ساعت: (فنلاند)
امروز: یکشنبه، 9 آبان 1395 (30 اکتبر 2016)
Tänään: Sunnuntai, 30 Lokakuuta 2016
سالروز عضویت garfild
به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند.
ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
یک نت روی دیوار انجمن
pAshMak
1 هفته پیش
آدرس جدید سایت:
www.boooofi.com
aac198000
همایون می گه :
چرا خانوماتون نمیتونن با مردا دست بدن یا لمسشون کنن !؟؟
یعنی مردای ایرانی اینقدر کارنامه خرابی دارند و خودشون رو نمیتونن کنترل
کنن؟؟
همایون لبخندی میزنه و میگه :
ملکه انگلستان میتونه با هر مردی دست بده ؟ و هر مردی می تونه ملکه
انگلستان رو لمس کنه؟!
چارلز با عصبانیت می گه :
نه!
مگه ملکه فرد عادیه ؟!!
فقط افراد خاصی می تونن با ایشون دست بدن و در رابطه باشن!!!
همایون هم بی درنگ می گه :
خانوم های ایرونی همشون ملکه هستن
Ahora Quien
♥Rose♥
مــــــیپرسی :گــــل یا پـــــوچ؟؟؟؟
و
من در دل میـــــــگویم :
فــــقط دســ♥ـــتانـــت...!
Ahora Quien
عزیزم چادرو بردار
تو مث یه قرص ماهی زیر اون چادر گلدار
عزیزم چادرو بردار
هله لی هلی هلی هلی هلی هی
یار دلدار، پیش من چادرو بردار
هله هلی هلی هلی هلی هی
گل گلزار، پیش من چادرو بردار
دلم آب شد واسه دیدنت
نکن اینهمه آزار
یه نظر حلاله دختر
دیگه اون چادرو بردار
اگه تو بشی عروس مادرم
والله چه خوبه
اگه هیچی ندارم
دلم به گرمای جنوبه
تو لبات قنده که میخنده
دیگه تقصیر مو نیس
دل مو خوشگلپسنده
منو بیچاره نکن
میدونم تو زیر اون چادر گلدار
گیسوات مثل کمنده
هله لی هلی هلی هلی هلی هی
یار دلدار، پیش من چادرو بردار
هله هلی هلی هلی هلی هی
گل گلزار، پیش من چادرو بردار
کاشکی اون روز برسه
که با تو همخونه بشم
بکشی شونه به موت
تا که دیوونه بشم
تو نگاه تو یه دنیاس
دل من غرق تماشاس
سرمه توی چشمات
آخ که هر شب شب یلداس
نکنه یه روز بگی
که قلب تو عاشق مو نیس
تو دلت هوای مو نیس
زبونم لال بشه وای
اگهپیغوم بدی یک روز
دیگه اینجا جای مو نیس
هله لی هلی هلی هلی هلی هی
یار دلدار، پیش من چادرو بردار
هله هلی هلی هلی هلی هی
گل گلزار، پیش من چادرو بردار
♥Rose♥
حالا "ضــای" والضّالـــــــــــیـــــــــــــــن نمازشو قد اتوبان قم می کشه
(دیالوگ فوق العاده فیلم ریئس)
بچه مثبت
میرسد روزی کــه مــا در خاطـرات ..... موجـب خنـدیـــدن و غـــم میشویم
گاه گاهـی یـــاد مـا کـن ای رفیـــق ..... میرسد روزی که بیهم میشویم
حورا
سرفراز باشی میهن من .. ای فدایت جان و تن من
پر بها تر از هرُ گوهر .. خاک پاک تو وطن من
یادگارِ خونِ عاشقانِ بی نشان .. تا ابد بود تو را حق نگه دار
ای شمیمِ دلنوازِ عشق و معرفت .. سرزمین پاک ما ای ایـــران
دوستت دارم .. مهد دین مــن .. دوستت دارم .. بهترین مــن .. دوستت دارم سرزمین مـن
گر بخواهد دمی دشمنی هلاک تو .. گر بخواهد کسی یک وجب ز خاک تو
می شوم تا مرزت روانه ... خصم دون، می رانم ز خانه
با سلاحی از خشم و کینه ... سینـه اش مـی گیـرم نشانـه
دوستت دارم .. مهد دین مـــن .. دوستت دارم .. بهترین مـــن .. دوستت دارم سرزمین مـن
Ahora Quien
آدما دو دستهَ ان , دسته اول اوناییَن که وختی می شنَون : "دستگاه مشترک مورد نظر خاموش میباشد" قبلِ اینکه خانومه وخت کنه " مشترکُ " کامل تلفظ کنه, گوشیُ قطع میکنن...
دسته ی دوم اما تا آخرشُ گوش میکنن, انگیلیسیشم حتی...!!!
دُوّمیا خستن, دُوّمیا سخــــــــــــــت خستن... سر به سرشون
نذارید...لدفآ
♥Rose♥
حرف از رفتن هاســــــــــت
کاش کسی
با آمدنش غافلگیرمان کنــــــــــــــد !!!
ژنرال
بر درگاه کوه می گریم،
در آستانه دریا و علف
به جستجوی تو
در معبر بادها می گریم،
در چار راه فصول،
در چارچوب شکسته پنجره ای
که آسمان ابرآلوده را
قابی کهنه می گیرد
.....
به انتظار تصویر تو
این دفتر خالی
تا چند
تا چند
ورق خواهد خورد؟
جریان باد را پذیرفتن،
و عشق را
که خواهر مرگ است
و جاودانگی
رازش را
با تو در میان نهاد
پس به هیات گنجی در آمدی
بایسته و آزانگیز
گنجی از آن دست
که تملک خاک را و دیاران را
از این سان
دلپذیر کرده است
نامت سپیده دمی که بر پیشانی آسمان می گذرد
- متبرک باد نام تو
و ما همچنان
دوره می کنیم
شب را و روز را
هنوز را
"شاملو"
Ahora Quien
Ahora Quien
منو ببخش ولی مجبورم آدم بـــــــــــدی بشم تا بتونم از پسِ بنده هــــــات بر بیام
ژنرال
هر گاه دلم رفت تا محبت کسی را به دل بگیرد، تو او را خراب کردی...
به هر که و به هرچه دل بستم، تو دلم را شکستی...
عشق هر کسی را که به دل گرفتم،تو قرار از من گرفتی...
هر کجا خواستم دل مضطرب و دردمندم را آرامش دهم و در سایه امیدی و به خاطر آرزویی، برای دلم امنیتی به وجود آورم، تو یکباره همه را برهم زدی و در طوفان های وحشتزای حوادث رهایم کردی...
تا هیچ آرزویی در دل نپرورم... هیچ وقت آرامش و امنیتی در دل خود احساس نکنم...
تو این چنین کردی تا به غیر از تو محبوبی نگیرم و به جز تو آرزویی نداشته باشم و جز تو به چیزی یا به کسی امید نبندم... و جز در سایه توکل به تو، آرامش و امنیت احساس نکنم...
خدایا تو را بر همه این نعمتها شکر می کنم...
"شهید دکتر مصطفی چمران"
Ahora Quien
ﻋﺰﻳﺰﻡ ﺷﻤﺎ ﻧﻪ " ﺩﺍﻓﻲ " ، ﻧﻪ " ﭘﺎﻓﻲ ..."
ﺷﻤﺎ ﻳﻪ " ﮔﺎﻓﻲ " ﮐﻪ ﺭﻭﺯﮔـــــــــــــﺎﺭ ﺩﺍﺩﻩ ﻭﺳﻂ ﺧﻠﻘﺖ !
garfild
حـــواســم از هــمه چــیز پــرت مــیشود ...
و مـــن چـه روز هـای بــیهوده ای را ســپری مــیـکنم ...
بـا بــیسـت و چـهار سـاعـت حـواس پـرتی!!!
Ahora Quien
ﮐﻨﻪ ﮔﻔﺖ : ﻣﯿﺮﻡ ﺑﻪ ﺣﺮﻓﺎﺕ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﻨﻢ ! ﺭﻓﺖ ﻭ ﺯﻭﺩ
ﺑﺮﮔﺸﺖ ﺍﻣﺎ ﻣﺎﻫﯽ ﻣﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ...
ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﺑﺎ ﻧﺒﻮﺩﻧﺖ ﮐﺴﯿﻮ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﻧﮑﻦ....
Ahora Quien
اگه می بینی اون عوضیه زن داره بازم دنبالته...
تو آدم باش...
بدون یکی با تمام وجود چشمش به دره تا همسرش بیاد...
همه احساسشو به پاش بریزه...
حرفای دروغشو که بوی خیانت میده باور نکن...
آره...تو آدم باش...
♥Rose♥
چون عروسک بازی شونم جدیه، رو عمرشون حساب میشه.
از دو سالگی مادرن. بعد مادر برادرشون میشن. بعد مادر شوهرشون میشن. باباشون که پا به سن میذاره ازشون پرستاری یه مادرو میخواد.
گاهی وقتا حتی مادر مادرشونم میشن. من شوهر نکردم. ولی مادر مادرم بودم، مادر پدرم بودم، مادر برادرم بودم، تازه به همه اینا بچههای به دنیا نیاورده رو هم اضافه کن، مادر اونا هم بودم.
(دیالوگ ماندگار آذر در باغهای کندلوس – ایرج کریمی)
♥Rose♥
حورا
چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی
آخرین ورود: امروز, 07:39
شما در حال مشاهده نسخه کامل سایت هستید. ←نسخه موبایل→