وطن جوانه ای که به بهای جان قد کشید
از خاک داغ حادثه به آسمان قد کشید
به زخم اگرچه خو گرفت به مرگ تن نداد
میان بغض و تیرگی خورشید قد کشید
وطن بمان وطن بمان
که از دل خون که از دل خون امید قد کشید
به شب نگو تمام شد سپیده قد کشید
جوانه ها به خاک گفتند ما بهار می شویم
ما بهار می شویم ما بهار می شویم
اگرچه راه تاریک است استوار میشویم
استوار میشویم استوار میشویم
وطن بمان وطن بمان
که از دل خون که از دل خون امید قد کشید
وطن بمان
به شب نگو تمام شد سپیده قد کشید