رادیو ایرانیان فنلاند
مرور Pinglish

Chizi Nakhast

Ehsan Khajehamiri · چیزی نخواست
روی هر خط بزن تا از همونجا پخش شه
من زندگیمو پشت این در جا گذاشتم
تنها نبودی، من تو رو تنها گذاشتم
می‌بازمت تا فاتح این جنگ باشم
شاید که دلتنگم شی و دلتنگ باشم
رویای پروازو به من نزدیک کردی
مات تو بودم تا بهم شلیک کردی
می‌خواستی عاشق کنی و خون بریزی
حتی اگه دشمن بشی بازم عزیزی
اون درا رو بست و رفت، اما ازم چیزی نخواست
دل بدی دل بشکنی، این عادت دیوونه‌هاست
بی‌سرانجامی عشق، تقدیره یا تقصیر ماست؟
اون درا رو بست و رفت، اما ازم چیزی نخواست
دل بدی دل بشکنی، این عادت دیوونه‌هاست
بی‌سرانجامی عشق، تقدیره یا تقصیر ماست؟
عشق؛ فقط تصویر درده، یه زخم دورگرده
عشق؛ یه راهی رو به هیچه، که عطر تو بپیچه
عشق؛ چه بی‌رحمه همیشه
که میخوای و نمی‌شه
عشق؛ منِ دیوونه رو دید که زخمامو نبوسید!
اون درا رو بست و رفت، اما ازم چیزی نخواست
دل بدی دل بشکنی، این عادت دیوونه‌هاست
بی‌سرانجامی عشق، تقدیره یا تقصیر ماست؟
اون درا رو بست و رفت، اما ازم چیزی نخواست
دل بدی دل بشکنی، این عادت دیوونه‌هاست
بی‌سرانجامی عشق، تقدیره یا تقصیر ماست؟