رادیو ایرانیان فنلاند
مرور Pinglish

Majaraye Man

Alireza Talischi · ماجرای من
روی هر خط بزن تا از همونجا پخش شه
این تازه شروع ماجرای من با درد
انگار که خدا دید
ولی وایساد و نگاه کرد
جون از تن من برد
خبر رفتنت انگار
برگرد منو دست زندگی
اینجوری نسپار
من خیلی بمونم
بعد یه گریه ی سیرِ
هیچ فاصله ای نیست که منو از تو بگیره
پشتم به تو گرم بود
آسون بشه سختیش
از بخت بد این زخم باز خورد جای قبلش
من با نخ چشمات به زندگی وصلم
بعد از تو چشمامو رو زندگی بستم
کاش عکستو نقاشی می کردم پشت پلکام
مجبور نشه دنیا رو ببینه بی تو چشمام
هرچی که خدا داد جای تو کاشکی بگیره
هی خواب نبینم من میدوم اون داره میره
پشتم به تو گرم بود
آسون بشه سختیش
از بخت بد این زخم باز خورد جای قبلش
من با نخ چشمات به زندگی وصلم
بعد از تو چشمامو رو زندگی بستم