📨 تلگرامت را به رادیو وصل کن. درخواستِ ترانه، لینک‌های ویژه و خبرها مستقیم به تلگرامت می‌آید.
Parandeh - Behin & Samin

Parandeh

Behin & Samin
0:000:00
📻 رادیوی این ترانه
🎚 A minor · Camelot 8A
متن ترانه
توی یک جنگل تن خیس کبود یه پرنده آشیونه ساخته بود خون داغ عشق خورشید تو سرش جنگل بزرگ خورشید رو پرش تو هوای آفتابی روی درختا می پرید تنشو به جنگل روشن خورشید می کشید تا یه روز ابرای سنگین اومدن دنیای قشنگشو به هم زدن هر چی صبر کرد آسمون آبی نشد ابرا موندند هوا آفتابی نشد بس که خورشیدشو تو زندون سرد ابرا دید یه دفعه دیوونه شد از توی جنگل پر کشید زندگی شو توی جنگل جا گذاشت رفت ورفت ابرا رو زیر پا گذاشت رفت و عاقبت به خورشیدش رسید اما خورشید به تنش آتیش کشید اگه خورشید یکی تو آسمونه مرغ عاشق رو زمین فراوونه روزی یکی به بالا چشم می دوزه میره با این که میدونه می سوزه من همون پرنده بودم که یه روز خورشید رو دید اسم من یه قصه شد، این قصه رو دنیا شنید