سلام دوستان امروز 15 دی ماه سال 93 است و اولین سالیه که من عضو بوف بوفی شدم. خب اول بگم که دیدم همه اعضا صفحه شخصیشون رو تو روز تولدشون ساختن ولی من تا سال دیگه طاقت نیاوردم و تصمیم گرفتم امروز که دقیقا وسط امتحانات ترم اول هست،صفحه شخصیم رو ایجاد کنم...خب ویژگی منحصر بفرد هم همینه دیگه... دوستان تولد من روز 24 مهر هست و خب متاسفانه دوستان امسال تولدم رو تبریک نگفتن البته حق میدم بهتون چون اولین سال عضویتم تو خانواده بوف بوفی بود....اما سال بعد قضیه فرق میکنه...خودتون دیگه باید بدونید...پس یادتون نره وعده دیدار ما 24 مهر هرسال در این صفحه شخصی و برگزاری جشن تولد بنده یعنی آقا علیرضای گل توسط شما دوستان،و مورد بعد این که از قدیما که ما نبودیم گفتن هر چه از دوست رسد نیکوست و ما هم منتظر هدایای نفیس شما در روز تولد خود هستیم.
اوهوم: بریم سر اصل مطلب اسم من علیرضا هست کوچیک همه ی شما،ملقب به بچه درس خون البته این اسم رو آقا خسرو واسه من انتخاب کرده،یادم رفت بگم که آقا خسرو(بندری) شوهر خواهر بنده است که واقعا خیلی دوستش دارم اینقدر که بهش میگم داداش خسرو. این داداش خسروی ما همیشه و همه جا از بوف بوفی و دوستان در این سایت تعریف میکرد و همه جا هم فکر بچه های این سایت بود...نمونه اش هم عکس صفحه شخصی بنده که اثری از آقا خسرو هست که حدودا مال سه یا چهار سال پیش هست که روی ساحل بندر سیریک حکاکی شده و این حاکی از علاقه داداش خسروی قصه ما به سایت بوف بوفی و بچه هاش است.
من هم مشتاق بودم ببینم این چه سایتیه که اینقدر صمیمیت در اون موج میزنه و عضو بوف بوفی شدم. بی تعارف بگم این اولین سایتی هست که صفا و صمیمیت بین اعضای اون به وفور یافت میشه...
رشته کلام از دستم در رفت...آهان یادم اومد داشتم خودمو معرفی میکردم خخخخ. از علایق بنده حقیر فقط میتوان به شادی و خنده و جمع شدن خانواده در کنار هم و شکار و تیراندازی و تکنولوژی و پیشرفت علم نام برد.
خـــــــــــــــــــــــــبــــــــــــــــــــــــــــــــ/////دیگه وقت گرانبهاتون رو نمیگیرم...از همین جا تمام خواهرزاده های گلم رو میبوسم ... سه تایی داداش خسرو مخصوصا آیسان گلم رو و تکی اون یکی آبجیم؛ آقا محمدرضای شیطون رو//////راستی یادم رفت بگم که در آینده به امید خدا میخوام پزشک بشم/////// ▧ تصویر در دسترس نیست /////همتون رو دوست دارم////
اهل دبیرستانم روزگارم بد نیست... روزگارم خوش نيست درس هایی دارم خرده عقلی سر سوزن شوقي اهل دبیرستانم پيشه ام گپ زدن است گاه گاهي مي نويسم تكليف مي سپارم به شما تا به يك نمره ناقابل بيست كه در آن زندانيست دلتان زنده شود چه خيالي چه خيالي ميدانم گپ زدن بيهوده است خوب ميدانم دانشم بيهوده است استاد از من پرسيد چقدر نمره ز من مي خواهي من از او پرسيدم دل خوش سيري چند اهل دبیرستانم قبله ام آموزش جانمازم دفتر مشق از پنجره ها ميگيرم همه ذرات وجودم متبلور شده است درسهايم را وقتي مي خوانم كه خروس مي كشد خميازه مرغ و ماهي خواب است خوب يادم هست راهنمایی باغ آزادي بود درس بي كرنش مي خوانديم نمره بي خواهش مي آورديم تا معلم پارازيت مي انداخت همه غش مي كرديم كلاس چقدر زيبا بود و معلم چقدر حوصله داشت درس خواندن آنروز مثل يك بازي بود كم كمك دور شدم از آنجا بار خود را بستم عاقبت رفتم دبیرستانم به محيط خشن آموزش چيزها ديدم در دبیرستان من گدايي ديدم در آخر ترم در به در مي گشت پی يك نمره قبولي من كسي را ديدم از ديدن يك نمره ده دم دبیرستان پشتك مي زد شاعري ديدم هنگام خطابه به خرچنگ مي گفت ستاره و اسيد نيتريك را جاي مي مي نوشيد همه جا پيدا بود همه جا را ديدم بارش اشك از نمره تك جنگ آموزش با دبیرستانی فتح يك ترم به دست ترميم قتل يك لبخند در آخر ترم همه را من ديدم من در اين دبیرستان در به در و ويرانم من به يك نمره نا قابل بیست خشنودم من نمي خندم اگر دوست من مي افتد و نمي خندم اگر موي سرم مي ريزد من در اين دبیرستان در سراشيب كسالت هستم خوب مي دانم استاد كي كوئيز مي گيرد
دوستان یادتون باشه میزان کامنت شما در صفحه شخصی من = محبت و لطف شما نسبت به من
zrnznn, عالی بود...20 میشم ولی نمیدونم چرا اینقدر زیاد سوال طرح کرده بودند با بارم های کم...فکر کنم میخواست یه عده که درسشون ضعیفه قبول بشن...ممنون که پرسیدی
zrnznn, عالی بود...20 میشم ولی نمیدونم چرا اینقدر زیاد سوال طرح کرده بودند با بارم های کم...فکر کنم میخواستن یه عده که درسشون ضعیفه قبول بشن...ممنون که پرسیدی
. . . . قبلا از اینکه عکستونو بخوام نگاه بکنم، گفتم بذار حدس بزنم و جالب اینحاست که تا حدود ۸۰٪ همون شکلی بودین که تصور کرده بودم... حتی طرز نگاهتون و همچنین فریم عینکتون
Kishe Mehr, مشتاق دیدار آقا کیش مهر عزیز دوست خوبم...راستش تو این مدت که نبودم دلم خیلی واسه بچه های سایت تنگ شده بود مخصوصا شما...دیگه طاقت نیاوردم گفتم دوباره به آغوش گرم بوف بوغی برگردم...راستش صفا و صمیمیتی که بین بچه های بوف بوفی هست رو هیچ جا ندیدم ....... احتمالا با ملاک قرار دادن درس خون بودنم فریم عینکمو تشخیص دادین درسته؟؟؟راستش انتخاب خواهر گرامی بنده بود که این فریم رو بگیرم....حالا طرز نگاه و شکل صورت رو چجوری حدس زده بودید؟؟؟؟ ما مخلص آقا کیش مهر عزیز هم هستیم
ارادت خاصه دارم خدمت علیرضاخان خودمون و مشتاق دیدارم این اقا خسرو قرار بود تشریف بیارند شیراز تا زیارتشون کنم ولی خب برنامه شون جور نشد.ایشالله همگی باهم تشریف بیارید شیراز در خدمت باشیم
اینحا واقعا جزئی از خانواده محسوب میشه. اینجا رو سعی کن تحت هر شرایطی از دست ندی
خب حدس فریم عینکتون تاحدودی به درس خون بودنتون ربط داشت ولی بیشتر به ذهنم رسید که چنین شکل ظاهری داشته باشید. اگر اشتباه نکنم شخصیتتون طوریه که چندان کاری به کار کسی ندارید ( به قولی سرتون به کار خودتون گرمه ) و کمی هم حالت چهره تون جدی هست.تن صداتونم پایین نیست. درسته؟!
بچه درس خون
خب اول بگم که دیدم همه اعضا صفحه شخصیشون رو تو روز تولدشون ساختن ولی من تا سال دیگه طاقت نیاوردم و تصمیم گرفتم امروز که دقیقا وسط امتحانات ترم اول هست،صفحه شخصیم رو ایجاد کنم...خب ویژگی منحصر بفرد هم همینه دیگه...
دوستان تولد من روز 24 مهر هست و خب متاسفانه دوستان امسال تولدم رو تبریک نگفتن البته حق میدم بهتون چون اولین سال عضویتم تو خانواده بوف بوفی بود....اما سال بعد قضیه فرق میکنه...خودتون دیگه باید بدونید...پس یادتون نره وعده دیدار ما 24 مهر هرسال در این صفحه شخصی و برگزاری جشن تولد بنده یعنی آقا علیرضای گل توسط شما دوستان،و مورد بعد این که از قدیما که ما نبودیم گفتن هر چه از دوست رسد نیکوست و ما هم منتظر هدایای نفیس شما در روز تولد خود هستیم.
اوهوم: بریم سر اصل مطلب
من هم مشتاق بودم ببینم این چه سایتیه که اینقدر صمیمیت در اون موج میزنه و عضو بوف بوفی شدم.
رشته کلام از دستم در رفت...آهان یادم اومد داشتم خودمو معرفی میکردم خخخخ.
خـــــــــــــــــــــــــبــــــــــــــــــــــــــــــــ/////دیگه وقت گرانبهاتون رو نمیگیرم...از همین جا تمام خواهرزاده های گلم رو میبوسم ... سه تایی داداش خسرو مخصوصا آیسان گلم رو و تکی اون یکی آبجیم؛ آقا محمدرضای شیطون رو//////راستی یادم رفت بگم که در آینده به امید خدا میخوام پزشک بشم/////// ▧ تصویر در دسترس نیست /////همتون رو دوست دارم////
اهل دبیرستانم روزگارم بد نیست...
روزگارم خوش نيست
درس هایی دارم
خرده عقلی
سر سوزن شوقي
اهل دبیرستانم پيشه ام گپ زدن است
گاه گاهي مي نويسم تكليف
مي سپارم به شما
تا به يك نمره ناقابل بيست
كه در آن زندانيست
دلتان زنده شود
چه خيالي چه خيالي ميدانم
گپ زدن بيهوده است
خوب ميدانم دانشم بيهوده است
استاد از من پرسيد
چقدر نمره ز من مي خواهي
من از او پرسيدم دل خوش سيري چند
اهل دبیرستانم
قبله ام آموزش
جانمازم دفتر
مشق از پنجره ها ميگيرم
همه ذرات وجودم متبلور شده است
درسهايم را وقتي مي خوانم
كه خروس مي كشد خميازه
مرغ و ماهي خواب است
خوب يادم هست
راهنمایی باغ آزادي بود
درس بي كرنش مي خوانديم
نمره بي خواهش مي آورديم
تا معلم پارازيت مي انداخت
همه غش مي كرديم
كلاس چقدر زيبا بود و معلم چقدر حوصله داشت
درس خواندن آنروز
مثل يك بازي بود
كم كمك دور شدم از آنجا
بار خود را بستم
عاقبت رفتم دبیرستانم
به محيط خشن آموزش
چيزها ديدم در دبیرستان
من گدايي ديدم در آخر ترم
در به در مي گشت
پی يك نمره قبولي
من كسي را ديدم
از ديدن يك نمره ده
دم دبیرستان پشتك مي زد
شاعري ديدم
هنگام خطابه
به خرچنگ مي گفت ستاره
و اسيد نيتريك را جاي مي مي نوشيد
همه جا پيدا بود
همه جا را ديدم
بارش اشك از نمره تك
جنگ آموزش با دبیرستانی
فتح يك ترم به دست ترميم
قتل يك لبخند در آخر ترم
همه را من ديدم
من در اين دبیرستان در به در و ويرانم
من به يك نمره نا قابل بیست خشنودم
من نمي خندم اگر دوست من مي افتد
و نمي خندم اگر موي سرم مي ريزد
من در اين دبیرستان
در سراشيب كسالت هستم
خوب مي دانم استاد
كي كوئيز مي گيرد
pAshMak
صفحه شخصیت مبارک علیرضاجان. ان شاالله همیشه شااااااااااااد باشی
▧ تصویر در دسترس نیست
▧ تصویر در دسترس نیست
zrnznn
خیلی هم خوب کاری کردی
من نمیدونستم...ولی با تاخیر تبریک منو بپذیر
یک تکه بلور از جنس حضور / یک یاس سپید از رنگ امید
با هر چه وفاست از سوی خدا / همه تقدیم تو باد
سالگرد عضویتتم تبریک میگم و امیدوارم لحظات شادی داشته باشی اینجا
تحسینت میکنم برا هدفی که داری و امیدوارم با پشتکاری که داری بهش برسی...... روشن ترین فرداها رو برات آرزومندم
محبت های آقا خسرو و مهربونیاش بر همه ثابت شدست و دعا میکنم زندگیش سراسر خیر و برکت باشه و خوشبختی و عاقبت به خیری بچه هاشو ببینههههههههههههه
♥Rose♥
دلشاد
بچه درس خون
jaj
بندری
مرسي از همه محبتت داش علي ▧ تصویر در دسترس نیست
Kishe Mehr
بچه درس خون
بندری,
Kishe Mehr,
از همتون ممنونم.
بچه درس خون
دوستان من برم مدرسه امتحان زیست دارم...دعا کنید بیست بشم...از بس خوتدم سرم داره گیج میره...
pAshMak
سلام ...خیلی خوشحالم از دیدنت علیرضاجان
بسلامت...ان شاالله که خیلی عااااااااالی امتحاناتت رومیگذرونی...
▧ تصویر در دسترس نیست
zrnznn
بچه درس خون
zrnznn
بچه درس خون
عالی بود...20 میشم ولی نمیدونم چرا اینقدر زیاد سوال طرح کرده بودند با بارم های کم...فکر کنم میخواست یه عده که درسشون ضعیفه قبول بشن...ممنون که پرسیدی
بچه درس خون
عالی بود...20 میشم ولی نمیدونم چرا اینقدر زیاد سوال طرح کرده بودند با بارم های کم...فکر کنم میخواستن یه عده که درسشون ضعیفه قبول بشن...ممنون که پرسیدی
Kishe Mehr
.
.
.
.
قبلا از اینکه عکستونو بخوام نگاه بکنم، گفتم بذار حدس بزنم و جالب اینحاست که تا حدود ۸۰٪ همون شکلی بودین که تصور کرده بودم... حتی طرز نگاهتون و همچنین فریم عینکتون
بچه درس خون
مشتاق دیدار آقا کیش مهر عزیز دوست خوبم...راستش تو این مدت که نبودم دلم خیلی واسه بچه های سایت تنگ شده بود مخصوصا شما...دیگه طاقت نیاوردم گفتم دوباره به آغوش گرم بوف بوغی برگردم...راستش صفا و صمیمیتی که بین بچه های بوف بوفی هست رو هیچ جا ندیدم
.......
احتمالا با ملاک قرار دادن درس خون بودنم فریم عینکمو تشخیص دادین درسته؟؟؟راستش انتخاب خواهر گرامی بنده بود که این فریم رو بگیرم....حالا طرز نگاه و شکل صورت رو چجوری حدس زده بودید؟؟؟؟
ما مخلص آقا کیش مهر عزیز هم هستیم
Kishe Mehr
این اقا خسرو قرار بود تشریف بیارند شیراز تا زیارتشون کنم ولی خب برنامه شون جور نشد.ایشالله همگی باهم تشریف بیارید شیراز در خدمت باشیم
اینحا واقعا جزئی از خانواده محسوب میشه. اینجا رو سعی کن تحت هر شرایطی از دست ندی
خب حدس فریم عینکتون تاحدودی به درس خون بودنتون ربط داشت ولی بیشتر به ذهنم رسید که چنین شکل ظاهری داشته باشید. اگر اشتباه نکنم شخصیتتون طوریه که چندان کاری به کار کسی ندارید ( به قولی سرتون به کار خودتون گرمه ) و کمی هم حالت چهره تون جدی هست.تن صداتونم پایین نیست. درسته؟!
ارادت دارم داداشم. همیشه شاد و خندون و موفق باشی.
آخرین ورود:
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→