Ghesseh
Milad Derakhshani
شب که میرسد از کناره ها
گریه می کنم با ستاره ها
همچو خامشان بسته ام زبان
حرف من بخوان از اشاره ها
شب که میرسد از کناره ها
گریه می کنم با ستاره ها
همچو خامشان بسته ام زبان
حرف من بخوان از اشاره ها
قصه ی مرا بشنوی تو هم
بشنوند اگر، سنگ خاره ها
وای اگر شبی ز آستین جان
بر نیاوری دست چاره ها
دار بسته را فصل خسته را
دوره می کنم با دوباره ها
وای اگر شبی ز آستین جان
بر نیاوری دست چاره ها
دار بسته را فصل خسته را
دوره می کنم با دوباره ها
با دوباره ها
با دوباره ها
با دوباره ها
با دوباره ها
با دوباره ها
با دوباره ها
با دوباره ها
قصه مرا بشنوی تو هم
بشنوند اگر، سنگ خاره ها
قصه مرا بشنوی تو هم
بشنوند اگر، سنگ خاره ها