Pinglish

Marathon

Mohammad Bibak · ماراتن
2021
دیگه خیلی دیره نگو نه کلمه ای نمیاد رو زبونم بیرونم ، تو رو می کشه و درونم آخ امان از درونم گمونم همونم فقط گستاخ ترم همون شاگردیم که پی استاد نرفت شمشیر رو واسش از رو می بندن با آدمهای قرون وسطاست طرف ولی اون ، هنوز سر پاست خودش خوب بازی کرد و باخت سر تاس استخون لا زخمه و نر و لاس زنبیل گذاشته سالها تو صف شانس ولی دست خالی تر هر دفعه برگشت رو به جلو میره البته برعکس عرصه که میشه هر دفعه تنگ تر پُر تر میشه این دفتر صد برگ دکترم میگه پُر کمبود و گله م میگه راهی نداره درمون دلم میگه اگه بخوام همین فرمون رو برم میگم بقیه ش رو نگو نذار دست روی دلم خستم از بس رقصیدم با هر ساز دورم تیمساریم که سرباز شدم من می خواستم نسلم پرواز کنن اما نشد حتی برای خودم دری باز کنم چون نداشتم مثل موسی عصا نذاشتن این دوستها حواس کاش میشد برم مثل روسها فضا وقتی همه شبها تلخن و روزها عذاست بهتره دیگه با هم نمونیم میگی عوض شدم قلبی و زبونی من همونم سوال اینه تو هم همونی ؟ همونی که پات رفت همه جوونیم اونا فقط می خوان خرابم کنن اونا فقط می خوان حواس پرت کنن اونا فقط می خوان تلاش کم کنم اونا فقط می خوان شبهامم سرد شن من از خودم فرار کردم من خودم رو جواب کردم حرفها رو دور گردنم خیلی وقته که طناب کردن اما نمی ذارم من این بار هم ادامه میدم به همین کارم این یه ماراتنه تو پاهام گمه رگه هایی که رنگ خستگی دارن هنوز حق داشت ولی اون رو کسی خورده داشته هاش رو داد رفت از باخته هاش کمی بُرده بهش نگی بزدل دلش دریای بسی گنده توی ساحلشم پُر ماهیه ولی مُرده مد بود دریا و موج زد پاش من اون دوستی که یه عمری دشمن داشت رو دیوار مونده هنوز من مشتم جاش یه بار هم تو پشتم باش نه ! بیهوده بوده من تلاشم تو هنوز به فکر بدنه قفسی و من از الآن نگران کفتراشم لال نباش تا کرها شوکه شن اونها که حال میدن اما چرتکه تش پیداشون میشه وقتی سرها خورد به سنگ اما این بار نهایتا سلام مخلصم چیه ؟ نداره این حرفها جواب بپرس مگه نداشت خبر از ماجرا چی شد نموند واسه اسبها سوار ؟ چی شد نموند واسه فصلها بهار می دونم ریشه دووندی که تو سر کاری می دونی ریشه داره تو چه نوع رفتاری ؟ می بینی اینجا همه چی به ریشه تهش میرسه کافیه از تهش ه رو برداری رفتنیم من رفتنیم پی صفی باش که توش من اولیم سرد تر از یه شب بهمنیم من ابریشم اونا گوش مخملین چیه ؟ میخوای انکارم کنی ؟ حتی اگه دو اخطارم کنی چند بار نمی تونی اخراجم کنی پس بخشش لازم نیست اعدامم کنید اونا فقط می خوان خرابم کنن اونا فقط می خوان حواس پرت کنن اونا فقط می خوان تلاش کم کنم اونا فقط می خوان شبهامم سرد شن من از خودم فرار کردم من خودم رو جواب کردم حرفها رو دور گردنم خیلی وقته که طناب کردن اما نمی ذارم من این بار هم ادامه میدم به همین کارم این یه ماراتنه تو پاهام گمه رگه هایی که رنگ خستگی دارن

مرتبط

داغ ترین های امروز

تازه‌ترین خبرهای فنلاند

محاسبات Kela در فنلاند: با حذف کمک هزینهٔ نگهداری کودک در خانه، کسی که طولانی در خانه بماند تا ۵۰۰۰ یورو از دست می دهد اخبار فنلاند · ۵ آبان ۱۴۰۵ وزارت دارایی فنلاند گزینه های تند روی میز گذاشت: حذف کمک هزینهٔ فرزند و کمک هزینهٔ تحصیلی، کاهش حقوق بازنشستگی و مالیات بیشتر بر کار اخبار فنلاند · ۵ آبان ۱۴۰۵ آیا هالووین برای کودک زیادی ترسناک است؟ Supernanny فنلاند نظر می دهد؛ توصیهٔ مهم برای پدر و مادرها اخبار فنلاند · ۵ آبان ۱۴۰۵ حمام نمی روند و غذا جیره بندی می شود؛ فقط حدود یک سوم کودکان کم درآمد فنلاند احساس خوشبختی می کنند اخبار فنلاند · ۵ آبان ۱۴۰۵ فنلاندی هایی که کار خانه میل جنسی شان را کم کرده حرف می زنند: «جدایی جایی اجتناب ناپذیر است» اخبار فنلاند · ۵ آبان ۱۴۰۵ بیماری واگیر هولناکی در فنلاند بیداد می کند؛ موارد ابتلا ناگهان بالا رفت: «باید همین حالا متوقفش کرد» اخبار فنلاند · ۴ آبان ۱۴۰۵ دادستان فنلاند: مکوان امیرخانی در فیلمبرداری یک سریال تلویزیونی میرا لوتی را بدون رضایت او بوسید و لمس کرد اخبار فنلاند · ۴ آبان ۱۴۰۵ زنی برهنه وسط هلسینکی پول پخش کرد؛ واکنش پلیس فنلاند اخبار فنلاند · ۴ آبان ۱۴۰۵
همهٔ خبرهای مجله ←