به آرشیو بوف بوفی خوش آمدید این مجموعه انجمن ایرانیان فنلاند (فروم iranian.fi) و شامل ۲۹۰٬۸۸۴ نوشته از ۱٬۱۷۷ نویسنده است که در فاصلهٔ بهمن ۱۳۸۹ تا بهمن ۱۳۹۵ منتشر شدهاند و بدون تغییر در دسترس قرار گرفتهاند. ثبتنام و ارسال نوشته در این وبسایت امکانپذیر نیست. چنانچه نوشتهای متعلق به شماست و مایل نیستید در آرشیو باقی بماند، میتوانید از طریق گزینهٔ «گزارش» در زیر همان نوشته، درخواست حذف آن را ثبت کنید.
روزگاری که آزادیها... شادیها... یواشکی نبود۲ آذر ۱۳۹۳ نقل قول: jaj دست گوگوش هم درد نکنه با این آهنگی که خونده دست شما هم درد نکنه که همیشه حضور دارین در تاپیکهام زبل آتشین به افتخار جاج
روزگاری که آزادیها... شادیها... یواشکی نبود۲ آذر ۱۳۹۳ چقدر دیدن خنده و شادی دختران سرزمینم لذت بخشه نسخه موبایل دانلود “طفلی به نام شادی، دیریست گم شده ست/ با چشم های روشن براق/ با گیسویی بلند به بالای آرزو/ هر کس ازو نشانی دارد ما را کند خبر/ …
یک نت روی دیوار انجمن ✏۲ آذر ۱۳۹۳ تبریک به پرسپولیسیهای سایت زبل جوانمرد پ. ن.1: قانون 30 دقیقه رو رعایت کنید. (من با نادیده گرفتن پست قبلی قانون رو رعایت کردم ) پ. ن. 2: منتظر خبر آسیبهای وارده به شرکت واحد میمونم ببینم اس…
فرار معجزهآسای سگ از چنگ پایتون۲ آذر ۱۳۹۳ نقل قول: علیرضا له نشد؟؟ برای همین تو عنوان نوشته شده معجزهآسا دیگه! له نشد زبل پایتون
دانشآموز بروجردی شاهرگ دبیر فیزیک خود را زد۲ آذر ۱۳۹۳ دانشآموز دبیرستانی در شهرستان بروجرد در استان لرستان، در اعتراض به پایین بودن نمرهاش، دبیر فیزیک خود را با ضربات چاقو به قتل رساند. علی قربانی، رییس روابط عمومی آموزش و پرورش استان لرستان…
دانشآموز بروجردی شاهرگ دبیر فیزیک خود را زد۲ آذر ۱۳۹۳ نقل قول: علیرضا phgh ätjdl iv cfhkd ld j,hkdn fk,dsdn ,gd ki hdk å,vd ndäi \s ]x,vd? نقل قول: jaj jhci ;gd il fhdn cplj f;ad jh ftild ]d k,ajk k,ajka vhpji ih زبل vlc'ah
دانشآموز بروجردی شاهرگ دبیر فیزیک خود را زد۲ آذر ۱۳۹۳ یک معلم بروجردی که صبح روز شنبه اول آذرماه 93 در یکی از دبیرستانهای این شهرستان توسط دانشآموز سال اول متوسطه با ضربه چاقو مجروح شده بود، به کما رفت. نقل قول: ایرانوایر به گزارش سایت محلی …
خاطرهای از شهبانو فرح۱ آذر ۱۳۹۳ نقل قول: تاریخ در تصویر مهمانها یکی یکی سالن را ترک میکردند تا جایی که من و پادشاه تنها ماندیم. آنگاه پادشاه با متانت بسیار از دو ازدواج پیشین خود سخن گفت. سپس خاموش شد. دست مرا در دست گ…