ایرانیان فنلاند مرور خبرها
Pinglish

Zibaye Man

Evan Band · زیبای من
2019
جانم به لب آمد عجب صبری تو داری من که مردم پیراهنم را پاره کن من بویی از یوسف نبرده ام امشب کلید خانه را دیوانه را دستت سپردم جانم به لب آمد عجب صبری تو داری وقت دیدار کو شانه ات دیوانه ات مانده میان بغض و رگبار چون آخرش عاشق سرش یک شانه میخواهد نه دیوار تو ماه پیشانی چرا در آسمانم نیستی وای ای ماه پیشانی بگو در آسمان کیستی وای تو هم ز خویش هم رانده ای هم در گلویم مانده ای وای هر روز مردم پای تو یک روز خاطرخواه من باش هی وای من زیبای من بجای من باشی تو ای کاش جانم به لب آمد عجب میلی به این دوری دلت داشت پیراهنم را پاره کن هم جان رسد دست تو هم دل من پای تو جان دادمو از تو فقط دل خواستم دل من پای تو جان دادمو از تو فقط دل خواستم دل تو ماه پیشانی چرا در آسمانم نیستی وای ای ماه پیشانی بگو در آسمان کیستی وای تو هم ز خویش هم رانده ای هم در گلویم مانده ای وای هر روز مردم پای تو یک روز خاطرخواه من باش هی وای من زیبای من بجای من باشی تو ای کاش جانم به لب آمد عجب میلی به این دوری دلت داشت