ایرانیان فنلاند مرور خبرها
Pinglish
فال امروزفال فردافال شخصیفال سازگاری

Khoob o Bad

Reza Sadeghi · خوب و بد
2011
دارم از دستای عشقت یه جورایی رها می شم اگه شاه بازیه، عشق تو دیگه مات و من کیشم دارم میرم که از نو شم، گلم نگو که بی رحمی میخوام حرف بزنم روراست و این حرفارو می فهمی واسه اینکه خیلی چیزا بمونه باید نباشه گاهی ماهی واسه موندن باید از آب جداشه گاهی ام باید بمیری تا که یه زندگی نو شه بهتره گلی نباشه تا باغ گلات درو شه دارم از دستای عشقت یه جورایی رها می شم اگه شاه بازیه، عشق تو دیگه مات و من کیشم دارم میرم که از نو شم، گلم نگو که بی رحمی میخوام حرف بزنم روراست و این حرفارو می فهمی میدونم سخت جون میدم باور کن اینو فهمیدم ولی خسته شدم بس که دلم رنجید و خندیدم تو خوب و ، من بد عالم از این حس تو خوشحالم تو این حال و هوای عشق به جون تو بده حالم واسه اینکه خیلی چیزا بمونه باید نباشه گاهی ماهی واسه موندن باید از آب جداشه گاهی ام باید بمیری تا که یه زندگی نو شه بهتره گلی نباشه تا باغ گلات درو شه تو خوب و ، من بد عالم از این حس تو خوشحالم...

اگر این را دوست داشتی