Pinglish

Tatre Sayeha

Ali Sorena · تاتر سایه ها
2017
همون شهر سوزانِ راه بی قدم شهری از جنس قهر شهری از جنس سایه های بی اثر بعد اولین جاده های بی رمق میدون چهارم ، خونه کشاورز جایی که لباس آسفالت میشه پاره وسط کوچه ها و زاغه های بی نفس بعد یه در دو لنگه ضد زنگی حیاطی با کفی سنگی کودکیِ من ، گوشه ی اتاق مشغول تماشای تئاتر سایه هاست با بغضی به سنگینی سایه یه زن زیر سنگینی دستور و اراده یه مرد من اشک سایه هارو دیدم آفتاب متهم مایل به مرگ پدرم شاهرگ خیابونا رو خال کرده بود رو بازوی چپش یه هرگز نمیر مادر تلخ که بی مادری رو میکنه غم آلوده ترش شاید واس همینه ک مادر و بفهمه توو چشمای من زیر امضای سرد پدر ، با یه نه میشه رد مادرم نگا شسته خونی تر از گونه هاش هیچی نیست توو صداش لباسش انگار بود چادر حجابش پهن رو بی مرامی استخون شونه هاش من کنار سارا، کنار مونا کنار همه آرزوهای بی گناه چهار تماشاگر اعدام آفتابیم چهار قاضی اتهام سایه ها من از اون کوچیدگانم به درون تووی نقب دلم با رنگ زبون منم آخر زرد خزون نادون بی امون دل نگرون که باد تموم خونمو بُرد آشیونمو خورد ، تووی جنگ تموم من از اون کوچیدگانم به درون تووی نقب دلم با رنگ زبون منم آخر زرد خزون نادون بی امون دل نگرون که باد تموم خونمو بُرد آشیونمو خورد ، تووی جنگ تموم عشق نفرت میشد و تنم زیر نگاه سرد سایه های متهم هم مردنی ترین هجای شعر من بود قاتل همسایه های متهم این بیرون سایه ها کشیده ترن بابا من که فقط مخاطب این نمایشم دیوار پشتم انقدری بدون سایه َس که شک میکنم حتی به حضور و بودنم گاهی دوتا دست سُر میخورد توو هم دوتا دست که از هم پُر میشد بزرگ میشد با غروب خورشید تووی پرده ی بعد گرگ میشد من از دیدن تئاتر گرگ ها رو‌ دیوار بیمار تر شدم از امنیت مردن یه هیولا جلوم یه شبنم و میخورد وقتی دونه ی اشک‌ کوچیکمو ‌میخوردم یه دختر که موش و میتراشن ، آی نزنید اون همه آرزوشه موهاش یه سایه ی تموم معصومیت من بود میبینی پدر ، پاشیدم آره سایه ی زندگیم توو دست باد وحشی به سیلی روزگار خندید غبار نفرت سایه های مادر میکنه پایان این تئاتر و ‌زخمی من کنار سارا، کنار مونا کنار همه آرزوهای بی گناه چهار تماشاگر اعدام آفتابیم چهار قاضی اتهام سایه ها من از اون کوچیدگانم به درون تووی نغمه دلم با رنگ زبون منم آخر زرد خزون نادون بی امون دل نگرون که باد تموم خونمو بُرد آشیونمو خورد ، تووی جنگ تموم من از اون کوچیدگانم به درون تووی نغمه دلم با رنگ زبون منم آخر زرد خزون نادون بی امون دل نگرون که باد تموم خونمو بُرد آشیونمو خورد ، تووی جنگ تموم

مرتبط

داغ ترین های امروز

تازه‌ترین خبرهای فنلاند

بیماری واگیر هولناکی در فنلاند بیداد می کند؛ موارد ابتلا ناگهان بالا رفت: «باید همین حالا متوقفش کرد» اخبار فنلاند · ۴ آبان ۱۴۰۵ دادستان فنلاند: مکوان امیرخانی در فیلمبرداری یک سریال تلویزیونی میرا لوتی را بدون رضایت او بوسید و لمس کرد اخبار فنلاند · ۴ آبان ۱۴۰۵ زنی برهنه وسط هلسینکی پول پخش کرد؛ واکنش پلیس فنلاند اخبار فنلاند · ۴ آبان ۱۴۰۵ ظن پزشکان: نوزاد به خاطر تبخال لب مادرش جان باخت اخبار فنلاند · ۴ آبان ۱۴۰۵ آیا این یکی از دلایل شادی فنلاندی هاست؟ پژوهشی پیوندی عجیب را نشان داد اخبار فنلاند · ۴ آبان ۱۴۰۵ بیماری مقاربتی ترسناکی که در فنلاند تا سه هفته بی نشانه می ماند؛ پیامدهایش می تواند ویرانگر باشد اخبار فنلاند · ۴ آبان ۱۴۰۵ رویداد هالووین ۲۰ یورو قیمت داشت؛ بازدیدکنندگان در فنلاند خشمگین شدند: «چند تا اسکلت این طرف و آن طرف» اخبار فنلاند · ۴ آبان ۱۴۰۵ کلاهبردار اشتباه کرد و با خبرنگار فنلاندی گفت وگو کرد؛ داستانش فرو ریخت اخبار فنلاند · ۳ آبان ۱۴۰۵
همهٔ خبرهای مجله ←