni rast goftan kheili asoontare
pesaram : vghti todorogh migofti man hemayat mikardam hala ham to bya hemayat kon
man: key? koja?
pesaram: vaghti mikhastim berim ...man dorogh nagoftamvali harfe to ro taid kardam to ham bayad hamin karo koni
▧ تصویر در دسترس نیست
man: koodoom harf
masalan be babam gofti ke in govahi bara sakhtemone manam goftam are hala man migam 20 shodam to ham bego are
بچه ی سرتق! اینجا بود که بدجوری گیر افتاده بودم و توی آمپاس شدیدی قرار گرفته بودم... و نمی دونستم چی بگم...خب حالا اگر هر حرفی می زدم میشد توجیه اشتباهی که کردم.ولی به خدا من مجبور بودم اون دروغ الکی رو بگم.اون دروغ به کسی آسیب نمی زد و فقط باعث میشد کار هردومون بیفته روی غلطک.. به هر حال دست بالا پاشدم و گفتم تو چرا همون موقع به من تذکر ندادی؟ مثل الان که من دارم به تو تذکر می دم..شاید با همفکری هم یه راه حل بهتری پیدا می کردیم و تلافی اون آمپاس رو سرش در آوردم
به هر حال نیم ساعتی در این مورد صحبت کردیم و نتیجه گرفتیم که همیشه راه حل های بهتری از دروغ گفتن شاید وجود داشته باشه...بهتره آسونترین و به درد نخورترین راه حل رو انتخاب نکنیم..و همینطور قرار شد امشب قبل از خواب قصه چوپان دروغگو رو برای پسرِ خرس گنده ی خودم بگم
امــــــــــــــــــــــــا... توی دنیای امروزی توی محیط کارم خیلی وقتا از راستگویی و صداقت ضربه خوردم.و به چشم خودم دیدم که اونایی ماهرانه دروغ می گن و تا آخرش دروغشون رو مدیریت می کنن موفق تر هستند..یه وقتایی با خودم فکر می کنم زیاد بهش سخت نگیرم..بد نیست که بلد باشه یه جاهایی جاده خاکی بره....من بزرگترین ضربه ی زندگیم رو از صداقت خوردم و حالا هنوزم نمی دونم دروغ گفتن اینقدرا هم که میگن بد هست یا نه؟
چند وقت پیش داستان جالبی در مورد پینوکیو خوندم که برام جالب بود. اگر وقت کنم تاپیکش میکنم. ----
دروغ گفتن پسندیده نیست و از اون بدتر دروغگو بودنه! جز راست نباید گفت. هر راست نشاید گفت! اگر تو آمپاس بودی بپیچون، دروغ نگو ----
یادم باشه سر فرصت ازت بپرسم :اون گواهی برای چی بود؟ بزرگترین ضربه زندگیت چی بوده؟
میرسد روزی که بیهم میشویم ..... یکبهیک از جمع هـم کم می شویم میرسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم میشویم گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... میرسد روزی که بیهم میشویم
من هم با دروغ گفتن مخالفم اما بعضى از جاها متاسفانه دروغ گفتم البته دروغى كه به هيچ كس آسيب نرسيده و موضوع تمام شده اما در مورد موضوع محمد امين عزيز احساس كردم نبودن اون حس رفاقتى بين فرزند و پدر مجبورش كرده كه دروغ بگه براى رسيدن به اون هدف . اگر احساس رفاقت وجود داشت مطمعن هستم كه راستش رو به پدرش ميگفت و از او خواهش ميكردم كه اون نيم نمره رو ناديده بگيره و مانيتور رو براش بخره . واما در مورد مكالمه شما چرا از حروف لاتين استفاده ميكنيد فارسى بنويسيد بهتره عمو جان
چیزی که مشخصه دروغ گفتن کار بدی هستش..شاید به نظرت اونایی که دروغشون رو مدیریت کردن موفق اومدن ولی بدون بالاخره یه جا واسه دروغشون تو درد سر میفتن...میخواستم واسه راه حلت بگم واسش یه داستان تعریف کن و لابلای داستان بهش بفهمون که این کار خوبی نیست چون بچه ها با داستان خیلی ارتباط برقرار میکنن..وقتی دیدم خودت یه همچین ایده ای داری خیلی خوشم اومد..البته بچه ها بیشتر اوقات از روی بی اطلاعی این کار رو میکنن و یکم که بگذره به ناپسندی این کار پی میبرن و درست میشن ولی به عقیده من اگه بتونی امشب داستانت رو خوب تعریف کنی خیلی میتونه تاثیر گذار باشه
به طور کلی دروغ گفتن غلطه و توجیه و تبصره و حالت خاص هم نداره - 3
نه یعنی واقعا میخوام بدونم اون سه نفری که 100% به این گزینه رأی دادن واقعا توی عمرشون دروغ نگفتن؟ خودشونو معرفی بکنند من پشت سرشون نماز میخونم
یکی از دوستای بابام بنگاه املاک زده بود و جلوش نوشته بود در اینجا اصلا دروغ گفته نخواهد شد. بابام هم بهش گفتن بفرما اولین دروغتو گفتی
ولی من تا وقتی که به کسی ضربه نزنم و با این کار به کسی ضرری نرسه و ببینم با این حرفم مشکلی پیش نمیاد سعی میکنم حرفمو طوری بزنم که کارم راه بیفته... ولی به هر کسی که دروغ بگم به همسرم دروغ نمیگم حتی اگه به ضررم باشه
والا چی بگم . روم سیاه . من خودم یه دروغگوی قهّارم . تو کل زندگیم کلی دروغ گفتم . بزرگ و کوچیک . ولی با دروغام به کسی صدمه ای نزدم . مثلاً چیزی شکستم و داغون کردم زدم زیرش . جائی رفتم و به دروغ گفتم جای دیگه بودم و ... آخه خانواده ی من اینقدر سخت گیر بودن که برای رفتن به خونه ی دوستام هم مجبور بودم دروغ بگم . گاهی وقتا چنان دروغائی گفتم که خودم باورم شده . هر چقدر هم آدم سالمی باشی ناگزیری که یه وقتائی یه سری دروغ بگی . ولی درمورد همسرم این موضوع فرق میکنه . چون بهش دروغ نمیگم . اصلاً . بعضی وقتا با اینکه میدونستم اگه راستش و بگم جنگمون میشه ولی بازهم راستش و گفتم . زندگی مشترکی که توش دروغ باشه به هیچ دردی نمیخوره . واما درمورد تربیت بچه نمیتونم نظری بدم چون بچه ندارم . ولی یه روش خیلی توپ بهتون پیشنهاد میکنم . یه سری دروغ به پسرتون بگید . دروغهائی که مطمئن باشید پسرتون متوجهشون خواهد شد . دروغهائی که بعد از فهمیدنش خیلی ناراحت بشه که چرا بهش دروغ گفتید . اونوقته که تذکرات لازم و بهش بدید و در مود مضرات دروغ براش بگید . وقتی متوجه باشن درمقابل دروغهائیکه میگه دروغهائی هم میشنوه دیگه اینکارو نمیکنه . البته انشاءالله ... .
یادم باشه سر فرصت ازت بپرسم :اون گواهی برای چی بود؟
برای رفتن .... گواهی رضایت پدر رو می خواستن دو ماه بیشتر وقت نداشتم تا ترجمه می کردم می فرستادم اونور دنیا زمان لازم داشتم فرصت نداشتم وایستم با راست گفتن و منطق راضیش کنم چاره ای نبود جز دروغ
نقل قول: بچه مثبت
بزرگترین ضربه زندگیت چی بوده؟
باشه سر فرصت توضیح می دم..
نقل قول: mz56mz
واما در مورد مكالمه شما چرا از حروف لاتين استفاده ميكنيد فارسى بنويسيد بهتره عمو جان
عمو جونم اون انگلیسی م ینویسه منم مجبور شدم بنویسم..البته فینگیلیشی هست در مورد اون فرمایشتون هم متاسفانه کاملا قبول دارم... هاچو هاچو, فقط باید یه فیلم از قصه گفتن براش توی این سن و سال بگیرم پس فردا به زنش نشون بدم serpent, دلشاد,
نقل قول: مخلوط کن
،تربیت بچه خیلی خیلی سخته .
آخ واقعا سخته نغمه,
نقل قول: Kishe Mehr
نه یعنی واقعا میخوام بدونم اون سه نفری که 100% به این گزینه رأی دادن واقعا توی عمرشون دروغ نگفتن؟ خودشونو معرفی بکنند من پشت سرشون نماز میخونم
واما درمورد تربیت بچه نمیتونم نظری بدم چون بچه ندارم . ولی یه روش خیلی توپ بهتون پیشنهاد میکنم . یه سری دروغ به پسرتون بگید . دروغهائی که مطمئن باشید پسرتون متوجهشون خواهد شد . دروغهائی که بعد از فهمیدنش خیلی ناراحت بشه که چرا بهش دروغ گفتید . اونوقته که تذکرات لازم و بهش بدید و در مود مضرات دروغ براش بگید . وقتی متوجه باشن درمقابل دروغهائیکه میگه دروغهائی هم میشنوه دیگه اینکارو نمیکنه .
مرسی از صداقتت سهیلا جون.. راستش مطمئنم یه روزی اتفاقی می افته که از دروغ گفتنش پشیمون میشه..ولی امیدوارم اون اتفاق ضربه سنگینی بهش نزنه..حالا هر چی من بگم و مثال بزنم و قصه های پند آموز بگم براش فایده چندان زیادی نداره...باید خودش به این نتیجه برسه
ماهی, اصلا ازت توقع نداشتم دروغ بگی تو دروغ گفتی و من نمیدونستم؟ واقعا که اصلا از همین الان باهات قطع رابطه میکنم و سفیرم رو فرا میخونم و کلا اصلا حرفشو هم نزن همینه که هست دیگه از این به بعد نه من نه تو و نه اون و نه ما و نه شما و نه اصلا ایشان والا به قرعان با اون نونتون .... متن بالا زیاد مهم نیست داشتم سرعت تایپ کردنم رو میسنجیدم به نظر من دروغ چیز خوبیه و برای خانواده هم لازمه باور کن من مدتی اصلا دروغ نمیگفتم به همین خاطر تقریبا ماهی دوبار میرفتم تهران و گندکاریای یه عده رو پاسخگو بودم دیدم دارم از کار و زندگی می افتم و حتی اونی هم که داره منو بازخواست میکنه در مواقعی در حضور خود حضرتم داره دروغ میگه و قضایا رو میپیچونه این شد که در این خصوص دوره هایی دیدم و ... البته دروغ واقعا خوب نیست ولی توی جامعه فاسد ما اگر راستگو باشی توی باتلاق دروغ های دروغگو های اطراف غرق میشی و خفه میشی ببخشید که اینقدر رک گفتم ولی دروغ همیشه شیرین و حقیقت تلخه
ماهی
ممکنه همه ی ما آدما توی شرایطی مجبور شیم دروغ بگیم...مخصوصا توی محیط های کاری و شاید خیلی جاهای دیگه..همیشه به ما گفتن دروغ خیلی بده..دروغگو میره جهنم ولی خداییش همونایی که بیشتر ما رو بر حذر کردند بیشتر دروغ گفتند
امروز خودم توی همچین آمپاسی قرار گرفتم
چند وقتی هست که متوجه شدم پسرم به راحتی دروغ می گه..دروغای الکی در حد انکار مثلا دیدن یه برنامه یا هر چیز کوچیک دیگه..نگران شده بودم ولی نمی خواستم روی این قضیه زووم کنم تا اینکه:
امروز متوجه شدم در مورد معدل امسالش به پدرش دروغ گفته..
اگر می دونستم این شرط رو گذاشته قبلا باهاش صحبت می کردم و توضیح می دادم که این روش درست نیست...بچه رو شرطی نکن
امروز پدرش ازم خواست که کارنامه ش رو براش بفرستم تا از طرف محل کارش توی مجله اسمش رو بنویسن...و خلاصه به این شکل متوجه شدم که معدلش رو به باباش دروغ گفته..
البته من ضایع ش نکردم و طوری صحبت کردم که آخرش نفهمید معدل بچه چند شده
ولی لازم دونستم که با م.امین صحبت کنم و دیدم وقتشه بهش هشدار بدم که به این قضیه عادت نکنه و دیگه اینکه یه دروغ که میگی صد تا دروغ دیگه باید پشت سرش بگی و یه وقتایی به دست آوردن حس اعتماد از دست رفته دیگه کار آسونی نیست
اما در نهایت وقتی توی یاهو باهاش صحبت کردم دیدم که چطور دروغگویی بچه ها ریشه در رفتارهای خودمون داره...هم خنده م گرفته هم دلم گرفته
بخشی از مکالمه مون رو براتون می گذارم
man :
.
.
rast goftan kheili asoontare
pesaram :
vghti todorogh migofti man hemayat mikardam hala ham to bya hemayat kon
man:
key? koja?
pesaram:
vaghti mikhastim berim ...man dorogh nagoftamvali harfe to ro
taid kardam to ham bayad hamin karo koni
masalan be babam gofti ke in govahi bara sakhtemone
manam goftam are hala man migam 20 shodam
to ham bego are
بچه ی سرتق!
اینجا بود که بدجوری گیر افتاده بودم و توی آمپاس شدیدی قرار گرفته بودم...
به هر حال دست بالا پاشدم و گفتم تو چرا همون موقع به من تذکر ندادی؟
مثل الان که من دارم به تو تذکر می دم..شاید با همفکری هم یه راه حل بهتری پیدا می کردیم
و تلافی اون آمپاس رو سرش در آوردم
به هر حال نیم ساعتی در این مورد صحبت کردیم و نتیجه گرفتیم که همیشه راه حل های بهتری از دروغ گفتن شاید وجود داشته باشه...بهتره آسونترین و به درد نخورترین راه حل رو انتخاب نکنیم..و همینطور قرار شد امشب قبل از خواب قصه چوپان دروغگو رو برای پسرِ خرس گنده ی خودم بگم
امــــــــــــــــــــــــا...
توی دنیای امروزی توی محیط کارم خیلی وقتا از راستگویی و صداقت ضربه خوردم.و به چشم خودم دیدم که اونایی ماهرانه دروغ می گن و تا آخرش دروغشون رو مدیریت می کنن موفق تر هستند..یه وقتایی با خودم فکر می کنم زیاد بهش سخت نگیرم..بد نیست که بلد باشه یه جاهایی جاده خاکی بره....من بزرگترین ضربه ی زندگیم رو از صداقت خوردم
نظر شما چیه؟
راستی راستی تربیت بچه خیلی کار سختیه ..
serpent
نظر بنده :
دوروغ خعلی هم خوبه ، حداقل اینکه از راست گفتن بهتره
بچه مثبت
----
دروغ گفتن پسندیده نیست و از اون بدتر دروغگو بودنه!
جز راست نباید گفت. هر راست نشاید گفت!
اگر تو آمپاس بودی بپیچون، دروغ نگو
----
یادم باشه سر فرصت ازت بپرسم :اون گواهی برای چی بود؟ بزرگترین ضربه زندگیت چی بوده؟
میرسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم میشویم
گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... میرسد روزی که بیهم میشویم
mz56mz
اما در مورد موضوع محمد امين عزيز احساس كردم نبودن اون حس رفاقتى بين فرزند و پدر مجبورش كرده كه دروغ بگه براى رسيدن به اون هدف .
اگر احساس رفاقت وجود داشت مطمعن هستم كه راستش رو به پدرش ميگفت و از او خواهش ميكردم كه اون نيم نمره رو ناديده بگيره و مانيتور رو براش بخره .
واما در مورد مكالمه شما چرا از حروف لاتين استفاده ميكنيد فارسى بنويسيد بهتره عمو جان
هاچو هاچو
دلشاد
مخلوط کن
با هم مدرسهای هم کاملا موافقم هر راست نشاید گفت .
اگه تو آمپاس بودی بپیچون.
نغمه
پیچوندن خوبه
ا
Kishe Mehr
نه یعنی واقعا میخوام بدونم اون سه نفری که 100% به این گزینه رأی دادن واقعا توی عمرشون دروغ نگفتن؟
یکی از دوستای بابام بنگاه املاک زده بود و جلوش نوشته بود در اینجا اصلا دروغ گفته نخواهد شد. بابام هم بهش گفتن بفرما اولین دروغتو گفتی
ولی من تا وقتی که به کسی ضربه نزنم و با این کار به کسی ضرری نرسه و ببینم با این حرفم مشکلی پیش نمیاد سعی میکنم حرفمو طوری بزنم که کارم راه بیفته... ولی به هر کسی که دروغ بگم به همسرم دروغ نمیگم حتی اگه به ضررم باشه
garfild
نغمه
جز راست نباید گفت/ هر راست نشاید گفت
ژنرال
♥Rose♥
منم با پیچش موافقم
حورا
هاچو هاچو
تکبیرة الاحرام
نمایش یا پنهان متن
خنگِ من ما اگه به گزینه اول رای دادیم دلیل نمیشه که خودمون 100 درصد همونطوری هستیم ولی اعتقادمون اینهKishe Mehr
به نقل از تاپیک مجی مجتبی سعید کیش مهری
اللــــــــــــــــــــــــــــه ُ اکبر
خنگ الله!
soheyla
سلام و سپاس
والا چی بگم .
روم سیاه . من خودم یه دروغگوی قهّارم
تو کل زندگیم کلی دروغ گفتم . بزرگ و کوچیک . ولی با دروغام به کسی صدمه ای نزدم . مثلاً چیزی شکستم و داغون کردم زدم زیرش . جائی رفتم و به دروغ گفتم جای دیگه بودم و ...
آخه خانواده ی من اینقدر سخت گیر بودن که برای رفتن به خونه ی دوستام هم مجبور بودم دروغ بگم
گاهی وقتا چنان دروغائی گفتم که خودم باورم شده
هر چقدر هم آدم سالمی باشی ناگزیری که یه وقتائی یه سری دروغ بگی .
ولی درمورد همسرم این موضوع فرق میکنه . چون بهش دروغ نمیگم . اصلاً .
بعضی وقتا با اینکه میدونستم اگه راستش و بگم جنگمون میشه ولی بازهم راستش و گفتم .
زندگی مشترکی که توش دروغ باشه به هیچ دردی نمیخوره .
واما درمورد تربیت بچه نمیتونم نظری بدم چون بچه ندارم . ولی یه روش خیلی توپ بهتون پیشنهاد میکنم .
یه سری دروغ به پسرتون بگید . دروغهائی که مطمئن باشید پسرتون متوجهشون خواهد شد . دروغهائی که بعد از فهمیدنش خیلی ناراحت بشه که چرا بهش دروغ گفتید . اونوقته که تذکرات لازم و بهش بدید و در مود مضرات دروغ براش بگید .
وقتی متوجه باشن درمقابل دروغهائیکه میگه دروغهائی هم میشنوه دیگه اینکارو نمیکنه .
البته انشاءالله ...
ماهی
گواهی رضایت پدر رو می خواستن
دو ماه بیشتر وقت نداشتم
تا ترجمه می کردم می فرستادم اونور دنیا زمان لازم داشتم
فرصت نداشتم وایستم با راست گفتن و منطق راضیش کنم
چاره ای نبود جز دروغ
باشه سر فرصت توضیح می دم..
عمو جونم اون انگلیسی م ینویسه منم مجبور شدم بنویسم..البته فینگیلیشی هست
در مورد اون فرمایشتون هم متاسفانه کاملا قبول دارم...
هاچو هاچو,
فقط باید یه فیلم از قصه گفتن براش توی این سن و سال بگیرم پس فردا به زنش نشون بدم
serpent,
دلشاد,
آخ واقعا سخته
نغمه,
garfild,
ژنرال,
حورا,
♥Rose♥,
Kishe Mehr,
از جمیع بوف بوفیا پیچنده ممنونم
soheyla,
یه سری دروغ به پسرتون بگید . دروغهائی که مطمئن باشید پسرتون متوجهشون خواهد شد . دروغهائی که بعد از فهمیدنش خیلی ناراحت بشه که چرا بهش دروغ گفتید . اونوقته که تذکرات لازم و بهش بدید و در مود مضرات دروغ براش بگید .
وقتی متوجه باشن درمقابل دروغهائیکه میگه دروغهائی هم میشنوه دیگه اینکارو نمیکنه .
مرسی از صداقتت سهیلا جون..
راستش مطمئنم یه روزی اتفاقی می افته که از دروغ گفتنش پشیمون میشه..ولی امیدوارم اون اتفاق ضربه سنگینی بهش نزنه..حالا هر چی من بگم و مثال بزنم و قصه های پند آموز بگم براش فایده چندان زیادی نداره...باید خودش به این نتیجه برسه
متریال
من اصلا اهل دروغ نیستم
نمایش یا پنهان متن
نظرت؟hadi04
اصلا ازت توقع نداشتم دروغ بگی تو دروغ گفتی و من نمیدونستم؟
واقعا که اصلا از همین الان باهات قطع رابطه میکنم و سفیرم رو فرا میخونم و کلا اصلا حرفشو هم نزن همینه که هست دیگه از این به بعد نه من نه تو و نه اون و نه ما و نه شما و نه اصلا ایشان والا به قرعان با اون نونتون ....
متن بالا زیاد مهم نیست داشتم سرعت تایپ کردنم رو میسنجیدم
به نظر من دروغ چیز خوبیه و برای خانواده هم لازمه باور کن
من مدتی اصلا دروغ نمیگفتم به همین خاطر تقریبا ماهی دوبار میرفتم تهران و گندکاریای یه عده رو پاسخگو بودم دیدم دارم از کار و زندگی می افتم و حتی اونی هم که داره منو بازخواست میکنه در مواقعی در حضور خود حضرتم داره دروغ میگه و قضایا رو میپیچونه این شد که در این خصوص دوره هایی دیدم و ...
البته دروغ واقعا خوب نیست ولی توی جامعه فاسد ما اگر راستگو باشی توی باتلاق دروغ های دروغگو های اطراف غرق میشی و خفه میشی ببخشید که اینقدر رک گفتم ولی دروغ همیشه شیرین و حقیقت تلخه
آخرین ورود:
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→