خواستم برای جشن تولد نامزدم هدیه ای بفرستم به همین خاطر از خانم خوش پسندی كه یكی از همكارانم بود خواستم تا از مغازه جنب اداره یك جفت دستكش بسیار اعلا انتخاب كند تا برایش بفرستم پس از خرید، خانم خوش پسند هم برای خود یك جفت شورت انتخاب كرده و پس از اینكه هر دو بسته بندی آماده شد پول را به صاحب مغازه دادیم و هنگام تحویل غافل از اینكه شاگرد خرازی بسته ها را اشتباهی داده، یعنی بسته دستكش را به خانم و بسته شورت را به من داده ، من با اطمینان خاطر آن را باز نكردم و به منزل آمدم .
نامه ای به خیال خود با انشاء خوب برای نامزدم نوشتم و دستكش ها را برای او فرستادم . وقتی نامه به دست او می رسد در حضور پدرش بسته را باز می كند و دو عدد شورت را در آن می بیند و چون نامه را می خواند می بیند چنین نوشته ام :
" سركار عِلّیه مهری خانم عزیز با تقدیم این نامه خواستم كمال معذرت خود را از ارسال این هدیه ناقابل كه نمونه ای از محبت خالصانه من نسبت به شماست خواسته باشم و ضمناً یقین بدانید كه هرگز تاریخ تولد شما از ذهن من محو نمی شود. این هدیه مختصر را مخصوصا بدین منظور انتخاب نمودم كه یقین دارم شما احتیاج خاصی به آن دارید و هرگز بدون پوشیدن آن به مهمانی نمی روید. البته این یك جفت نمونه را با انتخاب خانم همكارم خریده ام و ایشان به من اطلاع دادند كه شما نوع كوتاه تر آن را می پسندید. چنانچه ملاحظه می فرماید در انتخاب آن دقت كافی به كار رفته كه خوش رنگ و ظریف و چسبان باشد. خانم خوش پسند خود یكی از این نمونه ها داشت و به من نشان داد و بخواهش خودش چند بار در مقابل من آنها را امتحان كرد.
عزیزم چقدر آرزو داشتم كه آن را برای اولین بار كه استفاده می كنی در مقابل خودم باشد، ولی یقین دارم تا دیدار آینده دستهای فراوانی آن را لمس خواهند كرد. درهر حال امیدوارم كه هنگام پوشیدن و درآوردن آن مرا به خاطر داشته باشی. البته اندازه واقعی آن را به خوبی نمی دانستم لیكن مطمئن هستم كه هیچ كس بهتر از خودم به اندازه تقریبی آن واقف نیست. ضمناً اگر هم تنگ و چسبان باشد بهتر است چون پس از چند بار استفاده گشاد و به اندازه خواهد شد. عزیزم خواهش می كنم شب جمعه آینده آن را در مهمانی خانه عموجان بپوشی تا زیبایی ان را به چشم خود ببینم. ضمناً لازم می دانم این نكته را هم به عرض برسانم به عقیده من بهتر است برخلاف سابق كه به هرجا می رسیدی فوراً آن را در می آوردی چنین كاری را تكرار نكنی زیرا تكرار این عمل آن را گشاد خواهد كرد و ممكن است در مجالس مهمانی بر اثر گشاد شدن بیافتد و موجب شرمندگی تو بشود. در خاتمه امیدوارم با قبول این هدیه ناقابل كه با كمال ادب تقدیم می شود این افتخار را داشته باشم با قلب پر از ارادت چند بوسه آبدار بر آن نثار نمایم."
با تقدیم احترام – نامزدت
در روز بعد نامه ای با بسته به دستم رسید كه در آن حلقه نامزدی را پس فرستاده و نوشته بود خدا رحم كرد كه با كمال ادب تقدیم كرده بودی اگر بی ادبی بود چه می شد؟ بهتر است آقای با ادب مرا به فراموشی بسپاری.
jaj, نمایش یا پنهان متننزار آقا نزار زشته اگه جرأت داری از جلو بزار آقا امین در صورت انتخاب این مورد با همین همکارتون برین مثل اینکه بازارشو خوب میشناسه
چه تاپیک خاک برسری ای شده منم قبلاً داستانش رو خونده بودم
میرسد روزی که بیهم میشویم ..... یکبهیک از جمع هـم کم می شویم میرسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم میشویم گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... میرسد روزی که بیهم میشویم
یه بار سر یه کلاسی بودیم وسط کلاس یه دختره که مانتو تنگ پوشیده بود اومد نشست ردیف اول و جلو دوتا پسره طوری که من موقع نشستن دختره یه لحظه به خط لباس زیر دختره چشم افتاد که بدجور مشخص بود دوتا پسره تا دختره نشست به همدیگه با ایما و اشاره نشون دادن به همدیگه اونا....ای حال کردم استاد اون لحظه دست نگه داشته بود تا بچه ها مطلب پای تابلو رو بنویسن و خود استاد هم داشت همه این ماجرا ها رو ملاحظه میکرد...آی حال کردم بدون هیچ مقدمه ای به دوتا پسره گفت بفرمایییید بیرون....خودت دوتا هم که فهمیده بودن اوضاع خرابه سرشون رو گذاشتن پاییین رفتن هر چند قبول دارم تقصیر خود دختره بود که باعث شد نظر اون دوتا پسر به اون مورد جلب بشه .... ولی از ابهت استاد و دقت نظرش خیلی حال کردم الان هم شیطونه میگه یکی این اقا جلال رو از این تاپیک اخراج کنه........
این جور دقیق که جلال خان اطلاعات داره واقعا من ندارم
والا اقا محسن این اطلاعاتی رو که این جناب داره منم ندارم امروز با یه نوع هدیه جدید آشنا شدم که کاملاً زنونه بود و ایشون تو یه تاپیک معرفی کرده بود.....
عموووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو . . . خوب البته حالا که فکرشو میکنم منم اون لحظه کسی پیشم نبود وگرنه به دوستم میگفتم نیگاش کن....یعنی دقیقاً همون کار پسره بیچاره رو انجام میدادم . . . پارسال به مستخدم مدرسه گفتم فلان صندلیا رو بزار تو فلان کلاس دیدم رفت بعد نیم ساعت کارش داشتم هنو بر نگشته هی صداش کردم دیدم خبری نیست.... رفتم نزدیک کلاس ها دیدم سرشو اورد بیرون گفت من نمیتونم بیام بیرون گفتمش اقای.....چی شده؟ گفت هیچی چراغ کلاس روشن نمیشد رفتم رو میز تا درستش کنم شلوارم پاره شد.....عمو تا اینو گفت پکیدم از خنده....بعد یه لحظه به خودم اومدم جلو خودمو گرفتم رومو بر گردوندم و خلاصه گفت صدام نکنید تا زنگ زدم پسرم برام شلوار بیاره............ خلاصه تا پسرش بیاد من به دوستام گفته بودم ماجرا رو
♥Rose♥
خواستم برای جشن تولد نامزدم هدیه ای بفرستم به همین خاطر از خانم خوش پسندی كه یكی از همكارانم بود خواستم تا از مغازه جنب اداره یك جفت دستكش بسیار اعلا انتخاب كند تا برایش بفرستم پس از خرید، خانم خوش پسند هم برای خود یك جفت شورت انتخاب كرده و پس از اینكه هر دو بسته بندی آماده شد پول را به صاحب مغازه دادیم و هنگام تحویل غافل از اینكه شاگرد خرازی بسته ها را اشتباهی داده، یعنی بسته دستكش را به خانم و بسته شورت را به من داده ، من با اطمینان خاطر آن را باز نكردم و به منزل آمدم .
نامه ای به خیال خود با انشاء خوب برای نامزدم نوشتم و دستكش ها را برای او فرستادم . وقتی نامه به دست او می رسد در حضور پدرش بسته را باز می كند و دو عدد شورت را در آن می بیند و چون نامه را می خواند می بیند چنین نوشته ام :
" سركار عِلّیه مهری خانم عزیز با تقدیم این نامه خواستم كمال معذرت خود را از ارسال این هدیه ناقابل كه نمونه ای از محبت خالصانه من نسبت به شماست خواسته باشم و ضمناً یقین بدانید كه هرگز تاریخ تولد شما از ذهن من محو نمی شود. این هدیه مختصر را مخصوصا بدین منظور انتخاب نمودم كه یقین دارم شما احتیاج خاصی به آن دارید و هرگز بدون پوشیدن آن به مهمانی نمی روید. البته این یك جفت نمونه را با انتخاب خانم همكارم خریده ام و ایشان به من اطلاع دادند كه شما نوع كوتاه تر آن را می پسندید.
چنانچه ملاحظه می فرماید در انتخاب آن دقت كافی به كار رفته كه خوش رنگ و ظریف و چسبان باشد.
خانم خوش پسند خود یكی از این نمونه ها داشت و به من نشان داد و بخواهش خودش چند بار در مقابل من آنها را امتحان كرد.
عزیزم چقدر آرزو داشتم كه آن را برای اولین بار كه استفاده می كنی در مقابل خودم باشد، ولی یقین دارم تا دیدار آینده دستهای فراوانی آن را لمس خواهند كرد. درهر حال امیدوارم كه هنگام پوشیدن و درآوردن آن مرا به خاطر داشته باشی. البته اندازه واقعی آن را به خوبی نمی دانستم لیكن مطمئن هستم كه هیچ كس بهتر از خودم به اندازه تقریبی آن واقف نیست. ضمناً اگر هم تنگ و چسبان باشد بهتر است چون پس از چند بار استفاده گشاد و به اندازه خواهد شد.
عزیزم خواهش می كنم شب جمعه آینده آن را در مهمانی خانه عموجان بپوشی تا زیبایی ان را به چشم خود ببینم. ضمناً لازم می دانم این نكته را هم به عرض برسانم به عقیده من بهتر است برخلاف سابق كه به هرجا می رسیدی فوراً آن را در می آوردی چنین كاری را تكرار نكنی زیرا تكرار این عمل آن را گشاد خواهد كرد و ممكن است در مجالس مهمانی بر اثر گشاد شدن بیافتد و موجب شرمندگی تو بشود. در خاتمه امیدوارم با قبول این هدیه ناقابل كه با كمال ادب تقدیم می شود این افتخار را داشته باشم با قلب پر از ارادت چند بوسه آبدار بر آن نثار نمایم."
در روز بعد نامه ای با بسته به دستم رسید كه در آن حلقه نامزدی را پس فرستاده و نوشته بود خدا رحم كرد كه با كمال ادب تقدیم كرده بودی اگر بی ادبی بود چه می شد؟ بهتر است آقای با ادب مرا به فراموشی بسپاری.
نمایش یا پنهان متن
نخبه
Holtek
نمایش یا پنهان متن
حتما هم شورتش از مدل گلي ها بوده♥Rose♥
نمایش یا پنهان متن
نیمیدونم از آقا جلال بپرسین
jaj
♥Rose♥
نمایش یا پنهان متن
الان مدل های جدید اومده روش عکس عروسک و قلب و شکلک های خنده دار داره
چه خوب بازار رو میشناسه
اینایی که گفتی همیشه بوده ها
jaj
♥Rose♥
نمایش یا پنهان متن
نزار آقا نزار زشتهآقا امین در صورت انتخاب این مورد با همین همکارتون برین مثل اینکه بازارشو خوب میشناسه
نخبه
ش..... شناسی خوندی اینقدر واردی
mz56mz
بچه مثبت
منم قبلاً داستانش رو خونده بودم
میرسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم میشویم
گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... میرسد روزی که بیهم میشویم
پرهام
پرهام
بسوزه پدر تجربه
zrnznn
طوری که من موقع نشستن دختره یه لحظه به خط لباس زیر دختره چشم افتاد که بدجور مشخص بود
دوتا پسره تا دختره نشست به همدیگه با ایما و اشاره نشون دادن به همدیگه اونا....ای حال کردم استاد اون لحظه دست نگه داشته بود تا بچه ها مطلب پای تابلو رو بنویسن و خود استاد هم داشت همه این ماجرا ها رو ملاحظه میکرد...آی حال کردم بدون هیچ مقدمه ای به دوتا پسره گفت بفرمایییید بیرون....خودت دوتا هم که فهمیده بودن اوضاع خرابه سرشون رو گذاشتن پاییین رفتن
هر چند قبول دارم تقصیر خود دختره بود که باعث شد نظر اون دوتا پسر به اون مورد جلب بشه .... ولی از ابهت استاد و دقت نظرش خیلی حال کردم
الان هم شیطونه میگه یکی این اقا جلال رو از این تاپیک اخراج کنه........
jaj
محسن صائب
واقعا جونهای این دوره رو که میبنم هم خندم میگره هم میمونم چی بگم
این جور دقیق که جلال خان اطلاعات داره واقعا من ندارم
zrnznn
والا اقا محسن این اطلاعاتی رو که این جناب داره منم ندارم
امروز با یه نوع هدیه جدید آشنا شدم که کاملاً زنونه بود و ایشون تو یه تاپیک معرفی کرده بود.....
mz56mz
بايد شما رو هم اخراج ميكرد عمو جان
zrnznn
عموووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو
.
.
.
خوب البته حالا که فکرشو میکنم منم اون لحظه کسی پیشم نبود وگرنه به دوستم میگفتم نیگاش کن....یعنی دقیقاً همون کار پسره بیچاره رو انجام میدادم
.
.
.
پارسال به مستخدم مدرسه گفتم فلان صندلیا رو بزار تو فلان کلاس دیدم رفت بعد نیم ساعت کارش داشتم هنو بر نگشته هی صداش کردم دیدم خبری نیست.... رفتم نزدیک کلاس ها دیدم سرشو اورد بیرون گفت من نمیتونم بیام بیرون
گفتمش اقای.....چی شده؟ گفت هیچی چراغ کلاس روشن نمیشد رفتم رو میز تا درستش کنم شلوارم پاره شد.....عمو تا اینو گفت پکیدم
خلاصه تا پسرش بیاد من به دوستام گفته بودم ماجرا رو
hadi04
ولی خدایی خیلی ادبی نوشته بود میتونست بی ادبی هم زیاد بنویسه مثلا مینوشت:
هر وقت دستات سرد شد انگشتهاتو بکن توش تا دستت گرم شه
آخرین ورود:
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→