رادیو ایرانیان فنلاند
مرور Pinglish

Darya

Amirabbas Hasanzadeh
من باز تنها اومدم دریا جای خودت عکسات همرامه اینجا میام دلتنگ تر می شم دوریت تنها درد دنیامه هر وقت تنهایی میام دریا غصه به من نزدیکتر می شه اشکامو یکجا جم کنی کم کم اندازه ی چن تا خزر می شه ایکاش اونروزی که می رفتی عکساتم از اون خونه می بردی شاید یه کم بی رحمیه اما ایکاش این زخم و تو می خوردی آوردمت دریا دلت واشه رفتی که جات تو خونه خالی شه میخوام بگیرم دستتو اما دستاتو توو عکسم مگه می شه این غصه داغون کرد دنیامو برگرد و یه فکری واسه من کن لعنت به این دریا به این عکسا تکلیف این احساس و روشن کن