ایرانیان فنلاند مرور خبرها
Pinglish

Paeiz

Hojat Ashrafzadeh · پاییز
2014
پاییز می رسد که مرا مبتلا کند با رنگ های تازه مرا آشنا کند پاییز می رسد که همانند سال پیش خود را دوباره در دل قالیچه جا کند او می رسد که باز هم عاشق کند مرا او قول داده است به قولش وفا کند پاییز عاشق است پاییز عاشق است و راهی نمانده است جز اینکه روز و شب بنشیند دعا کند تقویم خواست از تو بگیرد بهار را تقدیر خواست راه شما را جدا کند او می رسد که باز هم عاشق کند مرا او قول داده است به قولش وفا کند خش خش صدای پای خزان است یک نفر در را به روی حضرت پاییز وا کند پاییز عاشق است پاییز عاشق است و راهی نمانده است پاییز عاشق است