رادیو ایرانیان فنلاند
مرور Pinglish

Man Boodam Bad

Herosina
من بودم بد ولی رد تو رو قلبم هنوزم هست میخواستم که توی آتیشت نسوزم من الان دیگه دیره به من نگو برگرد بهم نگو برگرد چون باید رفت دیگه نزن حرف نه الان ازت کندم برم نمیگردم وقتی بهت گفتم شدی واسم کم رنگ یهو خشک شدش رو صورتت لبخند نمونده حسی بینمون بوده کجا کی عینمون خراب بود بیبی جنسمون بودش جدی عیبمون پس نگو هی بمون هیچی که نمیشه درست میگفتم نمیذارم کسی ازم بگیره تو رو الان از خدامه بگی بهم برو چون نمیخوام با چشای خیس بشینی جلوم من بودم بد ولی رد تو رو قلبم هنوزم هست میخواستم که توی آتیشت نسوزم من الان دیگه دیره به من نگو برگرد بهم نگو برگرد بهم میگفتی میسازی با کم و با زیادم بازیت دادم چون خودت دادی بازی یادم تو دستمه جانی واکم تو قلبم جا نی واست تو رو جا میذارم چون ندارم راهی واقعا میبینی منو تو وقتی جلو چشات پر از قطره های اشک تاریک این اتاق بین ما دو تا تا هم هی میکنی شک بهم شده راهمون جدا به هم نبودیم پس بسه دیگه بچه دیگه نمیشی خوشحال همش هی میگی مدام که دلم واست تنگه میریزی اشک تمساح هی شده خسته پلکام هی روت شده بسته چشمام دیگه بسه اسرار از دلم رفته حسم من بودم بد ولی رد تو رو قلبم هنوزم هست میخواستم که توی آتیشت نسوزم من الان دیگه دیره به من نگو برگرد بهم نگو برگرد