رادیو ایرانیان فنلاند
مرور Pinglish

Saghi

Shahin Sheykhi & Moyan
در مستی آن چشمان خمار عشقیست نهان افتاده به جان برقیست چونان که از دلم برده توان پیش چشم همگان رسوای زمان چو شرابی که هزار ساله شده لبهای تو سرخی همان باده شده ندانم به چه قصدو قرضی ساقی شدی آمدی جان مرا تازه کنی یا دلی ویرانه کنی چند صباح عمریست باقی باشه در دست تو ساقی ندانم که چه دانیو برام دیدی چه خوابی تو چونان در شرابی که به آتش بکشانی ندانم که چه دانیو برام دیدی چه خوابی وقتی که میبینم شبا تو بغل خودم نشسته یادم میاره که خدا هنوز مارو یادش نرفته اومدی که حالم عوض شه اومدی که حالم عوض شه چند صباح عمریست باقی باشه در دست تو ساقی ندانم که چه دانیو برام دیدی چه خوابی تو چونان در شرابی که به آتش بکشانی ندانم که چه دانیو برام دیدی چه خوابی