ایرانیان فنلاند مرور خبرها
Pinglish

Gheseh Ghamgin Shod

Amirhossein Eftekhari · قصه غمگین شد
2017
روی هر خط بزن تا از همونجا پخش شه
مثل اون بغضی که درمیادش از سینه
حس چشمایی که بسته است و نمیبینه
حس من حس عجیبیه که با یادت
بعضی وقتا هی میره یه گوشه میشینه
قصه تلخ شد آخرش دوباره من بازم
که دارم از نو با تو خاطره میسازم
مثل یه کبوتری که بالشو بستن
اما از یادش نمیره حس پروازم
قصه غمگین شد دلت
میخواست جونم بره
من دلم پیر شد از انتظار و دلهره
مثل من کی شد واسه تو یه دیونه وار
قصه غمگین شد رد شد دل تو مثل باد
قصه غمگین شد دلت
میخواست جونم بره
من دلم پیر شد از انتظار و دلهره
مثل من کی شد واسه تو یه دیونه وار
قصه غمگین شد رد شد دل تو مثل باد
قصه غمگین شد تو منو از یادت
بردی اره .....بردی اره ....
حس من پیر شد این حسی که یک روز
بهت میگفت تو رو انقد دوست داره
قصه غمگین شد دلت
میخواست جونم بره
من دلم پیر شد از انتظار و دلهره
مثل من کی شد واسه تو یه دیونه وار
قصه غمگین شد رد شد دل تو مثل باد
قصه غمگین شد دلت
میخواست جونم بره
من دلم پیر شد از انتظار و دلهره
مثل من کی شد واسه تو یه دیونه وار
قصه غمگین شد رد شد دل تو مثل باد