صبا خواهر زاده نازنینم در آستانه 7 سالگی و شکوفه شدن در 7 شهریور پرپر شد و ما را به سوگ نشاند دل خونیم از نبودش از دیدن روپوش و کیف و ... کلاس اولی شدنش میسوزیم در غمش و اینک پدر در کنار صبا نیز آرمید و ...
نهههههههههههههه گلم این خواهر زاده ات بود که صحبتشو میکردیییییییییییییی؟ باورم نمیشههههههه...چقدر هم ناز بودهههههه جریان چی بوده؟ چرا اینجوری شده؟ من باورم نمیشهههههههه..... متاسفم متاسفم متاسفم واقعا اشکم اومد..... آخه چرا؟ دلم یه طوری شددددددددددددددددددد........ هیچی ندارم بگم هیچی....خدا به مادرش صبر بده
دوستانم ممنون از تسلیت هاتون انشاالله تسلی خاطرم باشه برای خواهرم و بهار خواهر بزرگتر صبا دعا کنید بتونند جای خالی صبا و پدرش رو تحمل کنند.
صبا و بهار به همراه پدرشون تصادف کردند صبا بعد از یکی دو ساعت فوت کرد و پدرش بعد از 15 روز در بیمارستان ولی بهار سالمه الحمدلله چه شهریور وحشتناکی بود خدای من چه جمعه کذایی بود صبا جمعه 7 شهریور پر پر شد و پدرش هم 15 روز بعد باز هم جمعه درگذشت هر دو روز یکشنبه دفن شده اند خیلی سخت میگذره خیلی
به خدا نغمه جون از وقتی که اومدم این خبر بد رو متوجه شدم دارم اشک میریزم....خیلی ناراحتمممممممم و متاسف....خدا بهتون صبر بده اون نوشته ات دل ادم رو میسوزوندددددد فردا جشن کلاس اولیاست و امروز رفتیم برا برادر زاده ام کلی خرید کردیممممم.....اصلا نمیتونم فکرشم بکنممممممم.........
میرسد روزی که بیهم میشویم ..... یکبهیک از جمع هـم کم می شویم میرسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم میشویم گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... میرسد روزی که بیهم میشویم
ممنونم ببخشید اگر این رو اینجا نوشتم یه بخشش برای اطلاع رسانی به دوستان خوبم بود هر چند ناراحت کننده بخش دیگرش برای این که دلم میخواد اینها جایی نوشته بشه و جایی بهتر از صفحه شخصی بوفی رو سراغ ندارم . از طرفی هم باید مراعات همه اطرافیان خصوصا خواهرم رو بکنم و اینکه دیگه نمیتونم تو خونه اون طور که دلم میخواد گریه کنم چون بازی هدیه سادات این شده که یه دستمال کاغذی برداره و ادای گریه رو در بیاره دلم براش میسوزه و من که گریه میکنم هی از باباش میپرسه چی شد؟ برای همین اینها تو دلم میمونه مجبورم اینجا بنویسم ممنونم که دلداریم میدین.
بندری
zrnznn
نهههههههههههههه
گلم این خواهر زاده ات بود که صحبتشو میکردیییییییییییییی؟
باورم نمیشههههههه...چقدر هم ناز بودهههههه
جریان چی بوده؟
چرا اینجوری شده؟ من باورم نمیشهههههههه.....
متاسفم
متاسفم
متاسفم
واقعا اشکم اومد..... آخه چرا؟
zrnznn
تنها
تسلیت میگم نغمه جون
نغمه
صبا و بهار به همراه پدرشون تصادف کردند صبا بعد از یکی دو ساعت فوت کرد و پدرش بعد از 15 روز در بیمارستان ولی بهار سالمه الحمدلله چه شهریور وحشتناکی بود خدای من چه جمعه کذایی بود صبا جمعه 7 شهریور پر پر شد و پدرش هم 15 روز بعد باز هم جمعه درگذشت هر دو روز یکشنبه دفن شده اند خیلی سخت میگذره خیلی
zrnznn
اون نوشته ات دل ادم رو میسوزوندددددد
فردا جشن کلاس اولیاست و امروز رفتیم برا برادر زاده ام کلی خرید کردیممممم.....اصلا نمیتونم فکرشم بکنممممممم.........
دلشاد
بچه مثبت
میرسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم میشویم
گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... میرسد روزی که بیهم میشویم
ژنرال
از خدا برای شما و خواهر گرامیتون صبر میخوام ...
... فَاصْبِرْ صَبْراً جَمیلا ...
mz56mz
روحشون شاد و يادشون گرامى باد
پرهام
Holtek
الان ديدم ، خبري خيلي بدي بود ، غم آخرتون باشه
علیرضا
تسلیت میگم نغمه جان
ماهی
خیلی متاسف شدم ...
تسلیت عرض می کنم.
نغمه
Kishe Mehr
zrnznn
نغمه
نغمه
دلشاد
آخرین ورود:
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→