Javaneh
Majid Kazemi
شعر من از عذاب تو
گزند تازیانه شد
زجه مغرور تنم
ترنم ترانه شد
حماسه زبان من
در شب تلخ گم شدن
ضیافت خواب تو را
غصه عاشقانه شد
برای رند در به در
این من عاشق سفر
وای که بی کرانه ی
حصار تو کرانه شد
وای که در عذاب عشق
کشته شد آشنای عشق
وای که نعره های عشق
زمزمه شبانه شد
ای تکیه گاه تو تنم
سنگر قلب تو منم
وای که نیزه ی تو را
سینه من نشانه شد
درخت پیر تن من
دوباره سبز میشود
که زخم هر شکست من
حضور یک جوانه شد
وای که در حضور شهر
در بزم سوت و کور شب
شب کور وحشت تور را
قلب من آشیانه شد
وای که آبروی تو
مردِ عمل حق گوی تو
بر آستان کوی تو
جان داد و جاودانه شد
من همه زاییده منم
زخمی زخمه تنم
برای های های من
زخمه تو بهانه شد
درخت پیر تن من
دوباره سبز میشود
هرچه تبر زدی مرا
زخم نشد جوانه شد
ای تکیه گاه تو تنم
سنگر قلب تو منم
وای که نیزه تو را
سینه من نشانه شد
درخت پیر تن من
دوباره سبز میشود
که زخم هر شکست من
حضور یک جوانه شد