Golhaye Barankhordeh
Alireza Ghorbani · گل های باران خورده
روی هر خط بزن تا از همونجا پخش شه
ای که در شبهای دوری گریه میکردی برایم
رفتی و بعد از تو دنیا غرق شد در گریه هایم
بی تو آوازی دلم را نخواهد داد دیگر
بی تو حتی شوق خواندن مرده دیگر در صدایم
بی تو آغاز سکوتم بی تو پایان ترانه
خنده هایم بی دلیل و گریه هایم بی بهانه
گر چه دیگر هستی ام را شوقه دیداری نمانده است
باید از باران بگیرم خاطرات مرده ام را
یا که عادت میکنم با بغض گلدان پشت شیشه
یا به دریا میدهم گل های باران خورده ام
تا به کی باید به یاد روزهای رفته باشم
بعد از این باید تو را از خاطراتم پس بگیرم
یا به شوق لحظه ی برگشتنت عاشق بمانم
یا شبی در آخرین رویای غمگینم بمیرم
بی تو آغاز سکوتم بی تو پایان ترانه
خنده هایم بی دلیل و گریه هایم بی بهانه
گر چه دیگر هستی ام را شوقه دیداری نمانده است
باید از باران بگیرم خاطرات مرده ام را
یا که عادت میکنم با بغض گلدان پشت شیشه
یا به دریا میدهم گل های باران خورده ام